ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

✞𝕾𝖙𝖆𝖞 𝕷𝖔𝖜✞

✞𝕾𝖙𝖆𝖞 𝕷𝖔𝖜✞

الذهاب إلى القناة على Telegram

🆔 @LeftColdd

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
لا توجد بيانات
المشتركون
+624 ساعات
+77 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
گاهی یک اتفاقِ کوچک، تلنگری‌ست بر زخمی عمیق؛ تا سدِ سکوت بشکند و طوفانِ دردهایِ حبس‌شده، در یک گریه‌یِ بی‌پایان، تمامِ هستی‌ات را به ویرانی بکشاند

شبیه مِه شده بودی. نه میشد در آغوشَت گرفت و نه میشد آن‌ سوی تو را دید؛ تنها میشد در تو گم شد که شدم.

"می‌شوی از رفتنت روزی پشیمان منتها موقع برگشتنت دیگر من آن من نیستم"

..

نیست‌ کسی‌! حالِ‌ مرا‌ دَرک‌ کُند  کاش‌ این‌ روح‌ شَـبی‌ جِسم‌ مَرا‌ ترک‌ کند

خبرِ مرگِ مرا هر کسی آورد، بخند زنده ام میکند آخر خبرِ خنده تو...

ز همه دور شدم تا بشوی همه ام ناگهان دیدم گم شدم نزد تو هم

و چنان رنجم دادی؛ گویی اخرین دشمنت بر روی زمین بودم!...

- اگر او توانسته مرا فراموش کند، من هم می‌توانم. + می‌بینی، هنوز دوستش داری. - از کجا معلوم؟ + هنوز می‌خواهی کارهایی را بکنی که او کرده.

و تو فراموش نخواهی شد،حتی با گریه های عمیق...

کنار پنجره سیگار میکشید،خسته بود آنقدر خسته که فراموش کرد بعد از آخرین پُک باید ته سیگارش را از پنجره پرت کند، نه خودش را...

خواب نمی برد مرا یار نمی خرد مرا مرگ نمی درد مرا آه چه بی بها شدم...

صبر کن باران بگیرد میروم یا که پایم جان بگیرد میروم صبر کن، من بغض دارم اندکی گریه ام پایان بگیرد میروم.

sticker.webp0.14 KB

حسی که گفتم شاید با کمی قدم زدن٬ بگذرد؛ مرا وسط خیابان به گریه انداخت...

می‌بینی چه شب ساکتی است؟ انگار هیچ‌کس در دنیا نیست یا شاید من در دنیای هیچ‌کس نیستم!

از میان مارها جان سالم بدر بردم ، اما مرا یک پروانه کشت ! ...

ازش خواستم که مرا ببخشد اما نمی‌دانستم به خاطر چه گناهی باید مرا می‌بخشید٬ولی سرنوشت من این بود. سرنوشت من عذر تقصیر خواستن از همه بود.من حتی از خودم هم به خاطر آنچه بودم٬به خاطر طبیعت گریزناپذیرم٬ تقاضای بخشش میکردم...

عاشق يك دختر شدن قدم دومه؛ ‏اول بايد ياد بگيرى بهش احترام بذاری .