"دخترِ شعر"
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
569
المشتركون
+1724 ساعات
+297 أيام
+22530 أيام
أرشيف المشاركات
567
لبانت
به ظرافتِ شعر
شهوانیترینِ بوسهها را به شرمی چنان مبدل میکند
که جاندارِ غارنشین از آن سود میجوید
تا به صورتِ انسان درآید.
و گونههایت
با دو شیارِ مورّب،
که غرورِ تو را هدایت میکنند و
سرنوشتِ مرا
که شب را تحمل کردهام
بیآنکه به انتظارِ صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سربلند را
از روسبیخانههای دادوستد
سربهمُهر بازآوردهام.
هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست که من به زندگی نشستم!
"باصدای احمد شاملو"
"آیدا در آینه"
567
"آیدای بی شاملو"جویبار خاطرات، از چشمان خمار و پرصداقتت سرچشمه میگیرد. من، آیدایی بیشاملو، چون پرندهای مهاجر، بیهمسفر، به انتظارت در جادهی بیانتهای لحظهها ایستادهام. هنوز در مشامم بوی عشق خونآلودی است؛ بوی رها شدن در پرتگاه پرتلاطم عشق نافرجام. زود بود… آری،بسیار زود بود برای من که جسم بیجانم، در رویای خویش عاشقت بود، به زیر باروت بیمهرت له شود" #ارغوان
567
- تو را به زبان ساده شعر دوست دارم.
به زبان عاشقانه #فارسی به آن زبان ك حافظ
غزل هایش را جهانی کرد،
به آن زبان شورانگیز رباعیهایِ خیام
و همان زبان ك عشق سوزناك عارفانه مولوی
در آن فریاد میکشد،
تو را به زبان عشق دوست دارم
به زبان ساده سعدی:)))💗📬 ⌞
567
پاییز عشق:)دست در دست تو باز قدم خواهیم زد در میان برگ هایی از پاییز عشق تو کنارم من کنارت بوی باران چترِ باز.. در هوای عشق خود گم میشویم.. رنگ نارنجی و زرد بوی نارنگی و نم در کنار هم میان برگ ها گم میشویم.. رقص برگ و چشم تو همه محو تماشای نگاه من #ارغوان
567
- آیدا: اولش فقط بهخاطر خودش بود. نه میدونستم شاعره، نه میدونستم نویسندهس، نه میدونستم هیچی...
ما فقط نگاهمون بههم گره خورد و همهچی تموم شد. یه لحظه!
شاملو: همهچی شروع شد :)
آیدا: آره، آره، همهچی شروع شد...
تنها عشقه که میتونه انسان رو نجات بده…
:)))))
567
آمار کشته های جنگ همیشه غلط بوده است؛هر گلوله دونفر را از پای در می آورد.. سرباز و عشقی که در سینه اش می تپد....
567
زنیکهشعرمیفهمد ، جهانینابمیخواهد .
بهتندیس ِتنشابریشم ِ مهتابمیخواهد !
بهشوقدیدنخوشبختیاشدرقصرآینه . .
دلیشیدا ، قدیرعنا ، رخیجذابمیخواهد ؛
همانزنکهبرایپرسههایخیسبارانش . .
فروغ ُ شاملو ُ قیصر ُ سهرابمیخواهد:)!🪞🤎"
567
ارغوان
شاخهی همخونِ جدا ماندهی من...
من ارغوانم؛ تخلصی که رنگ خون و شکوفه را در خود دارد.
شعر برایم تنها نوشتن نیست، نفس کشیدن است.
نوشته هایم را با #ارغوان دنبال کنید:)
راه ارتباطی:)
@PeomsGirlBot
لینک چنل:)
@Peom_Girl
