ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

بیا در موردش حرف بزنیم.

بیا در موردش حرف بزنیم.

الذهاب إلى القناة على Telegram

خلوتگاه مردی از اردیبهشت شصت و هشت؛ ساکن اتاق درمان مرکز شماره شش.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
236
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
برای شکست دادن اهمال‌کاری، منتظر انگیزه نباش؛ کار رو انقدر کوچیک کن که شروع نکردنش از شروع کردن سخت‌تر بشه.

خودت را به خاطر ناآگاهی آن روز، با آگاهی امروزت محاکمه نکن؛ مسئولیتت اینه که حالا که می‌فهمی، متفاوت رفتار کنی.

آدم باید خودش رو بیشتر، از واکنش‌هاش بشناسه تا از تصویری که از خودش تعریف می‌کنه.

گاهی قوی بودن ضرورته نه انتخاب‌.

بعضی آدم‌ها تو رو کنترل نمی‌کنن؛ کاری می‌کنن انقدر از واکنششون بترسی که خودت، خودت رو کنترل کنی.

اینم یادت نره تا وقتی دلیل واکنش‌هات رو نفهمی، گذشته‌ات بی‌اجازه در تصمیم‌های امروزت رأی می‌ده.

خودشناسی فقط کشف زخم‌هات نیست؛ فهمیدنِ سهم خودت در تکرار بعضی اتفاق‌ها هم هست.

‏اینکه مضطربی معنیش این نیست که ضعیفی. بیشتر نشونه‌ی اینه که مدت خیلی زیادی قوی بودی، مدت زیادی مراقب همه چیز بودی، مدت زیادی همه چیزو تنهایی به دوش کشیدی. و حالا اضطراب، صدای خستگی سیستم عصبی فرسوده توئه که ازت می‌خواد به دادش برسی. -Sepblog

Repost from AseMooN!
امروز روز جهانیِ بغلِ، یه بغل محکم به خودت بده، بابت تمام دفعاتی که خودت خودتو جمع کردی.

رابطه‌ی اشتباه رابطه‌ای هست که برای جلوگیری از یک واکنش، کم‌کم خودت رو از تصمیم‌هات حذف می‌کنی.

عصبانی شدن، همیشه انتخاب ما نیست؛ اما اینکه با عصبانیت چه کنیم، کم‌کم می‌تونه انتخاب ما بشه.

آدم‌ها همیشه با شکست آسیب نمی‌بینن؛ گاهی با توضیحی که بعد از شکست درباره‌ی خودشون می‌سازن آسیب می‌بینن: «من به درد این کار نمی‌خورم، من همیشه اشتباه انتخاب می‌کنم، من بی دقتم و...»، اتفاق تموم شده،اما ذهن با یه جمله درباره‌ی هویتت، اون را به آینده‌ات منتقل می‌کنه.

وقتی مدت‌ها منتظر تغییرِ آدمی، برگشتن رابطه‌ای یا اتفاقی هستی که شواهد زندگی می‌گه قرار نیست اتفاق بیفته، ذهنت بین واقعیت و امید معلق می‌مونه، این بلاتکلیفی خودش فرسوده‌کننده‌ست.

گاهی اصلا مشکل رابطه این نیست که دو نفر همدیگر رو نمی‌فهمن؛ مشکل اینه که هرکدوم دارن با تصویری که از دیگری ساختن حرف می‌زنن. تو با آدمی که واقعا اون هست بحث نمی‌کنی؛با آدمی که ذهنت از اون ساخته بحث می‌کنی.

بعضی آدما قرار نیست تو رو دوست نداشته باشن؛ فقط بلد نیستن اون‌جوری که تو نیاز داری، دوستت داشته باشن و این، تقصیر هیچ‌کدومتون نیست.

آدم‌ها همیشه از چیزی که بهشون میگی ناراحت نمی‌شن؛ گاهی از معنایی ناراحت می‌شن که ذهنشون به حرف تو اضافه کرده. برای همین در رابطه، فقط مهم نیست «تو چی گفتی»؛ اینم مهمه که طرف مقابل با چه تجربه‌ای شنیدتش.

بعضی وقت‌ها چیزی که اسمش رو «شخصیت من می‌ذاریم»، در واقع مجموعه‌ای از واکنش‌هاییه که سال‌ها برای دوام آوردن یاد گرفتیم. برای همین تغییر کردن همیشه فقط با «تصمیم گرفتن» شروع نمی‌شه؛ بلکه گاهی باید اول بفهمیم کدوم بخش از رفتارمون واقعا انتخاب ماست و کدوم بخش، فقط عادت قدیمیِ زخمی‌نشدن.

″امیدوارم شب با تو مهربان باشد، تویی که روز در فرسودنت کم نگذاشت.″

آدم بالغ، قبل از اینکه بگه: «تو عوض شدی»، از خودش می‌پرسه: «نکنه چیزی در رابطه عوض شده که من هنوز ندیدم؟»

گاهی آرامش از رسیدن نمیاد؛ از پذیرفتنِ نرسیدن میاد.