Cherry
الذهاب إلى القناة على Telegram
🍒عاشقِ سکوت. نور. باران. خاک. سبز ،رنگ. غمِ آرام. مرزِ فرو ریختن و دوباره ساختن. انسان و پروانهها. نامه. جمع کردن وسایل کوچک. عاشقِ ردِ دستها. بوی کاغذ. وپراز رد زندگی . https://telegram.me/ChatHideS_bot?start=sc-u9XWHTrimt
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
355
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
355
یهو یاد سال ۹۳ افتادم؛
وقتی توی یه خونهی بزرگ با در و پنجرههای چوبی سبزآبی زندگی میکردیم.
خونه قشنگی بود.
از مدرسه که برمیگشتم، خیلی گرسنه بودم و فقط به این فکر میکردم برسم خونه، پلهها رو بالا برم، و یه دلِ سیر غذا بخورم. وقتی میرسیدم، انگار از همهی خستگیهای دنیا به خونه پناه آورده بودم. خونه گرم بود، تمیز بود، بوی خوبی میداد… غذا داشت دم میکشید.
مامان استامبولی گذاشته بود.
خونه واقعاً بوی خونه میداد.اون روزها مامان حالش بهتر بود.
همهچیز بهتر بود. ما اینهمه دغدغه نداشتیم. اون خونه فقط دیوار و پنجره نبود؛
امنیت بود.
جایی که خستگی اجازه داشت زمین گذاشته بشه، و دل مطمئن بود «رسیده».
داشتم اینا رو برای خواهرم تعریف میکردم که دیدم اشکام سرازیر شده.
نه فقط برای گذشته، برای حسی که امروز میفهمم چقدر نایابه.
بوی اون غذا هنوز توی خاطرم مونده؛
بوی حضور،بوی آرامش،بوی زمانی که دل،کمتر میترسید. شاید اون خونه دیگه نباشه،
اما اون حس،
هنوز توی منه.
355
این آهنگ ها این خواننده ها نمیدونم چطوری بگم چقدر منو به وجد میارن اصن ولش کن فقط گوش بده و عشق کن .
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
