ar
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 007
المشتركون
-1824 ساعات
+1897 أيام
+23130 أيام
أرشيف المشاركات
می‌خواستم خورشید را در هر جایی از این جهان گیر بیندازم و بیشتر از همه در چشم‌های تو.
می‌خواستم خورشید را در هر جایی از این جهان گیر بیندازم و بیشتر از همه در چشم‌های تو.

photo content

Aref-Khamooshi-256 (1).mp38.96 MB

"من نامِ یک کوچه می‌شوم کوچه درخت می‌شود تا تو راه خانه را گم نکنی ما همه باهم در این وطن بیداریم و ما همه بی‌هم در این وطن بی‌خوابیم"

تو اگر از آن سوى صبحِ زمين و شبِ ستاره‌ها بازگشتى، گشتى به من بزن. به بوسه‌اى مستم كن و دوباره مرا به دريا ببر... ميان جنگِ موج آب‌هاى شور و شيرين خزر به دشتِ نيلوفرهاى آبى انزلى و اسب‌هاى وحشى دشت. بى‌خواب به جاده مى‌زنم و در هر پيچ، پيچكى بر جاى خاليت بر صندلى جوانه مى‌زند. من درخت مى‌شوم، ماشين درخت مى‌شود، خيابان درخت مى‌شود...

-من اما در وطنِ بی تو خوابِ دردآورِ خیابان‌گردِ آواره‌ای بی‌خوابم که معشوق در گوشه‌ای از همین خیابان‌ها تَرکش گفته است و تَرکش‌های نبودنت در بدنم سبز می‌شوند من سبز می‌شوم درختی پُر از سایه و بی‌سایه آرامسایشگاهی برای کبوترانِ بازگشته از دوری...

ديار روستائيست اما كه رودِ آب شيرين آن از قلبِ معشوق چكه مى‌كند؛ سرچشمه، چشم‌هاى من است اى دوست! روزگارى اين اشک‌هاى شيرينِ من از اين خاکِ شور به تو خواهد رسيد و به زلالى در كفِ دست‌هاى كوچكت مرا سر خواهى كشيد. من بى‌خوابم در تمامى شب‌ها و كوچه بى‌خواب است...

-من بی‌خوابم در تمامی شب‌ها، تو بیا و بگو به کجای جهان روم ای دوست! که رؤیتِ رویت مسکن دردهای آوارگی‌ام شود؟

"به صبح می‌رسد، این روزگارِ دائم شب"

sticker.webp0.16 KB

photo content

"دو پرنده‌ی بی‌طاقت در سینه‌ات آواز می‌خوانند. تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید تا عطش آب‌ها را گواراتر کند؟

photo content
+1

نامه‌ی احمدِ آیدا، به آیدای خودش، آیدای احمد.
- ۱۷ فروردین ماه ۴۳

-تو رستاخیزِ حیات منی.

دست مرا بگیر. با تو می‌خواهم برخیزم.

رسالة صوتية01:17

-به دور و بر خود نگاه می‌کنم، ببینم چه دارم که زیر پای تو قربان کنم؟

زندگی، ترکم کرده بود؛ زندگی آوردی.