نوشین شادفام
الذهاب إلى القناة على Telegram
روز نوشتههای من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
302
المشتركون
+124 ساعات
-47 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
303
از زمانی که دست از نوشتن برداشتم احساس میکنم دیگه خودم نیستم، دیگه هیچکس نیستم. اما نمیتونم بهش برگردم.
303
یک حرف را اگر میزنید قسمی بگویید که بهاندازه سر مورچه با واقعیت تطابق داشته باشد؛ بهجای دروغ کمی از صداقتتان کار بگیرید.
اینکه بگویید: "نباشی من میمیرم" خیلی خز و بیربط است.
بهجایش صادق باشید مثلا بگویید: "تو شبیه چتنی کنار بولانی هستی."
تا آموزش بعدی بدرود! 🙏😄
303
خیلی دوست دارم برای ساعتی پسر بودم و اولین کاری که انجام می دادم این بود که در صفحه فیسبوکم راجع به عشق و ازدواج و زنان تا حد توان استعاره می نوشتم و بعد میرفتم سر کوچه و هر پنج دقیقه بعد دنبال پنج رقم دختر راه می رفتم و پرزه های تحویل شان میدادم و می فهمیدم که، این کار های در حیقیت چه لذتی می تواند داشته باشد؟ به دور از اینکه دختران شبیه خودم برای این گونه پسر ها بی شخصیت خطاب می کنند، ولی من فقط می خواهم بدانم که چه لذتی در این کار هاست که خیلی ها همچین می کنند؟
303
به شامی که آنشب، مادرت پختهبود فکر میکنم،
به ظرفی که در آن، سهم تو را نگاه داشتهبود...
303
تعداد جبهههایی که در آنها در حال جنگم با تعداد ضربان قلبم در یک شبانهروز در رقابت است.
303
یکی از بدیهای من بودن این است که همهچیز زود یادم میرود. طرف هرکاری که کند -هرکاری- فردا همان کارش را فراموش میکنم.
وقتی که دیدمش میگویم: سلااام!
و برایش آرزوی سلامتی هم میکنم.
303
بابا گفت: فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی. حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ میگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف میدزدی. میفهمی؟
تکهی از کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی✨️🌼
