حامِلُ اللِّواء|133
الذهاب إلى القناة على Telegram
«مَادُمْتُحَيًّا،أَنَاكَلْبُأَبِيالْفَضْلِالْعَبَّاسِ» ¹ ³ ³ [ اَڪشفڪروبنـٰا،ابوفـٰاضـلع ] هل لديك ما تقوله لي؟! @Alamdarkarbalabot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
571
المشتركون
-124 ساعات
+187 أيام
+1830 أيام
أرشيف المشاركات
کل امسال رو نگران این بودم که ینی میشه امسال برم کربلا؟
به خودم میگفتم میشه امسال رو برم پیش امام عباسع ینی؟!پیش اقا امام حسینع؛مقام آقا علی اکبرع:)
محرم که گذشت و لایقم نبود برم خیلی بیشتر دل نگران تر شدم،ینی دیگه نمیشه؟
خیلی دلتنگ حرم عمو عباسع بودم؛
خیلی درد و دل ها باهاشون کردن..
که بلاخره قسمتم شد انگار امام عباسع قشنگم حرفامو شنید؛حواسش بود:)
إِلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ تَشُدُّ الرِّحَالُ..
-ای اباعبدالله، بارِ سَفرها به سوی تو بَستهِ میشود..
کَربلا را آرزو میکَردم، بیآنکِه امیدی به وِصال داشته باشم...
فَدای آن آقایی که پیش از ناامیدیِ دلَم، اذنِ زیارَت نوشت:)
مَن کجا؟!روضِه کجا..؟!مَعرفتِ عَباسع بود..
مَن حواسم به خودم بود؛صِدا کرد عَباسع:)
