Faded Memories
الذهاب إلى القناة على Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
895
المشتركون
-224 ساعات
+67 أيام
-4730 أيام
أرشيف المشاركات
پرسید در میانِ شلوغی چگونه او را یافتی؟
گفتم: کدام شلوغی! من غیر از اون کسی را نمیبینم...
من از تو میرنجیدم چون تو برایم مهم بودی، من از تو ناراحت میشدم چون از تو انتظار انجام هر کاری را نداشتم، من از تو دلگیر میشدم چون تو برایم فرق داشتی؛ اما حالا؟ نه از تو میرنجم، نه ناراحت میشوم و نه دلگیر.
از من میشنوین مردی رو انتخاب کنید که بعد دعوا بهتون زنگ میزنه تا فقط مطمئن شه که حالتون خوبه نه کسی که شمارو با گریه ها و فکرهاتون تنها میذاره…
انقدر باهم بودیم که الان من یه توئه کوچیک شدم. بعضی وقتا بودن یه تیکه از روحتو تو وجودِ خودم حس میکنم؛ نمیشه دیدش ولی میدونم که هست و بهم زندگی میده.
خیانت برای بازنده هاست، من یه نفر رو انتخاب میکنم و تا آخرین هفت ثانیه زندگیم به پرستیدن اون ادامه میدم.
