ar
Feedback
پژواک من

پژواک من

الذهاب إلى القناة على Telegram

اینجا نشد زندگی بعدی حتما اینجا واسه وطن مینویسم. زیرا که رسالت بازماندگان به یاد آوردن است @Gooooooorba_bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
316
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-87 أيام
-5230 أيام
أرشيف المشاركات
به یاد حنانه کیا🖤

11 - Nashod Behet Begam - Koorosh Tamara (320).mp36.93 MB

به خیال این آمده بود که زیر سقفی بخندد و برقصد عیش و نوشش براه باشد حالش بسان لک لکی در برکه ی دل چه میدانست ابر تاریک و نژندی آسمان دلش را تنگ میکند آنقدر تنگ که گلویش را فشار دهد چه میدانست غم خرخره ی شادی را در تنگنای سه گوشی میدرد چه میدانست دیده که باز کند نبض انسانی به دست کمندیست ، کمندی که هنوز هم نمیدانست راه سعادت و رهاییست یا شقاوت یا شاید هم پلی برای رد شدن از نجاست چه میدانست در منجلابی دست پا میزند که نفس را میبرد و دوام را میشکافد حال با خود میگفت کاش در نطفه سوخته بود و در این کثافت هر روز و هر روز مرگ زندگانی اش را نمیدید کاش در نطفه میسوخت اما وطنش را پاره پاره نمیدید کاش دهانش هرگز فریاد نمی‌شناخت گوش‌هایش نغمه‌ی گریه‌ی مادران را نمی‌شنید و چشمانش به بیداری کودکانی که بی‌خواب بزرگ می‌شوند عادت نمی‌کرد دست‌هایش حالا خالی‌تر از آن‌اند که دلی را نگه دارند و پا هایش بریده‌تر از آن‌که راهی بجویند روحش در جنگی بی‌سلاح،در خاکریزی بی‌دفاع،پوسیده میان آرزویی که نه به خواب آمد، نه به بیداری. او آمده بود که زندگی کند،نه آن‌که هر لحظه، به نجات از زنده بودن بیندیشد و هر شب شب‌تر از شب پیش میان دیوارهای سرد و بی‌لبخند خود را جمع میکرد در گوشه‌ای از ذهن آنجا که نه صدای تفنگ بود و نه بوی باروت تنها سکوتی گسترده شبیه گورستانی در سینه‌اش زبانه می‌کشید به آیینه که نگاه میکرد نه خود را میدید و نه آینده را فقط انسانی بی‌نام و بی‌ نشانی که در آوار بی‌پناهی به دنبال تکه‌ای آسمان چشم‌ هایش را دوخته بود به شکافی در سقف پوسیده‌ ی جهان و با خود می‌گفت آیا هنوز می‌شود از خاکستر این همه سوختن، پرنده‌ای ساخت؟ آیا می‌شود در این همه پژمردگی، دانه‌ای کاشت که روزی شاید روزی چیزی شبیه زندگی شبیه به امید از آن بروید؟ و بعد، انگار صدایی آمد نه از بیرون از درون صدایی کم‌جان، ولی سرکش: شاید همین که هنوز می‌پرسی، یعنی هنوز کامل نباخته‌ای و قلبش هرچند خسته، اما هنوز می‌تپید برای آن لحظه‌ای که شاید، شاید خورشیدی دوباره، بی‌اجازه‌ی سایه‌ها طلوع کند از پشت بلندترین و بی‌رحم‌ترین و تاریک ترین دیوارها..

دلم میلرزه با اگر که جان دادیم اگر جوان دادیم بهای انسان بود، برای آزادی.. آخه چرا باید بهای آزادی ما، جان جوان باشه؟

4_5863884137303119504.mp38.63 MB

به یاد مانی🖤

جاوید نام وطن #مبین_فیلی🪽🖤

#مهرداد_اسماعیل_پور🪽🖤

For their love..🖤🪽

و خنده هایی که پر پر شد.. جاوید نام وطن #عماد_امیرپور 🪽🖤

جاوید نام وطن #امیرحسین_وندالوند🪽🖤

جاوید نام وطن #امید_عظیمی🪽🖤

جاوید نام وطن #عرشیا_نرج_ابادی🪽🖤

🖤

Repost from 𝗥’𝘀
والدین سعید هنوز منتظرن فرزندشون به خونه برگرده #سعید_زینالی
والدین سعید هنوز منتظرن فرزندشون به خونه برگرده #سعید_زینالی

به یاد محمدمهدی سیف الله پور🖤

چجوری گریه نکنیم برات؟:)💔

برای جاوید نام وطن میثم قادری 🪽🖤

یه نوروز بدون ج.ا از این دنيا طلب داریم ...