ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

الذهاب إلى القناة على Telegram

جَهِشِ دِل / آوَاِیِ‌ گُم‌نَام اینجا دل می‌جهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گم‌نام است، اما حقیقتِ جان را نجوا می‌کند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ‌ گُم‌نَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..

إظهار المزيد
إيران144 652الفئة غير محددة
279
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
به زبانِ ساده: بیشتر از گوشکی استفاده می‌کنم...بی حد...😕

بارِ سوم است که اخطار می‌شنوم…آن هم از مادرم...🍃🖤 🙂🥀

من امیدوار ترین افسرده‌ جهانم...🖤

من در خیالاتِ خودم، با تو خوشحالم… در همان لحظه‌هایی که با تو قصه می‌کنم، در جهانی زندگی می‌کنم که شاید روزی به حقیقت بدل شود… برای تو هزاران واژه نوشته‌ام، اما هیچ‌گاه اجازه ندادم کسی آن‌ها را بخواند…همه را نگه داشته‌ام، برای روزی که بیایی تا واژه‌ها را، بی‌هیچ دریغی، فدای نامت کنم… گاه از این انتظار، لبخندی آرام در دلم می‌نشیند، و گاه، تلخیِ نبودنت در جانم ریشه می‌دواند… اما حقیقتی هست که نمی‌توانم انکارش کنم..این انتظار، آرام‌آرام مرا می‌سازد و هم‌زمان می‌فرساید… میانِ امید و خستگی معلق مانده‌ام؛ نه توانِ دل‌کندن دارم، نه جرأتِ فراموشی…و با این‌همه، باوری خاموش در من زنده است باوری لجوج و سرسخت، که بی‌اعتنا به این همه فاصله و سکوت، در گوشِ دلم تکرار می‌کند: روزی، تو خواهی آمد...❤️ #آوای_گم‌نام..🍃 #هوای_دلتنگی..🖤

من قصه هایی را دوست دارم... که زن‌ها خودشان، خودشان را نجات می‌دهند.!🫀

صبح.....تان پر برکت...🍃
صبح.....تان پر برکت...🍃

اولین‌بار که رمان خواندم، شانزده‌ساله بودم…خواهرم می‌خواند و من گوش می‌دادم؛همین رمان بود که دلِ مرا برد…بعد از آن، علاقه‌ام به خواندن آرام‌آرام عمیق‌تر شد گویی دری به دنیایی دیگر برایم گشوده شده باشد…🖤🙂

رمــان دلبر ماه جمال من 🌙.pdf3.39 MB

مرا در حدِ واژه های خود پایین آوردند.. چون زبان‌شان توانِ کشیدِن معنایم‌ را نداشت...🖤🥀

زیبایی...🫀
+1
زیبایی...🫀

Farhad_Darya_Oo_Ghaitaa_Official_Video_فرهاد_دریا_اوغایتا_.m4a1.74 MB

نوشتن، نوعی درمان است.. گاهی با خود فکر میکنم، کسانی که نمی نویسند... نمی آفرینند، یا نقاشی نمی کنند، چگونه می توانند، از دیوانگی، هراس و ترسی که در ذات زندگی انسان نهفته است، رهایی یابند..؟🖤

بلی چاره ندارم...🖤🥀

وقتی نام‌ام در میان بیاید...🖤قوی باید باشم...
وقتی نام‌ام در میان بیاید...🖤قوی باید باشم...

مقدمه داستان راز آیینه گاهی در دلِ آرام‌ترین شب‌ها، رازهایی پنهان است که سرنوشت انسان را تغییر می‌دهد… در جهانی که میان واقعیت و خیال مرزی باریک کشیده شده، هر انتخاب می‌تواند دری به سوی ناشناخته‌ها باز کند. این داستان، روایت دختری است که با یک آیینه ساده روبه‌رو شد… اما آن آیینه، دروازه‌ای بود به گذشته‌ای فراموش‌شده و رازی که سال‌ها در دل یک خانواده پنهان مانده بود. راز آیینه، فقط یک داستان نیست… سفری است میان ترس و شجاعت، میان شک و باور، و جست‌وجویی برای یافتن حقیقتی که می‌تواند سرنوشت را دگرگون کند. آیا هر کسی جرئت دارد درون آیینه نگاه کند…؟ #انیتااحمدی

سخت‌ترین قسمتِ درس برایم، گزارش‌خواندن است…🍃
سخت‌ترین قسمتِ درس برایم، گزارش‌خواندن است…🍃

از مکالمه‌های بی‌جا با کسانی که طرزِ فکرشان به پایان رسیده، دلگیرم… این روزها، در سکوتی عمیق پناه گرفته‌ام؛ سکوتی که از هزاران واژه صادق‌تر است…چه تلخ است هم‌نشینی با ذهن‌های بسته، و چه سنگین، وقتی ناچار باشی حقیقتِ خود را در میانِ نشنیدن‌ها دفن کنی… #آوای_گم‌نام..🍃 #حقیقت_تلخ..🖤

به جای این که مسائل مختلف اخلاقی و روحی را در کتابخانه ها مدفون نمایند، آنها را برای تقویت فکر و هوش خود و فرزندان خویش مورد استفاده قرار دهیم... #انسان_موجود_ناشناخته..