ar
Feedback
👄rüya🕊

👄rüya🕊

الذهاب إلى القناة على Telegram

ناشناس

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
271
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-117 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
چقدر چرت بود نصفه صفحه هاش شیرین بود یا همون صحنه های قسمت اخر فصل قبل

فراگمان بود؟ پس تیزر شروع فصل و کی میدن

این چه کصشری بود من دیدم😐

اوهااا

اولین تیزر فصل دوم تاشو @TBDIRAN

بی شخصیت ترین فرد هست ادمین پیچ سریال واقعا دیگه عملا مشخصه که با اسدیل مشکل داره فقط بار ها و بار ها هم ثابت شده این موضوع ویدویی که از اولدن گذاشته بود تو چند ساعت اول فقط ویو عالی گرفت بعد این آدم مریض زد پاکش کرد دوباره آپلود کرد:/// چرا؟!فقط بخاطر حسادت و مریض بودن. واقعا این کیه ادمین کردن ادمین باید بی طرف باشه نه اینکه فقط از یک زوج خاص حمایت کنه واقعا حیف پیچ سریال که دست همچین آدم عقده ای باشه.... البته اسدیل فنا دارن حسابی تو بخش کامنت ها از خجالتش در میان😂💔 به هر حال اولدن زوجی هست که دوباره هم پستشون به ویوی خوبی میرسه ولی چقدر مریضگونه و چیپ بود این حرکت... #TaşacakHaBuDeniz 𓄳 #New ≣ @TasacakBuDeniz_ir ᔓ

—اولین تیزر فصل دوم تاشاجاک امشب پخش میشه ❤️‍🔥 ؛

دنیزم فامیلی باریش برداشت🥹❤️‍🔥
دنیزم فامیلی باریش برداشت🥹❤️‍🔥

بوراک و گوزل ابلاش🥹✨❤️‍🔥
بوراک و گوزل ابلاش🥹✨❤️‍🔥

زبونم بند اومده صبا. خدای من این چه شاهکاری بود؟ تیکه تیکه شدم)):

وقتی نمیتونی دردتو‌ به کسی بگی...🫠

#پارت13 #اسدیل_کلبه «سردخونه» الینا چند باری، جلو در سرد خونه وایستاد نفس اروم کشید ، دلش میخواست هم اینا خواب بشه، این مامانش چند باری از خودش بشکونه گرفت‌شاید از این کابوس بیدار میشد، اما این کابوس نبود ، خود تاریکی بود. اول اروچ رفت داخل ، حتی تحمل اونحا بودن نداشت، دلش نیومد اینجا بیاد خالی از اینجا برگرده واسمه رو‌تو سرما ول کنه، اسمه اینه مادر براش بود ، وقتی بچه بود همیشه رو اون بردارشو‌اون میپوشند به این فکر کرد که عمو مادر اون بچه اون از اون دزدید ، ولی اسمه حتی دلش نیمود که بچه فورتنا سردشون بشه، هردو تاشون با آلینا نزدیک تخت فلزی شدن که بند بی جون اسمه رو اون بود ، اروچ رو اسمه رو باز کرد خیلی ارومه انگار که واقعا اسمه خوابه،... چهره اسمه همون بشاشی شادی نداشت دیگه، یه صورت رنگ پریده بدون روح ، سرد،... آلینا با دیدن چهره بی جون اسمه ،تو لحظه اول پاهاش دچار ضعف شدن تعادلشو داشت از دست میداد، اما خیلی سفت تخت فلزی گرفت خودشو بیشتر به چهره اسمه نزدیک کرد ، چهرشو لمس کرد خراش کنار سرش نوازش کردو فقط گریه کرد، آلینا :چرا ول میکنی؟ از بو کردنم سیر شدی من سیر نشدم، من هنوز یه دل سیر تو بغل تو‌نخوابیدم یه دل سیر موهات بو نکردم،... من خیلی دوست دارمم،.... من نمی خوام از دست بدم، منم با خودت ببر، توروخدا التماست میکنم اروچ :آلینا اروم باش ، قربونت بشم نکن ، نکن بازم بهت ارام بخش میزننن نکن، اروم باش لطفااا، اما آلینا همنجوری اسمه رو بغل کرده بود ومیگفت: من مامانم میخوام، تو منو از مامانم جدا گردی، من تو حسرتش گذاشتی همش تقصیر تو، همینارو که داشت میگف دوباره از فشلر عصبی بی هوش شد اروچ : معذرت میخوام،خیلیی.... اما منم الان دیگع بیدار شدم، دیگه امیدی نیست ، حساب این کارو پس میده ،من میگرم:) «اتاق » عادل کم کم داشت به همش میمومد چشماش باز میکرد ، انکار که از یه خواب سنگین بلند شده باشه، چند باری چشاش بست باز کرد تا درک کنه‌ کجاس، چشماش این ور اون کرد ، متوجه بو الکل دارو شد، یه نگاه به سمت چپش انداخت ، آلینا اونجا بود ، دقیقا کنار تختش، تازه داشت همچی براش روشن میشد ، خواب نبود واقعیت بوده اسمه اون دیگه کنارشون نبود ، سعی کرد رو پاهاش وایس ، اما سرگیج های کوچیک سراغش میمود هیچ کدوم مهم نبود، خودش باید میرسوند به اسمه، وارد بخش شد کسی اونجا نبود نه اروچ نه فادیمع نه ایسو ، ... تمام تابلو های رو دیوار خوند و خودش به سر دوخونه رسوند ، به دکتری که اونحا بود گف، زن من اونجاس میخوام ببینمش، اول دکترا مخالفت کرد وگفت نمیشه برای خودتون خوب نیس، اما به التماس عادل دلش نرم شد برای 2 دقیقه اجازه دیدن داد ، اولش دکتر وارد شد کنار تخت اسمه رفت پارچه ای که رو صورت اسمه بود برداشت ، اما عادل هنوز جلو‌ در ورودی بود +فقط دو دوقیقه باش؟ عادل با سرش تایید کرد قبول کرد بد رفتن دکتر اروم نزدیک اسمه شد ، گریه هاش بند نمی اومدن چندباری به صورت قفسه سینه اسمه نگاه کرد ، هنوز منتظر مجعزه بود، اما هیچ اثری از اعلام زنده بودن تو بدن اسمه نبود، خیای آروم دستشو رو صورت اسمه کشید موهاش نوازش کرد، خم‌شد‌و از پیشونیش بوسید گف : قرار بود سالگرد عقدمون بگیرم ، نه عزاداری نبود تو رو ، ببخشید که دیر رسیدم ، ببخشید که نتونستم نجاتت بدم‌، بابت هر اشکی که برای من ریخت معذرت میخوام، اما بهت قول میدم حساب هیچکدوم از کارایی که در حقت کردن بی جواب نمی مونه، قول میدم ، من الان باید برم اما تو هیچوقت من ول نکن باش ؟ از پیشونیش بوسید رو اسمه رو‌پوشوند متوجه سرما اونجا شد ، از ملاف های تمیز گوشه اتاق استفاده کرد و بازم رو اسمه رو پوشوند ، اینجوری سردت نمیشه ، از سردخونه دور دور تر شد، به بخش که رسید بدون توجه به آدم رفت داخل اتاق دید آلینایم بیدار شده زانو و ای خودشو تو بغلش گرفت گریه میکنه به‌سرعت رفت کنارش اون تو بغلش گرفت نوازش کرد بوسید ، تا میتونست بوش کرد تنها آلینا تنها دارایی عادل بود که بوی اسمه اش میداد ، با آروم کردن اون خودشم کم کم آروم شد:) « دو روز بعد روز خاک سپاری ،مزار»

همشون برن کنار. کرالیچه اسمه رو نگاااا😭😭❤️‍🔥❤️‍🔥 چقدر خوشگل شده با ابهت جلوتر از همه نشسته🔥 امریه جون شریف جون تیمور جون فورتوناها دهنتون سرویسه💋

من حس میکنم خوب میشه

سوجان چرا باز پیش شریفه. سیک کن دیگه زن

قیافه امریه مثل شمر میمونه با اون سربند قرمز😂😂😂

خوب مثل اینکه حتی تو این فصلم اوروچ کم عقل طرف فورتوناس😏

بچه ها تیمور چه نگاه عاشقانه ای به هجران میکنه وای🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

آفیش جدید از فصل دوم سریالمون 🔥🔥 @TasacakBuDeniz4
آفیش جدید از فصل دوم سریالمون 🔥🔥 @TasacakBuDeniz4