ar
Feedback
مامان ".

مامان ".

الذهاب إلى القناة على Telegram

تو با خیلی از حرفات من و یاد خیلی از آدما میندازی مامان . (نْیشتمآن) -𝑀𝑜𝓂'𝓈 𝒽𝑜𝓊𝓈𝑒 𝓅𝑜𝓈𝓉 🕰: @moms_wordsbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
403
المشتركون
+3124 ساعات
+307 أيام
+11930 أيام
أرشيف المشاركات
I Can't Handle Change.mp32.51 MB

+1

فکر میکنم بعضی اوقات من به جای بعضی روز ها تموم میشم )

Repost from مامان ".
No Surprises Radiohead.mp33.53 MB

راستش نمیدونم امروز چندمه یا نمیدونم کی تولدمه فقط میدونم که نزدیکه روزی که قراره خوشحال باشم و شبی که قراره تا صبح فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم .. امیدوارم امسال چیزیو داشته باشم که آدما نمیتونن بهم هدیه بدنش " امیدوارم امسال که شروع میشه تا پایان سال خاطرات خیلی خوبی و در کنار عزیزانم هدیه بگیرم ))- درکنار تویی که دیگه وجود نداری اما خاطراتت هنوز با من هستن و من هر روز بهت فکر میکنم یا در کنار اونی که هنوز وجود داره و من سعی دارم فکر کنم وجود نداره ..

شمعهارو فوت کردم هر چقدر بزرگ تر میشدم تایم بیشتری برای آرزو کردن داشتم  .. از سنی که داشتم تا یک میشماردن و من باید آرزو میکردم  " آرزو میکنم برای همیشه از خونه برم آرزو میکنم تلاشایی که میکنم بی ثمر نباشن آرزو میکنم سخت نباشه برام از آدم اشتباهی بگذرم و رهاش کنم   _ آرزو میکردم که تا همیشه شمع های تولدمو در کنار تو فوت کنم و از تاریکی نترسم چون همیشه دستای گرمی بود که منو به آغوش بکشه آرزو میکردم که آرزو هام فقط یک آرزو نمونه  )) یعنی کاش میشد که یک روزی اتفاق بیوفتن و من آرزوهای جدیدی پیدا کنم تا روز تولدم وقتی شمعهارو فوت میکنم تو دلم بگمشون  .. (  در اصل هرچقدر بزرگ تر میشم آرزو های بیشتر و بزرگ تری دارم  )

>>>

نامه‌ای به اون - خیلی وقته از نبودت میگذره و واقعا نمی‌دونم چیکار میکنم ' خیلی عجیبه خونه بوی خونه نمی‌ده زندگی بوی زندگی نمی‌ده کلا شدم مثل یک ربات که دستورات رو انجام میده )) در زمان نبودت میفهمم چقد بودنت ارزش داشته و الان که نمیتونم بگم چقدر دلم برات تنگ شده چون فایده‌ای نداره .. 'نمیدونم کی

Sign of the Times.mp35.80 MB

Far from Any Road.mp33.52 MB

Eyes Without A Face.mp35.23 MB

photo content
+1

کوچولو که بودم همیشه دوست داشتم با مامان تو خیابون یا کوچه پس کوچه ها بدو ام و بلند بلند بخندم  .. اما مامان همیشه بهونه میاورد میگفت که نمیتونه و زشته چون  ، آدما میدیدن چون آدما همیشه حرف میزنن و حرف میزنن  - اما هروقت که به بابا گفتم باهام تو کوچه پس کوچهای جایی که نزدیک خونه بود میدوییدیم فارق از اینکه آدما بخوان باز هم حرف بزنن  " چون برای بابا دوییدن زشت نبود اما برای مامان که اون موقع میشد یک زن حدودا سی و پنج ساله حرکت زشتی بود  )) در صورتی که این فقط یک تبعیض جنسیتیِ و برای هیچ کدوم این کار زشت نیست الان که مدت زیادی گذشته و خیلی چیزها عادی شده خیلی چیزهایی که باید از اول عادی سازی میشد  . خیلی چیزها تغییر کرده و خیلی چیزها به راحتی عادی نشده یا تغییر نکرده خیلی چیزهارو اگه زنها انجام بدن رو به رو میشن با هزاران هزار حرف دیگران مردم همیشه حرف میزنن و حرف میزنن من باید کاری که خودم میخوامو انجام بدم -.

میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم میمیرم .

مدتها به این فکر میکردم که اگر درد داشتم و مامان اونقدری بهم نزدیک نبود که خوبم کنه چی به سرم میاد ..

Lovesong.mp35.71 MB

💔
+1
💔

نه ما میمانیم نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگرانِ لب یک رود قَسم و به کوتاهیِ آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم میگذرد . سهراب سپهری"

photo content
+1

دنبال بهانه ام برای کمی بیشتر با تو بودن ..    اصلا نرو" تو بزار وقتی غروب شد برو . اگه جنگ تموم شد برو  . بزار آژیر و که کشیدن کبوترا که پریدن وقتی همه ترسیدن  . تو بزار آبا که از آسیاب افتاد برو  . اصلا بزار بعد انتخابات برو  . اوضاع که خوب خوب شد همه جا بزن و بکوب شد  . هروقت زیر پات خالی شد برو  . زندگیت که پوچ و تو خالی شد برو  . وقتی نور خونه ضعیف شد . کاسه صبرت که لبریز شد برو  . بزار اگه وامت جور شد برو  . اگه اجاقت کور شد برو  . همه چیزتو بفروش و ول کن برو  . ( خونرو خونرو خونرو )