جبهه رزمندگان ایران آزاد
الذهاب إلى القناة على Telegram
حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
305
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
حکم اعدام برای یک معترض ۲۲ ساله، دستکم شش اعدام در یک روز
✍مهدی محمودیان
🔹امیرمحمد مجلل چوبری، ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به اعدام محکوم شده است. او ۱۲ دی در تهران بازداشت و به زندان قزلحصار منتقل شد. در پرونده او اتهامهایی از جمله اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، اخلال در نظم عمومی، شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران و تمرد نسبت به مأموران مطرح شده است. هرانا میگوید او پیش از این سابقه بازداشت و محکومیت قضایی نداشته است. صدور یک حکم اعدام تازه، در شرایطی رخ میدهد که طی هفتههای اخیر اجرای احکام مرگ برای بازداشتشدگان اعتراضات دیماه سرعت گرفته است.
🔹تنها در روز ۳ شهریور، دستکم شش زندانی در نقاط مختلف کشور اعدام شدند. امید شاهوزهی، متأهل و پدر دو فرزند، در زندان زاهدان و علیاصغر سالارزهی، حدوداً ۴۲ ساله و پدر یک فرزند، در زندان یزد اعدام شدند. سعید نجفی و حمید نجفی، دو برادر محکوم به اعدام در پروندهای مربوط به سرقت مسلحانه، در قزلحصار به دار آویخته شدند. زهرا عزیزپور، زن ۴۳ ساله و مادر یک فرزند، در زندان لاکان رشت اعدام شد و سجاد شیرزادی، ۳۴ ساله، نیز در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شد. پروندههای این شش نفر سیاسی اعلام نشده، اما تداوم اجرای چندین حکم در یک روز تصویری از ابعاد استفاده از مجازات مرگ در ایران میدهد.
🔹فشار بر شهروندان بهائی نیز ادامه دارد. شعبه اول دادگاه انقلاب ساری ۱۲ شهروند بهائی را در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است. راکوئل عطائیان به چهار سال حبس و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی و ۱۱ متهم دیگر هر کدام به دو سال و ۱۵ روز حبس و شش سال محرومیت محکوم شدهاند. اتهام پرونده «فعالیتهای آموزشی و تبلیغی» مرتبط با آیین بهائی عنوان شده است.
🔹بازداشتهای امنیتی نیز در چند نقطه ادامه یافت. سعدون داستار، رحمان آذرخش و صنعان فراستی در اشنویه بازداشت شدند. در آسمانآباد ایلام نیز یونس بکری، یاسر هواسی و روحالله غلامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. هرانا همزمان از بازداشت سه عضو یک خانواده، از جمله یک نوجوان ۱۶ ساله، در دیواندره خبر داده است. درباره اتهام یا محل نگهداری شماری از این افراد هنوز اطلاعات روشنی منتشر نشده است.
@isargaran_pahlavi
Repost from سربازان شیر و خورشید
معاون پوزیده در اینجا میگوید با سروش دباغ ، پرستو فروهر، سروش، علی افشاری و «خیلیهای دیگر» گفتگو کرده است.
اگر میخواهید این «خیلیهای دیگر» را شناسایی کنید، در میان کسانی دنبالشان بگردید که :
۱. کشتار دی ماه را انکار میکنند
۲. در شمار بیش از ۵۰ هزار جانفدای دیماه شک و تردید ایجاد میکنند
۳. تقصیر کشتار را به گردن شاهزاده رضا پهلوی میاندازند
۴. به جای مافیای اشغالگر، اسرائیل و آمریکا را آغازگر جنگ میدانند
۵. ما را که در این جنگ امکانی برای سرنگونی مافیای اشغالگر و نابودی سپاه تروریستی پاسداران میدانیم، وابسته به اسرائیل مینامند
بقیهاش را شما بنویسید!
✍🏻محسن بنایی
پ ن ؛ وقتی دم روباه دوآستریها از لای قبای ج ا بیرون میزند
جالب نیست که همه این نامها در حمله به #شاهزاده_رضا_پهلوی، حمایت از جمهوری اسلامی، ضدیت با آمریکا، اسرائیلستیزی و غزهنوازی مشهور و شناختهشده هستند؟
خوشمزهش اینه که دادن معاون توسعه روستایی و مناطق محروم با اینا صحبت کنه یعنی چی اونوقت…
#لشکر_فرومایگان
#نیابتیهای_رسانهای_سپاه
#دلواپسان_آخوند
@warnews_iran2026
Repost from ققنوس «ایران آینده »
قطع سیم کارت منتقدان
«دنیا راد»، فعال سینمایی و از مخالفان حجاب اجباری، میگوید مسدود شدن سیمکارتش، دسترسی او به شماری از خدمات روزمره را مختل کرده و اکنون مانع تمدید بیمه خودرو به نام خودش شده است.
♦️در کدام کشور دموکراتیک و جمهوری دنیا ، فردی که نظرش مغایر حکومت است را از خدمات اجتماعی محروم می کنند؟!!
Repost from مجتبا پورمحسن/ Mojtaba Pourmohsen
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی مدعیاند عملیات طرد اقتصادی شکست خواهد خورد، موفقیت این حمله بزرگ اقتصادی به خزانه سپاه، بیش از هر چیز به اراده ترامپ در همراه کردن چین بستگی دارد. آیا او منتظر فروپاشی اقتصاد ایران میماند یا باز هم تغییر مسیر میدهد؟
مجتبا پورمحسن، ایران اینترنشنال
Repost from حافظه تاریخی
داریوش اقبالی: بعد از ۶ ماه زندان آمدم در بند عمومی، ۵۰ نفر دانشمند و نویسنده و شاعر را دیدم
اسفندیار منفردزاده: آخه اگه آدمی ۶ ماه زندان بوده، اونم آدم شناختهشدهای مثل داریوش، یکی باید میدیده اون رو. یک همسلولش، یک همبندش باید وجود داشته باشه. آخه کدوم زندان، کدوم بند، کجا؟
@hafezeye_tarikhi
📢زنگ سقوط در کاخ دادگستری به صدا درآمد!
✍مهدی نوذر
در تاریخ سقوط حکومتها، همیشه اولین ترکها روی دیوار کاخ دیده نمیشود؛ گاهی باید به داخل کاخ دادگستری نگاه کرد.
این روزها گزارشهایی درباره افزایش استعفای قضات در جمهوری اسلامی منتشر شده است.
اگر این گزارشها درست باشد، به نظرم موضوع خیلی مهمتر از چند استعفای اداری است و باید جدیتر به آن نگاه کرد.
قاضی فقط یک کارمند نیست.
قوه قضائیه یکی از ستونهای اصلی قدرت هر حکومتی است.
وقتی قاضیهای حرفهای و باسابقه یکی یکی تصمیم میگیرند از سیستم خارج شوند، یعنی بخشی از بدنهای که سالها برای بقای این ساختار کار کرده، دیگر حاضر نیست آینده خودش را با آینده حکومت گره بزند.
این دقیقاً همان چیزی است که حکومتهای بحرانزده باید از آن بترسند.
مخالف بیرونی را میشود بازداشت و سرکوب کرد ؛ اما وقتی ریزش از داخل شروع شود، داستان فرق میکند.
یک نفر میرود، بعد نفر دوم و سوم و کمکم مسئله از استعفا فراتر میرود و تبدیل میشود به فرسایش خود سیستم.
به نظرم باید درباره این موضوع بیشتر حرف زد. چون ریزش درون حکومت وقتی خطرناکتر میشود که به یک باور عمومی تبدیل شود؛ اینکه ماندن در این ساختار دیگر نه ضامن امنیت است، نه آینده.
وقتی یک قاضی یا یک کارمند ببیند نفرات قبل از او رفتهاند و نفرات بعد از او هم دارند میروند، هزینه رفتن کمتر و هزینه ماندن بیشتر میشود.
آنجاست که یک استعفا میتواند به ده استعفا و ده استعفا به یک موج تبدیل شود.
حکومتهای در حال سقوط، یکشبه خالی نمیشوند؛ آدمهایشان اول از آنها خالی میشوند.
به همین دلیل تصور میکنم باید دربارهاش بیشتر اطلاعرسانی کرد.
نه فقط برای اینکه چند صندلی در دادگستری خالی شده، بلکه برای اینکه شاید آدمهای بیشتری درون این سیستم به این نتیجه برسند که آینده خودشان را به سقوط جمهوری اسلامی گره نزنند .
در نهایت سؤال اصلی این نیست که چند قاضی رفتهاند؛ سؤال این است که چند نفر دیگر ماندهاند که فقط منتظر یک فرصت برای رفتن هستند؟!
چون خطرناکترین لحظه برای یک حکومت زمانی نیست که مردم از آن میترسند؛ زمانی است که آدمهای خودش دیگر به ماندنش آیندهاش باور ندارند.
حکومت ممکن است در ظاهر هنوز پابرجا باشد، اما وقتی ستونهایش شروع به خالی شدن میکنند سقوط دیگر فقط مسئله زمان است.
@politicscafe
@isargaran_pahlavi
✅ سقوط «دستمزد واقعی کارگران»/ قدرت خرید فقط در عرض ۱۰ سال، ۲۷۰ درصد کم شد/ پایه مزد از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار رسید!
🔹در یک بازه زمانی ده ساله، پایه مزد کارگران مشمول قانون کار یا همان «دستمزد واقعی طبقهی کارگر» از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار تنزل یافته است؛ یعنی دستمزد واقعی کارگران ده سال پیش ۲.۷ برابر امروز بوده است.
🔹
در استانداردهای جهانی، دستمزد روزانه زیر ۱۰ دلار به معنای فقر مطلق است و اصولاً تشکلها و نهادهای بین المللی از جمله ITUC (کنفدراسیون جهانی اتحادیهها و سندیکاهای کارگری) کارگرانی را که دستمزد روزانهشان زیر ۵ دلار است، کارگران فقیر مطلق، یا کارگرانی مینامند که در آستانهی قحطی و گرسنگی قرار دارند.😢@Roshanfkrane @isargaran_pahlavi
سپر جانی یا سپر اقتصادی؟
سپر جانی:
سیاست شما جنگ و انتقام است اما مردم باید از «جانشان» بگذارند.
سپر اقتصادی:
سیاست شما «مقاومت» است اما مردم باید از «نانشان» بگذرند.
در وقت جنگ، یا هر مصیبت دیگری، بالاخره کسی باید سینه سپر کند.
در جنگ، این سپر را از جان مردم میتراشند.
در تحریم، از تار و پود زندگیشان.
با این فرق که در تحریم، گلوله دیگر از لولهی تفنگ بیرون نمیزند؛ از دهانهی بانک بیرون میزند، از اسکلهها و بندرهایی که کمکم خالی میشوند، از فهرستی که دیروز اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پای امضایش را گذاشت.
بسنت دیروز مرحلهی تازهای از این محاصرهی اقتصادی را اعلام کرد: دامنهی تحریمهای ثانویه گستردهتر شد و نزدیک به شصت فرد، نهاد و کشتی در فهرست سیاه نشستند.
اما آنچه واقعاً وزن دارد، اسامی این فهرست نیست؛ پیامی است که آمریکا به هر کس هنوز با جمهوری اسلامی داد و ستد میکند فرستاده: اگر دست این حکومت را در دورزدن تحریم بگیرید، ممکن است خودتان هم از دروازهی نظام مالی آمریکا بیرون انداخته شوید.
یعنی فروش نفت سنگینتر و پرمخاطرهتر، انتقال پول پرپیچوخمتر، و یافتن کشتی، بانک، صرافی، واسطه و … همه دشوارتر از دیروز.
جمهوری اسلامی برای این تنگتر شدن حلقه، نامی کهنه در آستین دارد:
مقاومت.
اما مقاومت، از آنِ کیست؟
چهلوهفت سال است این پرسش زیر دندانهای زرد جمهوری اسلامی خرد میشود: «مردم»
چرا «مقاومت» فقط سهم مردم است؟
چون این حکومت، بعد از سالها تمرین در تاریکی، هنر دورزدن تحریم را از بر شده: شرکتهای پوششی که مثل قارچ سبز و خشک میشوند، صرافیهای نیمهپنهان، دلالها و واسطهها، کشتیهایی که هر بار زیر پرچمی تازه جان میگیرند.
اما مردمی که هنوز هفتهی اول ماه تمام نشده، حقوقشان ته کشیده، تحریم را از کدام راه دور بزنند؟
آیا آنها هم باید در گوشهی اتاقشان یک شرکت پوششی سر هم کنند؟
مردی که کرایهی خانهاش هر ماه سنگینتر عقب میافتد، کدام کوچهی مخفی را بلد است؟
مادری که ماههاست بوی گوشت را فراموش کرده، از کدام صرافی میتواند قدرت خریدِ گمشدهاش را پس بگیرد؟
بازنشستهای که نسخهاش را روی پیشخوان داروخانه میگذارد و بعد، با شنیدن قیمت، زیر لب میپرسد «کدامشان ضروریتر است؟» او از کدام مرز، از کدام گذرگاه پنهان، تحریم را دور بزند؟
اینجا، در همین پرسشهای ساده و بیجواب، معنای واقعی «اقتصاد مقاومتی» رنگ میبازد و رنگ دیگری میگیرد.
اقتصاد مقاومتی قرار بود ایران را در برابر تحریم استوار کند؛ در عمل، فقط دستهایی را ماهر کرد که بلدند از لای درزهای تحریم بگذرند، نفت را در دل شب جابهجا کنند، پول را از این حساب به آن حساب بچرخانند، شرکتی بسازند و فردا ببندند در حالیکه مردم، حتی یک نقشهی کوچک از این راهها هم در دست ندارند.
نیازی نیست اقتصاددان باشی تا بفهمی دورزدن تحریم، هزینهی آن را از میان برنمیدارد؛ فقط جابهجایش میکند.
از کجا به کجا؟
از حسابهای کسانی که راه دررفتن را بلدند، به سفرهی کسانی که حتی راه ورودش را هم نمیشناسند.
شبکهی محمدحسین شمخانی( هکتورِ بابا) نمونهی روشن همین اقتصاد است؛ شبکهای که وزارت خزانهداری آمریکا آن را امپراتوریای چندمیلیارددلاری در فروش و حمل نفت خوانده. برای چنین اقتصاد مافیاییای، «مقاومت» میتواند نامی دیگر برای تجارت پرسود باشد.
اما برای مردمی که نه کشتی دارند، نه شرکت پوششی، نه حساب در آنسوی مرزها، نه دری به هیچ صرافی، مقاومت فقط یک معنا دارد: آیندهای که هر روز کیلومترها عقبتر میرود.
این همان سپر اقتصادی است.
در جنگ، مردم( کودکان مظلوم میناب) را میان خودش و گلوله میگذارد. در تحریم، سفره، پسانداز، درمان، خانه و آیندهی مردم را سپر میکند و هرچه این فشار بیشتر میشود، بهجای آنکه از خود بپرسد این سیاست چه بر سر ایران آورده، از همان مردمی که تاوانش را میدهند میخواهد باز هم «مقاومت» کنند.
اما روزی باید کلمات را سر جای واقعیشان نشاند، پس این مقاومت کوفتی یعنی:
«تصمیم» را شما میگیرید
«هزینهاش» را مردم میپردازند،
«قدرت» در دستهای شما میماند
و «فقر» بر دوش مردم مینشیند،
در جنگ جان مردم خرج بقای شماست
و در تحریم، زندگیشان،
و همه اینها یعنی یک ملت را سپر کردهاید:
یک روز با جانش،
یک روز با نانش.
✍#زهرا_عبدی
#نویسنده_منتقد_سینما
@isargaran_pahlavi
Repost from Behzad Mehrani- بهزاد مهرانی ✌️
دلار ۲۰۰ هزارتومانی؛ محصول نهایی اقتصاد پنجاهوهفتی!
نه دلار دویستهزارتومانی و نه دلار هفتتومانی، هیچکدام بیدلیل از آسمان بر زندگی ما نباریدهاند؛ یکی نشانهٔ مصیبت، خمودگی و فروپاشی است و دیگری نشانهٔ ثبات، توسعه و پیشرفت.
آنچه انقلابیون پنجاهوهفت بر سر ایران آوردند، جلوههای گوناگونی دارد؛ اما آشکارترین وبرخورندهترین آنها همین سقوط ارزش پول ملی است. گمان نکنید تمام مسئولیت این فاجعه فقط بر گردن جمهوری اسلامی است؛ جمهوری اسلامی صرفاً «وارث غالب» و صورت نهایی همان ائتلاف پنجاهوهفتی است
اسلامگرایان، مجاهدین، فداییان و دیگر جریانهای چپ، با وجود اختلافهای ظاهری، در دشمنی با سرمایهداری، مالکیت خصوصی، تولید ثروت، مصرف و اقتصاد بازار اشتراک داشتند. آنان پیش از به دستگرفتن قدرت، مبانی نظری و اخلاقی این ویرانی را فراهم کرده بودند.
باور ندارید؟ آثار محوری و بنیادین گروههای سیاسی مخالف شاه را بخوانیم. اینها بدیل آن چیزی بودند که محمدرضاشاه برای ایران میخواست و اراده و سیاست خود را در مسیر تحقق آن قرار داده بود.
مثلاً مهمترین اثر اقتصادی سازمان مجاهدین خلق، یعنی «اقتصاد به زبان ساده»، نوشتهٔ محمود عسکریزاده، از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق و از مهمترین تدوینکنندگان آموزشهای اقتصادی این سازمان، را بخوانیم؛
یا «اقتصاد توحیدی»، نوشتهٔ ابوالحسن بنیصدر، از اعضای شورای انقلاب و نخستین رئیسجمهوری برآمده از انقلاب اسلامی؛
یا «اسلام و مالکیت در مقایسه با نظامهای اقتصادی غرب»، نوشتهٔ محمود طالقانی، از رهبران مذهبی نهضت آزادی و یکی از روحانیان اثرگذار بر مجاهدین خلق؛
یا «برداشتهایی دربارهٔ مالکیت، کار و سرمایه از دیدگاه اسلام»، نوشتهٔ حبیبالله پیمان، از چهرههای نهضت خداپرستان سوسیالیست و بعدها رهبر جنبش مسلمانان مبارز؛
یا «اصول علم اقتصاد»، نوشته و تلخیص عبدالحسین نوشین، از اعضا و چهرههای فرهنگی حزب توده و از متون آموزش اقتصاد مارکسیستی در ایران؛ و نیز «اقتصاد سیاسی»، از متون آموزشی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، دربارهٔ مناسبات تولیدی پیشاسرمایهداری و سرمایهداری؛ و «روستا و انقلاب سفید: بررسی شرایط انقلابی روستاهای ایران»، محصول کار گروه مطالعات روستایی سازمان مجاهدین خلق.
اینها را بخوانید و ببینید با چنین نگرش و نگاهی به توسعه، رفاه، اقتصاد و مانند اینها، آیا سرنوشتی جز دلار دویستهزارتومانی، قحطی و فاجعه باید در انتظار مردم ایران میبود؟
✅@behzadmehrani77
⚡ تلنگر خراسانی
بابک زنجانی همان کسی است که دستگاه قضایی خودِ جمهوری اسلامی او را به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام و رد مال نزدیک به دو میلیارد یورو محکوم کرد و دیوان عالی هم حکم اعدامش را تأیید کرد.
بعد چه شد؟
همان حکومتی که برای مردم عادی از «اجرای بدون اغماض قانون» حرف میزند، با موافقت علی خامنهای حکم اعدام زنجانی را کنار گذاشت و آن را به ۲۰ سال حبس تبدیل کرد.
و امروز، در روزهایی که دهها کافه و کسبوکار مردم به بهانه حجاب و «هنجارشکنی» پلمب میشوند، تصاویر افتتاح کافهای با نام و برند مرتبط با بابک زنجانی در شهرک غرب دستبهدست میشود.
این دیگر تبعیض نیست؛ تعریفِ عریانِ جمهوری اسلامی است:
برای دختر بیروسری: پلمب.
برای کاسب معمولی: پرونده.
برای جوان معترض: زندان.
اما برای مفسدی که حکم اعدام گرفته بود:
تخفیف حکم، بازگشت به اقتصاد و افتتاحیه VIP!
در این نظام، ظاهراً جرم هم طبقاتی است.
اگر بیپشتوانه باشی، یک تار مو میتواند نانت را ببرد؛
اما اگر به جایی وصل باشی، حتی حکم اعدام هم میتواند پایان ماجرا نباشد، بلکه مقدمه بازگشتت به تجارت باشد.
مشکل جمهوری اسلامی کمبود قانون نیست؛
مشکل این است که قانون برای مردم «حکم» است و برای خواص «پیشنهاد».
و این همان چیزی است که مردم سالهاست فهمیدهاند:
در جمهوری اسلامی، مهم نیست چه کردهای؛ مهم این است که برای چه کسی، و با چه کسی کردهای.
@isargaran_pahlavi
⚡ تلنگر خراسانی
بابک زنجانی همان کسی است که دستگاه قضایی خودِ جمهوری اسلامی او را به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام و رد مال نزدیک به دو میلیارد یورو محکوم کرد و دیوان عالی هم حکم اعدامش را تأیید کرد.
بعد چه شد؟
همان حکومتی که برای مردم عادی از «اجرای بدون اغماض قانون» حرف میزند، با موافقت علی خامنهای حکم اعدام زنجانی را کنار گذاشت و آن را به ۲۰ سال حبس تبدیل کرد.
و امروز، در روزهایی که دهها کافه و کسبوکار مردم به بهانه حجاب و «هنجارشکنی» پلمب میشوند، تصاویر افتتاح کافهای با نام و برند مرتبط با بابک زنجانی در شهرک غرب دستبهدست میشود.
این دیگر تبعیض نیست؛ تعریفِ عریانِ جمهوری اسلامی است:
برای دختر بیروسری: پلمب.
برای کاسب معمولی: پرونده.
برای جوان معترض: زندان.
اما برای مفسدی که حکم اعدام گرفته بود:
تخفیف حکم، بازگشت به اقتصاد و افتتاحیه VIP!
در این نظام، ظاهراً جرم هم طبقاتی است.
اگر بیپشتوانه باشی، یک تار مو میتواند نانت را ببرد؛
اما اگر به جایی وصل باشی، حتی حکم اعدام هم میتواند پایان ماجرا نباشد، بلکه مقدمه بازگشتت به تجارت باشد.
مشکل جمهوری اسلامی کمبود قانون نیست؛
مشکل این است که قانون برای مردم «حکم» است و برای خواص «پیشنهاد».
و این همان چیزی است که مردم سالهاست فهمیدهاند:
در جمهوری اسلامی، مهم نیست چه کردهای؛ مهم این است که برای چه کسی، و با چه کسی کردهای.
@isargaran_pahlavi
علی خامنهای در سخنرانی نوروزی خود در سال ۱۳۹۷ در مشهد گفته بود امروز در کشور ما آزادی فکر، آزادی بیان، آزادی انتخاب وجود دارد و هرکس ادعا کند به خاطر انتقاد به حکومت تحت فشار قرار گرفته، دروغ میگوید.
در خبرها آمده بود حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال شبکههای اجتماعی، که به خاطر کامنت گذاشتن یک نقطه «.» محکوم و در حبس است در یک پروندهسازی جدید ، اینبار به دلیل پیامی که از زندان به مناسبت تولد خودش برای دوستانش فرستاده به یکسال حبس علاوه بر احکام قبلی محکوم شده است.
طرح از رضا عقیلی /بازنشر
#حسین_شنبه_زاده #نقطه
@Dialogue1402
@isargaran_pahlavi
خاطره عبدالعلی بازرگان از زمان زندانی بودن پدرش :
وقتی پدرم مهندس مهدی بازرگان در زمان شاه
به ۵ سال زندان محکوم شد
پدرش عباسقلی آقا تجارتی در دومین ماه زندانی فوت کرد...
من صرفاً برای اینکه پدرم از مرگ پدرش باخبر باشد به زندان رفتم و به افسرنگهبان گفتم ، می خواهم این خبر را به پدرم بدهم...
سروان خیلی متاثر شد و گفت اجازه بده بروم و برای دفن پدرش از سرهنگ مرخصی بگیرم
پس از کمی معطلی ، عصبانی بودم که دیدم افسر نگهبان یک چای برایم آورد و گفت صبر کن سرهنگ در تلاش است برای مهندس جهت شرکت در مراسم پدرش مرخصی بگیرد...
بالاخره پدر را به مرخصی فرستادند
سوم گذشت
هفتم گذشت
حتی تا چهلم از ماموران شهربانی خبری نشد و کسی را برای بازگشت مهندس بازرگان به زندان نفرستادند
پدر گفت آنها بزرگواری کردند ، بگذار من خودم بروم و خودم را معرفی کنم
ما باتفاق به زندان رفتیم همان افسر نگهبان بود مجدداً به من و پدر تسلیت گفت
آنگاه ادامه داد مقامات بالا گفته اند چون آقای مهندس بازرگان متالم است ، فعلاً نیاز نیست به زندان برگردد
و ما هم بیرون آمدیم و دیگر پدر به زندان برنگشت و آنها هم به دنبالش نیامدند
به آن حکومت میگفتند دیکتاتور ، اما این حکومت چه نام دارد...؟!
#کینه_تعصب_کور_علیه_پهلویسم
@isargaran_pahlavi
🚨⭕️ با اعلام وزیر خزانهداری آمریکا از دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ بیسابقهترین تحریمها علیه جمهوری اسلامی آغاز شد. اسکات بسنت گفته هدف از این کارزار «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی و خفه کردن اقتصاد رژیم ایران است.
بسنت خطاب به نیروهای مسلح ایران گفت: «دیوار برلین زمانی فرو ریخت که سربازان عادی تصمیم گرفتند به مردم خود شلیک نکنند.»
#پایان_جمهوری_اسلامی
@isargaran_pahlavi
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
بسنت اعلام کرده تمام شعبات بانک ملی ایران خارج از کشور باید تعطیل بشه.
شعب بانک ملی در خارج از ایران:
۱. امارات متحده عربی — ۷ شعبه: دبی (۲ شعبه)، شارجه، رأسالخیمه، فجیره، ابوظبی و العین
۲. عراق — ۳ شعبه: بغداد، نجف و بصره
۳. عمان — ۱ شعبه: مسقط
۴. جمهوری آذربایجان — ۱ شعبه: باکو
۵. آلمان — ۱ شعبه: هامبورگ
۶. فرانسه — ۱ شعبه: پاریس
۷. بریتانیا: Melli Bank plc در لندن
۸. هنگکنگ: شعبه Melli Bank plc
۹. روسیه: Mir Business Bank در مسکو، کازان و آستراخان
۱۰. افغانستان: Arian Bank در کابل
@Garajetadayoni | گاراژ
