ثآنورا☀️"
الذهاب إلى القناة على Telegram
آفتاب، خانه زادِ چَشمهاى توست.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
319
المشتركون
-224 ساعات
-17 أيام
+7230 أيام
أرشيف المشاركات
319
برای مدت طولانی، روزها برای من اینطور گذشته بود؛ گریه میکردم، ولی اشکی از چشمهام سرازیر نبود، حرف میزدم ولی صدایی از لبهام بیرون نمیاومد و میمردم، اما ایستاده بودم و هیچ کفنی به تنم نبود.
319
-تو زیبایی، همچون شعری عاشقانه بهسان گشتوگذاری میان درختان چونان ابری بارانزا و کودکی که بیدلیل میخندد.
319
«یحیی زنها خیلی عجیب غصه میخورن. گلدونهارو عوض میکنن. فرشهارو بالا میزنن و زیرش رو جارو میکشن. لباسهارو از اول تا میزنن و ملافههارو صاف میکنن و غذاهای خوشمزه میپزن. یحیی برای همینه که مردها زنهارو غمگین میکنن، چون زنهای غمگین خیلی زیبان..»
319
حداقل تو این همه گرفتاری و بد بیاری
بعضی چهره ها معنای زندگی رو برات تداعی میکنن
چهره هایی سرشار از نور و امید مثل آفتاب :)
