882
المشتركون
-824 ساعات
-637 أيام
+8730 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from سکـوت ِ سـالـوادور 𝖱𝖤𝖲𝖳
↺ فـور کنیـد و سـه کلمـه درمـورد شخصیتتـون بگیـد
☓ تـا بگـم شیطـان چگـونه دستـش به شمـا رسیـد.جویـن باشیـد چک میشه.
Repost from NOCTURNE
در ازدحام ناگفتهها، خویشتن را در سکوت خویش بازمییابم.
Repost from ㅤㅤ sılver boy
اونقدر قشنگ بود اونقدر تحت تاثیر جزء به جزء جمله هات قرار گرفتم، بارها خوندمش و هی۰کدوم از لذت خوندنش کمتر نشد بلکه بیشتر هم شد، عاشق کاورت شدم اون جنون رو خوب به نمایش گذاشته، خسته نباشید عزیزدلم
Repost from 𝚨 𝚪 𝐔 𝚴 𝚨
✧༺ ═══━━━───🔹───━━━═══ ༻✧
NOT EVERYONE DESERVES TO
KNOW YOUR STORY, LET THEM WONDER!
Repost from شَـࢪآبـہ خـونے مـنــ
واو، متن خیلی زیبا و در عین حال دارک و دردناک بود. استفاده از کلمه معجزه برای لقب و صدا زدن معشوق واقعا زیبا و خاص بود. «عشق کلمهی حقیریست برای چیزی که من به تو دارم. عشق یعنی دلتنگی، یعنی فراق... اما من هر ثانیه دارم تو را زندگی میکنم. من مالکِ تمامِ آن چیزهایی هستم که خودت حتی یادت رفته روزی مالِ خودت بودند.» این بخش هم خیلی زیبا بود، و همینطور ادیت، خسته نباشی.
Repost from 𝖲𝖮̸𝖴𝖨 𝖥𝖠𝖨𝖨
چـشـمـانـم پـف کـرده و سـرخانـد؛ خـیـس از اشـک هـایـی کـہ بـنـد نـمـیآیـنـد.
لـب هـایـم خـشـک و تـرک خـوردهانـد.
و نـفـس هـایـم در سـیـنـه خـس خـس مـیـکـنـنـد.
قـلـبـم خـون مـیـریـزد؛ از تـکـہ شـیـشـه هـای کـہ هـنـوز در جـانـم مـانـده اسـت.
مـوهـایـم دیـگـر سـفـیـد شـدهانـد؛ انـگـار غـم پـیـش از زمـان پـیـری را بـہ مـن بـخـشـیـده اسـت.
” ای یـار.. مـگـر قـرار نـبـود درمـانِ جـانـم بـاشـے؟ پـس چـرا خـودت درد ایـن جـان شـدهای؟!
