ar
Feedback
کتاب و چای نَبات

کتاب و چای نَبات

الذهاب إلى القناة على Telegram

به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژه‌ها، هم‌صحبتِ لحظه‌هایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️

إظهار المزيد
2 443
المشتركون
-624 ساعات
-417 أيام
-23530 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+1

#معرفی_کتاب ☕️ #آینه_های_در_دار #هوشنگ_گلشیری #رمان
#معرفی_کتاب ☕️
#آینه_های_در_دار #هوشنگ_گلشیری #رمان

📚بریده کتاب
«هیچ‌کس کسی را از دست نمی‌دهد، چون هیچ‌کس مالک کسی نیست.»
#یازده_دقیقه #پائولو_کوئیلو

📚بریده کتاب
وقتی چیزی برای از دست دادن نداشتم همه چیز داشتم. وقتی از آنچه بودم دست کشیدم خودم را پیدا کردم.
#یازده_دقیقه #پائولو_کوئیلو

یازده دقیقه - پائولو کوئیلو.pdf13.07 MB

فصل های این کتاب از زبان یک زن روسپی برزیلی نوشته شده که ناخواسته به سوئیس می رود و در سرزمین غریب کارش به روسپی گری می کشد،
فصل های این کتاب از زبان یک زن روسپی برزیلی نوشته شده که ناخواسته به سوئیس می رود و در سرزمین غریب کارش به روسپی گری می کشد، در طول مدتی که این زن در سوئیس زندگی می کند، اتفاقات تلخ و شیرین زندگی خود را به صورت روزانه در دفترچه ای یادداشت می کند و حوادث زندگی اش را بازگو می کند.نویسنده، جملات عبرت آموز و مطالب آموزنده کتاب را از زبان همین زن بیان می کند. او مشقات زیادی را تحمل می کند و در نهایت به سرزمین خود بازمی گردد.
#یازده_دقیقه #پائولو_کوئیلو #رمان

بیزارم از زبان زبانِ تلخ زبانِ تند از زبانِ دستور از زبانِ کنایه با من به زبان اشاره سخن بگو.. عباس کیارستمی

photo content
+1

نزار قبانی وقتی بچه بود، خواهرش جلوی چشم‌هایش بعد از اینکه خانواده مجبورش کردند با کسی غیر از مردی که دوستش داشت ازدواج کند خودکشی کرد، بزرگ شد و تمام شعرها و نوشته هایش را وقف دفاع از زنها و آزادی آنها کرد."

photo content
+1

روزی با خود فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم دنیا را به آتش میکشم اما امروز حاضر نیستم که کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست و چه میکند.
دافنه دومورويه

photo content
+1

📚بریده کتاب
هیچ وقت نمی شنوید ورزشکاری در حادثه ای فجیع حس بویایی اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد فیلسوف عقلش نقاش چشمش آهنگساز گوشش و آشپز زبانش درس من؟ من آزادی ام را از دست دادم...
#جز_از_کل #استیو_تولتز

جز از کل.pdf27.08 MB

جسپر دین، بیشتر عمرش نمی توانست تصمیم بگیرد چه رفتاری با پدر خود که مبتلا به بیماری پارانویا بود، داشته باشد؛ برای او دلسوزی
جسپر دین، بیشتر عمرش نمی توانست تصمیم بگیرد چه رفتاری با پدر خود که مبتلا به بیماری پارانویا بود، داشته باشد؛ برای او دلسوزی کند، از او متنفر باشد، به او عشق بورزد یا حتی او را بکشد. مارتین، پدر جسپر، مردی بود که همه چیز را بیش از حد تجزیه و تحلیل می کرد و هوش و ذکاوت خودساخته اش را به تنها پسرش تحمیل کرده بود. اما حالا که مارتین مرده است، جسپر می تواند به طور کامل به کاوش در زندگی دیوانه ای که او را در اسارت فکری بزرگ کرده بود، بپردازد. جسپر هنگامی که اتفاقات منجر به مرگ پدرش را در کنار هم قرار می دهد، کودکی سرشار از اتفاقات عجیب و شوکه کننده ی خود را بازمی یابد: درباره ی عموی بدنام و یاغی اش، مادری اروپایی که به شکل مرموزی همیشه مفقود بوده است و تلاش نافرجام مارتین در اینکه اثری جاودان از خود در این دنیا باقی بگذارد، دنیایی که همیشه به چشم حقارت و خواری به آن نگاه کرده بود.
#جز_از_کل #استیو_تولتز #رمان

#معرفی_کتاب📚 #شب_مادر #کورت_ونه‌گات #رمان
#معرفی_کتاب📚
#شب_مادر #کورت_ونه‌گات #رمان

آیدین گفت: «مگر احساسی هم به من دارید؟» سورمه گفت: «چقدر تکان میخورید؟ بله که دارم.» آیدین با آرامش خاصی گفت: «عشق شما در من کهنه شده خانم.» سورمه گفت:«لابد مثل شراب.»
#سمفونی_مردگان

photo content
+1

«هر روز صبح عزمم را جزم می‌کنم تا روز پیش رو را تحمل کنم. هر شب در شگفتم که چطور می‌خواهم با فردا رو به‌رو شوم.»
یادداشت های شخصی| ال. ام. مونتگمری

photo content
+1