ar
Feedback
‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌ ㅤ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𝚶𝖻𝗌𝗂𝖽𝗂꯭𝖺𝗇

‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌ ㅤ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𝚶𝖻𝗌𝗂𝖽𝗂꯭𝖺𝗇

الذهاب إلى القناة على Telegram

ᅟ ‌ᅟ‌ ‌𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖺𝗎𝗋𝖺, 𝗎𝗇𝗌𝗁𝖺𝗄𝖾𝖺𝖻𝗅𝖾 𝗉𝗋𝖾𝗌𝖾𝗇𝖼𝖾. ‌‌ ‌‌ ‌ ‌𝖡ot : @Evanllbot ‌ ‌‌Sub: @obsdinchlng

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
760
المشتركون
+2424 ساعات
+627 أيام
+23430 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+311
في 49 قنوات
أغسطس '26
+805
في 78 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
21 سبتمبر+1
20 سبتمبر+32
19 سبتمبر+14
18 سبتمبر+5
17 سبتمبر+2
16 سبتمبر+23
15 سبتمبر+33
14 سبتمبر+16
13 سبتمبر+39
12 سبتمبر+28
11 سبتمبر+19
10 سبتمبر+4
09 سبتمبر+10
08 سبتمبر+23
07 سبتمبر+10
06 سبتمبر+7
05 سبتمبر+3
04 سبتمبر0
03 سبتمبر+3
02 سبتمبر+22
01 سبتمبر+17
منشورات القناة
2
منظورتون چیه که هنوز به شیپ داییم ریکت نزدید..
36
3
ریکت هاتون رو داشته باشم عزیزان؟
74
4
https://t.me/TRAGEDY_X/17096
53
5
https://t.me/TRAGEDY_X/17096
1
6
sticker.webp
60
7
.
60
8
.
60
9
sticker.webp
65
10
.
64
11
sticker.webp
62
12
در تلاطم قلبی که برای تو چنین بی قرار است ‌، خودت آرامشی آه از آن چشمانت .. هلالی ظریف که در امتدادش به کنج چشمانت خواهم رسید، در آن نقطه رازآلود ‌که ‌ایمانم را دوباره به دست می‌آورم و پس از سال ها سرگردانی ‌، محراب خویس را می‌یابم ‌. هربار چشم در چشم تو می‌دوزم ‌، در کهکشان سیاه درونش فرو می‌روم و هیچ هراسی نیست از تاریکی‌ای که مرا دربر می‌گیرد ‌، زیرا که روشنایی برای من در همان تاریکی معنا شده ‌. بی آنکه بفهمم تمام تنم مطیع می‌شوند‌ ‌، در برابر عشقی که هم باعث فراموش کردن نفس کشیدن است و هم ‌، نفسی تازه می‌دهد .. چشمانت پناه و ‌‌نگاهت دلگرمی من است نگاهم کن که من هربار بیشتر در عمق وجودت گم شوم ‌، بگذار تمام‌من در وجود تو حل شود ‌و نشود تشخیص داد کدام تپش ازآن کدام قلب است‌ ‌. مگذار هیچ اندوهی ‌، آرزوهایت را خفه کند و برایت تبدیل به کابوس شود ، مگذار همانند سیاهچاله‌ای قلبت‌ را ببلعد اگر همه‌چیز بر علیه ما و تلخی روزگار بیشتر شد بدان من باز هم درست درکنارتو می‌ایستم و نمی‌گذارم تنها شوی ‌، می‌مانم تا در ازدحام روزهای دشوار ، صدای آشنایی باشد که تو را به آرامش فرا بخواند چنان آرامشی که در جانت بنشانم که دردهایی که قلبت تحملشان کرده‌بود را به فراموشی بسپاری و هیچ طوفانی نتواند اندکی از حالت‌را برهم بزند . اگر روزی رسید که دیگر توان باز کردن چشم هایم را نداشتم .. می‌خواهم در قلب تو جاودانه بمانم و آخرین میراث من انعکاس نگاه تو در چشم های من باشد.. بگذار نگاهت بگوید روزی قلبی بود که تمام شوقش بودن کنار تو بود یک لحظه در جوار تو بودن برای من از ابدیتی که تویی در آن نباشد ‌، ارزشمندتر است چه سود از عمری که بگذرد و گوش‌هایم هیچ صدایی از تو نشنود ؛ اگر تمام این سال ها را زندگی بنامند ‌، من همین سالی که کنارت بودم را زندگی می‌نامم‌ ‌.
33
13
ای ماه‌ِمن،پیش‌رویت چه حاجت به‌ماهِ‌ در آسمان وقتی که در گوشه چشمت جهانی هست نهان مرا یک بار در عمق نگاهِ خیره خود دفن کن ورن
ای ماه‌ِمن،پیش‌رویت چه حاجت به‌ماهِ‌ در آسمان وقتی که در گوشه چشمت جهانی هست نهان مرا یک بار در عمق نگاهِ خیره خود دفن کن ورنه این دل صدهزار بار رفت به رسم عاشقان خوشا آن‌کس که گره خورد نگاهش به نگاهت چشم می‌دوزد به تو و می‌گیرد چشم ز جهان
17
14
sticker.webp
38
15
لا يوجد نص...
36
16
sticker.webp
36
17
لا يوجد نص...
1
18
این نبود
1
19
لا يوجد نص...
1
20
بله بله
1