عصفورة قلبي🕊
الذهاب إلى القناة على Telegram
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
241
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
241
شنیدن روضهٔ حضرت علیاکبر(ع) آدم رو زمینگیر میکنه، حالا دیدن واقعه چطور بوده و امام چی کشیدن.......
241
Repost from ساکن سرزمین دل🫀
در جهان پر از فریب و دغل
به زبانها که اعتباری نیست
حرف دل را نگاه میگوید...
چشم اهل فریبکاری نیست
#زهرا_ایزدینیا
241
https://t.me/loqatalqalb/2040
غلط است هرکه گوید که به دل ره است دل را
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...
241
https://t.me/zeddonaghiz/26557
ولی نمیدونم چرا نسل ماها اینجوریه
دهه شصتیها مثلا راحت میان کنار ما تو کلاسهای ارشد و کارشناسی میشینن و اصلا هم حس بزرگسالی و پیری ندارن.
241
https://t.me/zeddonaghiz/26555
منم به ۲۵ همین حس رو دارم.
اینکه همهش ۵ سال تا ۳۰ مونده هم خیلی وحشتناکه. من نهایت ۱۶ سالمه بابا ۲۵ چیه. 😭
241
ترجمهٔ مصراعهای عربی:
-نزدیکاست که جسم من از بسیاریِ اشکهایم غرق شود.
-حلول(آشکار شدن) حتی یک نگاه تو تاریکیها را میشکافد.
-پس با وصالت مرا نجات بده و قبل از مرگم به دیدارم بیا.
-تنها نفسکشیدن عطر تو برای ادامهیافتن زندگی من کافیست.
-اگر وصالت به تأخیر بیفتد تنها حسرت است که برایت باقی میماند.
241
مرا به دیدنِ رویت ببخش راه نجاتی
یَکادُ یُغرَقُ جسمي بِكَثرَةِ العَبَراتِ
بیا که این شبِ هجران گرفته عمق دلم را
حُلولُ نَظرَةِ عينك، يُشَقّقُ الظُّلُماتِ
ببین که از غم دوری در آستانهٔ مرگم
فنَجّني بِوصالِك، تعالَ قبلَ مَماتي
و یا به دستِ نسیمی به من رسان نفست را
كفىٰ تنفُّسُ عِطرِك، لِتَستَمِرَّ حَياتي
شتاب کن که قریب است مرگ عاشق خسته
إذا تأخّر وَصلُك، فَتَحصُلُ الحسراتِ...
#زهرا_ایزدینیا
241
Repost from | لغة القلب |
جميع المشاكل بداخلك سببها هو أنك تظاهرت
بالغباء عندما فهمت، وابتسمت وقت الحزن،
والتزمت الصمت وقت الكلام.
تمام مشکلات درونت به اینخاطر است که وقتی فهمیدی، خودت را به نفهمیدن زدی، و هنگام اندوه، لبخند به لب داشتی، و آنجا که باید حرف میزدی، سکوت کردی.
#أحمد_خالد_توفيق
مترجم: زهرا ایزدینیا
|@loqatalqalb|
241
Repost from | لغة القلب |
فَتَّشْتُ عن نفسي، فأرجعني السؤالُ إلى الوراءْ
لا شيء يأخذني إلى شيءٍ.
وينسدلُ الفضاءْ علىَّ مشنقةً
ويندسُّ المدى في ثُقْب إبرة عاشقة
فَتَّشْتُ عن نفسي:
سلامٌ للذين أُحبُّهم عبثاً؛
سلامٌ للذين يُضيئهم...
به دنبال خود گشتم؛
این سوال، مرا به عقب بازگرداند.
هیچ چیز مرا به چیزی نمیرسانَد
و پیرامون، بالای سرم، داری میآویزد
و پایان، به آرامی در شکاف سوزنی عاشق، رخنه میکند.
خود را جستجو کردم: سلام بر آنها که بیهوده دوستشان داشتم؛ سلام برآنها که روشنیشان بودم...
#محمود_درویش
مترجم: زهرا ایزدینیا
|@loqatalqalb|
241
Repost from | لغة القلب |
أَحِنُّ إِلَيكُـم كُــلَّ يَــــومٍ وَلَيلَـــةٍ
وَأَهذي بِكُم في يَقظَتي وَمَنامي
فَلا تُنكِروا طيبَ النَسيمِ إِذا سَرى
إِلَيكُم فَذاكَ الطيبُ فيهِ سَلامي
هر روز و هر شب دلتنگ شما میشوم
و در خواب و بیداری با خیال شما سخن میگویم
اگر بوی خوش نسیم از شما گذر کرد، او را غریبه نشمارید؛ چرا که آن بوی خوش، حامل سلام من است...
#بهاء_الدين_زهير
ترجمه: زهرا ایزدینیا
|@loqatalqalb|
241
همیشه چیزهایی که نداشتهام را
بسیار دوست داشتهام؛
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت...
#پابلو_نرودا
