ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

الذهاب إلى القناة على Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 279
المشتركون
+2724 ساعات
+987 أيام
+24930 أيام
أرشيف المشاركات
قبل از زدن یک‌سری حرف‌ها، یادت باشه همه‌ی ما، پر از اندوه و غمیم‌. همه‌ی ما منتظر یک اتفاق کوچیک برای تمام کردنیم. نذار حرف تو، اون اتفاق کوچیک باشه. یک حرف، یک نگاه، یک رفتار، تمام انسانِ در آستانه‌ی فروپاشی رو نابود می‌کنه. نابودکننده‌ی یک زندگی نباش.

یعنی فقط کافیه دستت بخوره اشتباهی یه چیزی رو توی اینستا لایک کنی، تا عنِ محتواهای شبیه به اون پست رو در نیاره و پشیمونت نکنه از لایک کردن ول کن نیست.

‏شما هم وقتی اس‌ام‌اس میاد “ میوه و شیرینی‌ت رو الان بخر پولش رو چهارماه دیگه پرداخت کن” حالتون از این مملکت بیشتر بهم میخوره؟ من نخوام تبلیغِ قسط توی عمه خراب رو ببینم باید کدوم بی پدری رو بلاک کنم تا بیخیالم بشی؟

همه خوابن؟

HIM - Gone With The Sin.mp310.28 MB

1|1 - Axion - HEALER (320).mp38.38 MB

تعداد زیادی نظرِ به شدت نامحبوب دارم که اگه بگم کل کره‌ی زمین می‌ریزن سرم.

عاشق آدمایی‌ام که بهت احترام می‌ذارن، موقع چَت از صفحه بیرون نمی‌رن، زود سین می‌زنن، و برای حضور و وقتی که براشون می‌ذاری ارزش و احترام قائل می‌شن.

دوستان من یادداشت‌های قدیمی‌م، از چنل سابقم، از اول تا آخرش رو جمع‌آوری کردم و گذاشتم داخل یک کانال پرایوتِ جدید. چون دلم نمی‌خواست همون‌جا دست نخورده باقی بمونن. این یادداشت‌ها خیلی طولانی‌ان. عبارتن از چهار بخش . ۱- روزهای خاموشی ۲- دوازده روز قربانی، دوازده روز بازمانده ۳ - این بار هم زنده ماندم ۴- بازگشت به ر‌وزهای خاموشی . روایتِ احساساتمِ از روزهایی‌ان که از جنگِ ۱۲ روزه شروع شد، تا دی ماه و جنگِ ۴۰ روزه و قطعی‌ اینترنت و باقیِ روزهایی که حالم خوب نبود. با این حال اگه کسی علاقه‌مند بود به خوندنِ این همه یادداشت، بهم بگه تا لینکِ چنل رو براش بفرستم.

Repost from Honeymoon
عمیقاً از آدم‌های بدفازی که انگار مأموریتشون اینه ذوق و امید آدم رو کور کنن بدم میاد. می‌گی می‌خوام ارشد بخونم: «که چی؟ یه‌سری‌ها با مدرک دکترا هم به جایی نرسیدن.» می‌گی می‌خوام ازدواج کنم: «که چی؟» می‌گی می‌خوام تولد بگیرم، سفر برم، کاری رو که دوست دارم شروع کنم یا برای چیزی که برام مهمه پول خرج کنم: «دلت خوشه؟ آخرش که چی؟» عزیزم، می‌دونم اوضاع چطوره. لازم نیست هر بار که می‌خوام برای زندگی‌ام ذوق کنم، بیای یادم بندازی دنیا جای مزخرفیه. اگه قرار باشه به خاطر اینکه «آخرش چی می‌شه؟» دست از زندگی کردن بکشیم، خب از همین الان دراز بکشیم و منتظر آخرش بمونیم.

نمی‌شه اجازه گرفتن قبل از شوخی کردن عادی سازی بشه؟ مثلاً مخاطب بگه می‌شه باهات شوخی کنم؟ چون شاید واقعاً حوصله‌ش رو نداشته باشم باهام‌ شوخی کنی و به هزار و یک دلیل ممکنه اون لحظه اون حرفت رو جدی بگیرم و یه چیزی بگم که ناراحت بشی.

ادامه دادن، معناهای مختلفی داره. گاهی ادامه دادن یعنی همون راه قبلی رو با آگاهی بیشتری رفتن. گاهی‌ام یعنی دوباره شروع کردن.

آدما رو خسته نکنید. از خوب‌بودن، از قوی بودن، از صمیمی بودن، از نزدیک بودن، از خوشحال بودن، از ذوق‌زده بودن، از بودن.

هرچی بیشتر جلو می‌رم بیشتر می‌فهمم خانواده می‌تونه هم ریشه‌ی امن‌ترین قسمت‌های تو باشه، هم ریشه‌ی عمیق‌ترین زخم‌هات.

Repost from نیل‌سآ🪁
دلم می‌خواد زندگی یک‌بار اون‌قدر غافلگیرت کنه که چند ثانیه طول بکشه تا بفهمی این اتفاقِ خوب واقعا برای تو افتاده.

لعنت به حافظه.

جهتِ تبادل برای چنلامون، می‌تونید به دایرکتِ چنل یا ناشناسم پیام بدید. 🤍

دلم دوست جدید میخواد که بدون اینکه مجبور باشم بشناسیم همو خود به خود بشناستم