شایان آبروشن | شاعر
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
507
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+357 أيام
+9430 أيام
أرشيف المشاركات
شعری کوتاه برای کسانی که بزرگترین دیوان ها قادر به وصفشان نیستند...
برای نامی به بلندای تاریخ.
برای نام مقدس مادر❤️
#شایان_آبروشن
در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من رازنگهدارترم...
#احسان_انصاری
به انبوه پاییزهایی که گذر کرد میاندیشم...
همانهایی که بی بغض گذشت و فقط ریختن برگهای زیبای نارنجی سهم من بود؛ آنهایی که بارانهایش خیس میکرد نه دلتنگ!
نسیمهایش خنکی به صورت هدیه میداد نه حسرت را به دل...
پاییز بوی جدایی میدهد.
پاییز حتی از زمستان که نقاب مرگ دارد غمگینتر است.
پاییز را نباید زیست،پاییز را باید قدم زد در کوچهای با نام تنهایی...
پاییز برگیست در دامان بیرنگ باد رقصان که در پی سرنوشت بینهایت، از درخت دور میشود!
پاییز بارانی بر چتری است که در کافه جا مانده...
پاییز را نباید زیست پاییز را باید گذر کرد.
در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا
سرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایت
#حافظ
هر شب از او می نویسم، در غم از او مینویسم
شاد باشم یا که غمگین... هر دم از او مینویسمحالم شبیه شانه ی بیچاره ای ست که
در لا به لای موی تو گم کرده راه را
حالم بد است مثل گدایی که سالهاست
چشمش گرفته دختر یک پادشاه را.
~ حسین زحمتکش
به دلم مژده که ایام جوانی به سر آمد
هوس عشق و غزل های نهانی به سر آمد
#شایان_آبروشن
