ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ㅤㅤ𝖦𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍𝖾𝗋 𝖧𝗈𝗍𝗍𝗂𝖾𝗌

ㅤㅤ𝖦𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍𝖾𝗋 𝖧𝗈𝗍𝗍𝗂𝖾𝗌

الذهاب إلى القناة على Telegram

ㅤㅤㅤ𝖣𝗋𝖾𝖺𝗆 𝖼𝗈𝗋𝖾?? ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖫𝖾𝗍'𝗌 𝖿𝗂𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝖽𝖾𝗏𝗂𝗅'𝗌 : @Gnt1sz ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
443
المشتركون
-224 ساعات
+77 أيام
+2030 أيام
أرشيف المشاركات
این پست + متنش و این پیام رو فور کنید؛ پست مشخص کنید، واسه 48 ساعت بزارم اینجا بمونه ویو بگیره .
ـ جوین باشید چک میشه. ـ چنل جدید ببینم جوین میشم

صدای باران بر شیشه‌های تاریک موزه می‌کوبید؛ شبیه انگشتانی استخوانی که طلب ورود می‌کردند. بوی نم با بوی کهنگی و سنگ سرد آمیخته بود. سالن خالی بود، جز نور بی‌رمقی که روی مجسمه‌ی سنگی می‌تابید؛ مردی با لباس اشرافی و یک سنجاق سینه سلطنتی  سرد و نگاهی بی‌نهایت خالی. ​قدمی نزدیک‌تر شد. هفته‌ها بود که برای گریختن از خودش به این چشمانِ سنگی پناه می‌آورد. ​ـ این‌همه زیبایی و غرور ... و آخرش فقط یک اتاق ساکت . ​صدایی، نه از حنجره، بلکه درست از میانِ شکستگی‌های جمجمه‌اش پیچید: ​ـ تو برای فرار از زنده بودن به اینجا می‌آیی... یا برای تمرینِ مردن؟ ​خشکش زد. چشمانش به دور سالن بزرگ موزه چرخید اما هیچ‌کس در سالن نبود. با خودش لب زد؛ ​ـ تاریکیِ این اتاق خیلی سنگینه... ​ـ تاریکی از نبودِ نور نیست. از کثافتِ فکرهای توست. از تنهایی و مرگِ درون ذهنت، تو به من نگاه نمی‌کنی؛  داری جنازه‌ی خودت رو توی این سنگ تراش خورده تماشا می‌کنی. دوباره همان صدا بود همان صدای خاموشی که درون ذهنش پیچیده بود، نگاهش با لرز بالا رفت و مجسمه خیره شد، با  دقت بهش نگریست و بعد مکث کوتاهی ​نگاهش روی پلاک فلزی زیر پای مجسمه  لغزید: اکتبر ۱۹۹۵ آفرودیت. ​ـ چه تناقضِ کثیفی... الهه‌ی عشق، در قالب یک سنگِ تراش‌خورده. ​ـ عشق و جنگ هر دو قربانی میخوان. تو کدومش بودی؟ قربانی... یا قاتلِ احساسِ خودت؟ ​دستش لرزید. انگشتانش به سمت سنگ رفت، اما در چند میلی‌متریِ آن متوقف شد. ​ـ می‌ترسم لمست کنم... می‌ترسم بشکنی. ​ـ نه. تو می‌ترسی دستت رو روی سنگ بگذاری و بفهمی تنِ تو سردتر از منه. می‌ترسی بفهمی اون که سال‌هاست مرده و فقط راه میره و نفس میکشه تویی. ​ضربانِ گیجگاهش به سقف می‌کوبید. سکوت سالن دهان باز کرده بود تا او را ببلعد. ​ـ حداقل تو خوش‌شانسی... دیگه چیزی نداری که از دست بدی. ​ـ من سنگ شدم چون ضربه خوردم. اما تو هنوز داری وانمود می‌کنی زنده بقیه‌ش رو بازی می‌کنی. می‌دونی ترسناک‌ترین قسمت چیه؟ این نیست که همرنگِ سنگ بشی... اینه که بفهمی خیلی وقته از درون خالی شدی و فقط داری پوسته می‌کشی. چند قدم عقب رفت. سایه‌ها دور حواسش قد کشیدند. دیگر مرزی میان ذهنِ خودش و کلماتِ مجسمه وجود نداشت. ​ـ حالا برو... اگه هنوز جایی بیرون از این اتاق هست که فراریِ خاموشی مثل تو رو بپذیره. چشمانش را بست. در را باز کرد. هوای سرد شب بر صورتش سیلی زد. در پشت سرش بسته شد، اما سنگینیِ آن نگاهِ خالی درست پشت پلک‌هایش جا مانده بود. ​او به خیابان برگشت؛ نه برای ادامه دادن، بلکه چون حتی برای متوقف شدن هم دیر شده بود.

پک و کپشن رو فـور کنید . پست مشخص کنید ازتون فور میکنم +200 ویو بگیرید
لیمیت ویو نداره
این پیامو حتما فور کنید

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖼𝗈𝗅𝖽 𝗉𝖾𝗍𝗋𝗂𝖼𝗁𝗈𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗋𝗂𝗓𝗓𝗅𝖾 · 📷 ‌ ‌‌ ‌𝗐𝖾𝗍 𝖺𝗌𝗉𝗁𝖺𝗅𝗍 ━━━━ 雨 ◟ ‌kohei higuchi   ‌ ꞉‌ ◝

Repost from ‌ ‌ ‌ ŞG
این پیام + پك ریپلائ‌شده و کپشنش رو به همراه پست بالا فوروارد بکنید یك‌پست مشخص کنید 100+ ویو بگیرید 🌟

Repost from ‌‌ ‌‌brat
Chic FALL wardrobe must haves ☕️ | CLASSY 𝖠𝗎𝗍𝗎𝗆𝗇 fashion inspo ⊹₊⟡⋆
میرلا تو این ویدیو چند ایده برای داشتن یک کمد پاییزی شیک و استتیک معرفی می‌کنه. از آیتم‌های ساده و خوشگل مثل کت چرمی، جین و اکسسوری‌های مینیمال استفاده می‌شه. اما مهم‌تر از ترندها، پیدا کردن استایلیه که واقعا باهات مچ باشه.
دانلود فایل زیرنویس ؛ اموزش فعال کردن زیرنویس.

Repost from ‌ ‌ ‌ ŞG
✉️𝖺𝗂𝗌𝗈𝗇 🏹𝃛 𝖡𝖾𝗅𝗅𝖺   𝗍𝗁𝗎𝗇𝖽ǝ𝗋

Repost from N/a
sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
فرست ! خانمی کامبک طعم و رایحه لیمو شیرین میباره

𝑆𝐻𝐸 𝑊𝐸𝐴𝑅𝑆 𝐻𝐸𝑅 𝐶𝑅𝑂𝑊𝑁 𝑊𝐼𝑇𝐻 𝐶𝐸𝑅𝑇𝐴𝐼𝑁𝑇𝑌 𝑊𝐴𝐿𝐾𝑆 𝑊𝐼𝑇𝐻 𝑃𝑈𝑅𝑃𝑂𝑆𝐸, 𝐴𝑁𝐷 𝐶𝐻𝑂𝑂𝑆𝐸𝑆 𝐻�
+4
𝑆𝐻𝐸 𝑊𝐸𝐴𝑅𝑆 𝐻𝐸𝑅 𝐶𝑅𝑂𝑊𝑁 𝑊𝐼𝑇𝐻 𝐶𝐸𝑅𝑇𝐴𝐼𝑁𝑇𝑌 𝑊𝐴𝐿𝐾𝑆 𝑊𝐼𝑇𝐻 𝑃𝑈𝑅𝑃𝑂𝑆𝐸, 𝐴𝑁𝐷 𝐶𝐻𝑂𝑂𝑆𝐸𝑆 𝐻𝐸𝑅 𝑂𝑊𝑁 𝐷𝐸𝑆𝑇𝐼𝑁𝑌.