ar
Feedback
نوشین شادفام

نوشین شادفام

الذهاب إلى القناة على Telegram

روز نوشته‌های من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
302
المشتركون
+124 ساعات
-47 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+1

photo content
+8

photo content

امروز
امروز

photo content
+1

اینجا صدای باران که می پیچد و قطرات اش روی زمین جا خوش می کند بودا بیشتر تماشایی میشود!
اینجا صدای باران که می پیچد و قطرات اش روی زمین جا خوش می کند بودا بیشتر تماشایی میشود!

تو شمامه منی😍
تو شمامه منی😍

و این آقا... 😁 چطور ایستاد شده
و این آقا... 😁 چطور ایستاد شده

photo content

دویدن (نامه‌هایی برای ملیلِه) / ۷۱ «شعرهایش را با صدای خودش بخواند. مریم را می‌گویم عکس مادرت را نقاشی کند. خودم آخرین نامه عاشقانه زندگی‌ام را برای مادرت خواهم نوشت. اگر صلح بیاید، اگر نویسنده بزرگی شدم، اگر کتاب‌ها و داستان‌هایم به فروش برسند، به احترام اولین دیدار من و مادرت، کافه‌ی بزرگی خواهم ساخت و نامش را خواهم گذاشت: ملیلِه. تنها عاشقان و زوج‌های ابدی حق ورود به کافه ملیلِه را خواهند داشت. تنها عاشقانی که بر آن اند تمام زندگی را در کنار هم سپری کنند و هرگز قصد ترک همدیگر را ندارند. اگر صلح بیاید... می‌رقصی، جهان به صلح نزدیک می‌شود بگذار برای لحظه‌ای تصور کنیم که واقعاً صلح آمده است و به آرامی زندگی می‌کنیم. ببین که توقع ما از زندگی تا کجا پایین آمده است. از بس سرخورده شده‌ایم، چه آرزوهای کوچکی داریم. می‌گوییم هرگاه صلح بیاید، به فلان ولایت افغانستان سفر خواهیم کرد. هرگاه صلح بیاید، از این ولایت تا آن ولایت بایسکل خواهم راند. هرگاه صلح بیاید، مکتب خواهم ساخت. اگر صلح بیاید، برای مرده‌های زمان جنگ خواهیم گریست. هیچ یک از ما به سفر ماه، سفر دور دنیا، رقص، عشق، رفع گرسنگی و کارهای بزرگ فکر نمی‌کند. من اما در جنگ و صلح تنها به تو خواهم اندیشید. بیا برای لحظه‌ای تصور کنیم صلح آمده است. بیا فکر کنیم در روزگار صلح و آرامش به سر می‌بریم. با هم همسایه هستیم. خانواده من، خانواده ترا می‌شناسد. ما رفت و آمد خانوادگی داریم. بگذار یک گام فراتر بگذاریم. بیا تصور کنیم من دو پای سالم دارم. از روی ویلچرم برخاسته‌ام. تو دوستم داری. ما با هم در خیابان‌های کابل می‌رقصیم. تمام کوه‌های کابل را درنوردیده‌ایم. تمام تابوهای خشن کابل را در هم شکسته‌ایم. تو بدون چادر با موهای بلند، با موهای کوتاه، با موهای بافته شده، با موهایی که نیمی از آن بر صورتت ریخته است، با لباس کوتاه، با لباس بلند تمام خیابان‌های کابل را فتح می‌کنی.»

photo content

photo content

در این کشور آدم اگر پول نداشته باشد همه اهداف و برنامه هایش روی کاغذ می ماند. 😑

گفت: ثروتمندی به معنای پول نیست، ثروتمند صحتمند است. و در همان حین من در حال گوش‌دادن به غژغژ استخوان‌های گردن، پا، دست، کمر و همه ۲۰۶ استخوانم بودم.😒

photo content

دنیایی امروز و مصروف ساختن زنان به سرگرمی به نام مد(تغییر در ظاهر) به نظرم اگر این همه تلاش زنان برای تغییر در افگار و ذهنیت ها می بود، تصامیم دنیا این گونه مردانه نبود...!

امروز
امروز

photo content

photo content
+2

گاهی خسته می شوم از زن بودن! کمی آزادی می خواهم نه اینکه بخواهم گره چادرم را شل کنم. روحم اسیر شده در باورهای پوچ مردان سرزمینم. از این همه مراقبت از خود خسته ام کمی مردانه، برادرانه مواظبم باش! دلم میخواهد از خیابان نترسم از تنهایی از بوق موترها کوچه های خلوت سنگ تهمت دلم لک زده برای آزادی آزادی از چشم های ناپاک کمی باور و فرار از قضاوت قضاوت... قضاوت... میخواهم کمی لبخند بزنم ولی کسی به نجابتم شک نکند گاهی هم مهربان باشم ولی کسی سو استفاده نکند من یک دختر افغانم دلم کمی رهایی میخواهد اهای مردان افغان کمی برادرم باش کمی مردانه با من باش نامم زن است زمانی زنده به گورم می کردن گاهی سنگسار گاهی مرا ضعیفه میخانی گاهی لچک به سر من از هر مردی که توی مرد ترم همان وقتی که تو، عربده می کشی و من به حکم آبروداری پنجره را می بندم. زن عشق زاید و تو برایش نام انتخاب کردی او درد می کشد و تو نگران اینکه بچه دختر نباشد..