ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾

𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾

الذهاب إلى القناة على Telegram

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌⋆ 𝗏𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾’𝗌 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝖼𝗈𝗋𝗇𝖾𝗋 ⋆ ‌ ‌ ‌‌‌‌ ݃‌ ‌‌‌𝗌𝗉𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝗈𝗍 𝗍𝖾𝖺  ֪ 🫖 @VinnieYueBot ‹𝟹

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
229
المشتركون
+1024 ساعات
+177 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
وای همون اون عمارت پرتقالی هافسا اینا که مثلث عشقیه انتخاب بهتری بود فکر کنم سمسپسپ

رفتی بدبخت ترین سریال فصل رو انتخاب کردی دوشتی

ha vallahi düştüm

ha vallahi düştüm

Düştün he kardeşim

تا چهارشنبه چقدر مونده؟

بعد میهره خواهر میرزا ادای آدم های با وجدان درمیاورد گفتم حتما این کمک لیلا کرده نگو شوهرش لیلا رو شب عروسی میدزده میده پسرعموش تا ببرنش سوریه اینم چون نمی‌خواسته بلایی سر شوهرش بیاد دهنشو بسته تازه این وسط انگار یه گذشته ای با دشمن میرزا یعنی یامان داره

بعد خب هما دختر میرزاعه این لیلا مادر مرده شب قبل عروسی بهش گفت یه سوپرایز واست دارم احتمالا میخواست بهش بگه حامله‌ست خب هی فرصت ندادن به این بدبخت ولی میرزا فکر میکنه هما از شوهر لیلاست امیدوارم هرچه سریعتر بگه دختر توعه از تک تک آدم های اون عمارت هم انتقام بگیره عوضیا

بابا خیلی دجالن اصلا معلوم نیست چرا این لیلای بدبخت رو فرستادن تو جهنم اگه واسه جایگاه اجتماعی اینا باشه خب دستان هم دختر خدمتکاره اینا چرا باید شب عروسی پسرشون عروس رو بدن یکی ببره سوریه

یاخدا

من وقتی آدم های عمارت کوزاکلی رو دیدم:

قشنگ بود من دوست داشتم

مهوین خوب بود ببینمش؟

بعد فکر کن داره میمیره تا با مردی که اینجوری عذابش داده ازدواج کنه

فکر کن به خواهر میرزا گفت وقتی ما لیلا رو ازش جدا کردیم انقدر میرزا درد کشید که حتی منم از بدی‌ای که بهش کردم عذاب وجدان گرفتم حالا فکر میکنی اگه بهش بگی قراره تورو ببخشه که سالها ساکت موندی؟

وای دستان همین دختره که میرزا قراره باهاش ازدواج کنه چقدرررر مار افعی رو مخیه

ولی عمارت میرزا اینا چه دجال‌خونه‌ایه یکیشون خوب نیست نمیدونم میرزا چجوری از بین اونا خوب دراومده همه زن های عمارت مار افعی

جون به جونم کنن بازم میرم عاشق کاپلی میشم که زجر میکشن

"seni affedeceğim bir şey söyle, istersen yalan söyle, inanacağım..."