خورشیدِ نارنگی.
الذهاب إلى القناة على Telegram
For the things I get lost in.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
619
المشتركون
-424 ساعات
-157 أيام
-1530 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from انجمن نوازندگان مُرده.
«دو برابر مرگم مردهام و نصف زندگیام را زندگی نکردهام.»
_افرا؛ بهرام بیضایی.
و اما
بعضی از شادترین
آهنگها، یک روز تبدیل
شدند به غمگینترین
چیزهایی که میشنوی...
-تولدت مبارک پسر ایران.
خورشیدِ بینور
``واژهای برای یادآوریِ تکهای از فروغی است..
که میانِ تاریکی و نور ایستاده!
تکهای که فقط سیاهی است
و تکهای دیگر که پر از نور است.
واژهای که میانِ بودن و نبودن،
فرو رفتن در نور و سیاهی،
و شکفتنِ خود
به وجود آمد.
خورشیدِ بینور؛
فُروغ.✍🏻🌞
این کثافت های لَجن
چیزی جز عذاب ندارند ،
اینقد پلشت تر از لَجن هستن
که همیشه تقلای دارند با چیزی
صورتت را از سیلی سرخ نگه دارند؛
قلب را حس می کنند و با خرده ریزه های
خود آن را می بلعداَند
سمفونی های بی نهایت اند
تاریکی های بی نهایت آند
دستان را می گیرند با گرمای نور خود در تاریکی
بینهایت گم تان می کند
فقط انگار تاریکی وجود دارد
و نور خاموش می شود
طوری ؛
که حتا اگر فریاد هم بکشیم ، صدایمان
به جای نمی رسد ،
طوری که انگارفریادما آواز پرنده ی گوش نواز
است.
یا انگار ما را از صخره ی پایین انداخت اند .
انگار مغزم به گورستانی از فکر ها تبدیل شده
گورستانی که نه فقط فکرهایم ،
بلکه خودم را در ان دفن میکنم
با طناب دآری که آرام ، آرام نفسمان را می بُرد .
ما را به آغوش خاک سرد می برد
خاک سردی ؛
که تبدیل به تیکه ریزهای
تنی شده است که این لَجن های عصیان
هزار بار آن را در تن بی روح و سردم میزند
ودر جای زخم های کهنه وخیم تر تازه تر
میکند آنقدر وخیم که هیچ چسب زخمی
نمیتواند آن را پر کند.
خورشیدِ بی نور؛
فُروغ. ✍🏻🌞
