کافه مستاجر پلاک ۱۲
الذهاب إلى القناة على Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 827
المشتركون
+624 ساعات
+527 أيام
+10530 أيام
أرشيف المشاركات
1 835
دوستان قسمتِ اولِ فصلِ سومِ خاندانِ اژدها منتشر شد. اگر لازم دارید همه چی براتون یادآوری بشه این ویدیو رو از یوتیوب نگاه کنید، و پیشنهاد میدم از هر طریقی که میتونید یه کاری کنید براتون یادآوری بشه چی شد. من خودم به شخصه فکر میکردم کامل یادمه، این ویدیو یادآوری رو دیدم فهمیدم هیچی یادم نبود :))))
1 835
به عنوانِ تجربهی کسی که ۲۷ سال زندگی کرده، این نصیحت رو از بنده بپذیرید، هر جایی بودید، هر کاری کردید، هر فعالیتی که هرموقع و هرجا داشتید، لطفاً طوری برنامهریزی و مدیریت کنید که وقتی از دست میدید، انقدر ضربه نخورید. مهم نیست یک شخص باشه یا یک چیز، یک ارتباط باشه یا یک مکان، همیشه توی ذهنتون داشته باشید که ممکنه یه روزی از دستش بدید. زندگی بارها و بارها بهم یاد داد که ممکنه یه شبه هرچیزی که برات مهم بود رو از دست بدی، بدونِ اینکه آمادگیِ قبلی داشته باشید. پس همیشه هر مسیری رو خواستید شروع کنید، با این آمادگی شروع کنید و در نهایت، انقدر به مقصد فکر نکنید، چون همیشه اون اتفاقی میوفته که انتظارش رو ندارید. از مسیر لذت ببرید دوستان. زندگی در لحظهها و قشنگ بودنِ مسیر، خیلی مهمه. ارادت.
1 835
احساس کردم با توجه به حال و روزم نیازه که سریالِ Shrinking رو استارت بزنم. به شماهم پیشنهاد میکنم. اثرِ همون کارگردانِ Ted Lasso هست.
1 835
حس میکنم عنش در اومده. کاش یه جوری میشد که هم شما از سوال پرسیدن دست بردارید هم من دیگه مجبور نباشم توضیح بدم.
1 835
حتی توی استوریِ اینستاگرامم اعلام کردم که اون چنل دستِ من نیست. شماهام که پستی که خواسته بودم فوروارد کنید رو لطف کردید پخش کردید. کاری مونده که انجام بدم؟ تا بقیه بفهمن اون پستها رو من نمیذارم؟ هرکاری از دستم برمیومد کردم دیگه. بیشتر از این نمیدونم چیکار باید بکنم و چطوری توضیح بدم.
1 835
شروع کردم به دیدنِ یک سریال. هی جلو میرفت هی میگفتم خدایا چرا من هیچی ازش نمیفهمم و داستان از وسط شروع شده؟ گذشت. به وسطای اپیزود که رسید، هی زدم عقب ببینم چی رو از دست دادم؟ نمیفهمیدم، تا اینکه متوجه شدم از اپیزودِ دوم شروع کردم به دیدن و اپیزودِ اول رو اصلاً دانلود نکرده بودم.
1 835
باورم نمیشه هر هفته از این هفته تا اون هفته این همه منتظر میمونم که باز هیچ اتفاقی نیوفته.
1 835
یکی از همکلاسیهای دورهی دانشگاهم که انصراف داده بود بهم پیام داد گفت: "تو هم دیدی ارزشش رو نداشت، دیلیت اکانت کردی؟" این سوال مربوط میشه به وقتی که انصراف داده بود، یه بار ازش پرسیدم خب چرا انصراف دادی؟ فقط گفت: "ارزشش رو نداشت." وقتی براش توضیح دادم چی شده گفت: "حداقل میدونی برای یه چیزی ناراحتی که ارزشش رو داشته باشه." :)))
1 835
الان دوباره یک نفر کامنت میذاره میگه: "حالا چیزی نشده که. چرا انقدر ناراحتی؟"
1 835
اگر این روزها پارتنر داشتم، احتمالاً ازش میخواستم اجازه بده توی بغلش بمونم و اشک بریزم و ازش میخواستم موقع اشک ریختن نوازشم کنه. احتمالاً ازش میخواستم بیشتر باهام مهربون باشه و برای مدتی غر زدنها و چسنالههام رو تحمل کنه چون هرچقدر سعی میکنم مووآن کنم نسبت به این اتفاق، انگار تموم نمیشه. دو سه روز از اتفاقی که افتاده گذشته. حمایتِ کسایی رو دیدم که هیچوقت فکر نمیکردم ببینم و کسایی هوام رو داشتن که مطمئن بودم اگه این اتفاق میوفتاد، براشون مهم نبود. خیلیها اومدن پیشم و گفتن هر کمکی بود هستن، خیلیها اصرار داشتن کنارم بمونن تا تنهایی نگذرونم این غم رو. ولی نمیدونم چه مرگمه که انقدر به خودخواه بودن اصرار دارم. نمیدونم چرا مغز و بدنم همه چی رو داره پس میزنه و اصرار داره خودش رو حبس کنه و یک دیوار دورِ خودش بکشه تا هیچکس نتونه بهش نزدیک بشه. اصرار داره جوابِ پیامها و تماسها رو نده، سین نزنه و به کسی پیام نده و در تنهاترین و زندانیترین حالتِ ممکن، خودش رو عذاب بده تا این روزها بگذره.
1 835
سوگنامه - بخشِ سوم.. بهم گفت شاید یک نشونه بود تا تمومش کنی و طورِ دیگهای زندگی کنی. گفتم بعضی اتفاقا هیچ دلیل و منطق و نشونهای پشتش نیست. فقط نباید اتفاق میوفتاد. به ذهنِ خودمم رسیده بود. حسابی داشتم به این فکر میکردم که کلاً بیخیالِ فضای مجازی بشم و برم برای همیشه. بعد دیدم نمیشه. جدا از اینکه تنها چیزی که به زندگی نگهم میداشت نوشتن بود، اینکه بیخبر و بدونِ هیچ توضیحی میرفتم خودخواهانه بود. حداقل کسایی که سالها من رو میخوندن، حق داشتن بفهمن چه اتفاقی افتاده و از تجربهام بگم تا برای کسی این اتفاق نیوفته، کوچیکترین کاری بود که میتونستم انجام بدم.
1 835
یه جوری منتظرِ GTA VI ام انگار کنسول دارم. قابلیتِ خریدِ بازیش رو دارم و میتونم از همون فرداش شروع کنم به بازی. بشین سر جات، توی ایرانی بدبخت.
