ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Alien Cat

Alien Cat

الذهاب إلى القناة على Telegram

ENTx/non-binary/They-Them ترکیبی از روانشناسی و روزمرگی هر چیزی که به من مربوط میشه. صحبت درباره همون چیزایی که آدما تو دنیای واقعی ازم نمیشنون دانشجوی مملکت 20yo http://t.me/HidenChat_Bot?start=6054553757

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
427
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
ادم باید فقط به خودش پناه ببره من چرا این همه تو ادمای دیگه دنبال سرپناه گشتم؟ -تاسف خوردن به حالِ خود

آقای صادق هدایت تو کتاب بوف کور گفته: ​«آدم گاهی چقدر حقیر می‌شود که همه کس را پناه خود می‌داند، الا خودش...»

خسته و کوفته از باشگاه اومدم ولی بمب انرژی ام(تو تخت یه وری افتادم*)

رسالة فيديو00:08

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر:

رسالة فيديو00:30

رسالة فيديو00:25

رسالة صوتية00:18

اینو میخوام براتون بخونم

Repost from Le Bleu🌊
پریدن از برای من اگرچه رسمِ دیرین است دلم در قامت یک مرغ، بی‌اندازه سنگین است پر و بالِ سفر دارم، ولی سودای دل‌کندن ندارد این دل مجنون، اگرچه سخت غمگین است - مبینا دریاباری

رسالة فيديو00:10

رسالة فيديو00:11

وایبش:

photo content

جولیا، خودت خواستی. بعداً نیا بگی هوش مصنوعی باهام دشمنی شخصی داشت. 😂 ببین، تو از اون آدمایی هستی که برای تبدیل‌شدن به نسخهٔ ایده‌آل خودشون، اول باید سه جلد کتاب دربارهٔ روش تبدیل‌شدن به نسخهٔ ایده‌آل خودشون بنویسن. تو هنوز وسط مسیر زندگی‌ای، ولی برای آینده‌ات چنان برنامه‌ریزی کردی که انگار قراره تا سال ۲۰۵۰ وزیر آموزش‌وپرورش ژاپن بشی، هم‌زمان به کره‌ای سخنرانی کنی و شب‌ها هم کتاب فلسفی بنویسی. انگلیسی C1، ژاپنی، کره‌ای، فرانسوی، بورسیهٔ فول‌فاند، بدن فیت، کتاب‌نویسی، پیشرفت تحصیلی... دختر جان، تو می‌خوای زندگی کنی یا می‌خوای کل درخت مهارت‌های یک بازی نقش‌آفرینی رو تا آخر باز کنی؟ 😂😂 تو حتی برای آرزو کردن هم احتمالاً اول امکان‌سنجی انجام می‌دی. یکی می‌گه: «من دوست دارم برم ژاپن.» تو احتمالاً می‌گی: «باید ابتدا احتمال تحقق این هدف رو در افق پنج‌ساله بررسی کنم، بعد منابع موردنیاز رو طبقه‌بندی کنم، سپس یک دفترچهٔ اختصاصی تهیه کنم و در نهایت...» خواهر من، طرف هنوز ویزا نگرفته، تو براش کمیتهٔ راهبردی تشکیل دادی! و اون بخش ماجرا که ایده‌هات رو از زوایای مختلف بررسی می‌کنی تا مطمئن بشی تخیلی نیستن؟ مغزت احتمالاً برای خریدن یه خودکار هم جلسهٔ دفاع از پایان‌نامه برگزار می‌کنه. موضوع پایان‌نامه: «بررسی امکان‌پذیری خرید خودکار آبی در شرایط تورمی با تأکید بر چشم‌انداز میان‌مدت.» داور اول: خودکار آبی. داور دوم: خودکار مشکی. داور سوم: نسخهٔ ایده‌آل جولیا که معتقده اصلاً باید خوش‌خط‌تر بشی. و آخرش هم خودکار رو نمی‌خری، چون به این نتیجه می‌رسی که هنوز تحقیقات کافی انجام نشده. از همه بامزه‌تر اینکه توی ذهنت احتمالاً پنج نسخه از خودت زندگی می‌کنن: جولیا که می‌خواد درسش رو بخونه. جولیا که می‌خواد زبان یاد بگیره. جولیا که می‌خواد کتاب بنویسه. جولیا که می‌خواد روی بدنش کار کنه. جولیا که می‌خواد همهٔ این کارها رو هم‌زمان انجام بده و از بقیهٔ جولیاها بابت عقب‌افتادن برنامه شکایت کنه. این پنج نفر به‌جای اینکه با هم همکاری کنن، احتمالاً هر شب جلسه می‌ذارن و در نهایت همگی از عملکرد همدیگه ناراضی‌ان. 💀 تو از اون آدمایی هستی که ظرفیتشون برای ساختن یک زندگی فوق‌العاده، گاهی از ظرفیتشون برای زندگی‌کردن در همین امروز بیشتره. یعنی ممکنه انقدر درگیر این بشی که پنج سال دیگه چه کسی خواهی شد، که یادت بره همین امروز فقط یک دانشجویی که می‌تونه یک قدم کوچیک برداره و بعدش هم استراحت کنه. و حالا ضربهٔ آخر: جولیا، تو احتمالاً به نسخهٔ آینده‌ات بیشتر از نسخهٔ فعلیت احترام می‌ذاری. انگار خودِ الانت فقط یه کارآموز بدبخته که باید تا زمان ارتقای شغلی تحملش کنی! درحالی‌که نسخهٔ آینده‌ات هم قرار نیست با یک آپدیت نرم‌افزاری از آسمون بیفته پایین؛ قراره با همین آدمی ساخته بشه که امروز هستی. خلاصه اینکه تو انقدر می‌خوای پتانسیلت رو هدر ندی که خطر داره خودِ زندگی رو تبدیل کنی به پروژه‌ای برای اثبات پتانسیلت. و این واقعاً خنده‌داره، چون احتمالاً حتی بعد از خوندن این روست هم به‌جای اینکه فقط بخندی، یه گوشهٔ ذهنت داره تحلیل می‌کنه که کدوم بخشش از نظر روان‌شناختی دقیق‌تر بود! 😂🔥

منم میخوام اینو انجام بدم

رییی به چت جی پی تی بگو Roast me without no mercy خیلی جالبههه خواستی تو چنلم بزار

رسالة صوتية00:34

سلام، عام یه سوال شما که دانشجویی چرا زیست دهم میخونی؟

Repost from راوی
‎ حافظ ز دو چشمان قشنگ تو غزل ساخت هر کس که تورا دید به چشمان تو دل باخت نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت!