ar
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

الذهاب إلى القناة على Telegram

Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
341
المشتركون
+124 ساعات
+147 أيام
+7230 أيام
أرشيف المشاركات
و چطور اصلا خودم احساس عجیبی نداشتم انگار که دارم خودم و شخصیتم رو نابود می‌کنم

ولی آخه چطور من تمام اون مدت اصلا متوجه نشدم دید بقیه بهم چی بوده

نگاه کردن به گذشته کلا آدم رو آزار میده اگر یک نفر بلد باشه زود مووآن کنه و دیدی جدیدتر به زندگیش داشته باشه و روی پیشرفت تمرکز کنه، زندگی رو برده

وای اه نمیدونم

میتونیم دلیلش رو «بزرگ شدن» یا «عاقل تر شدن» بذاریم چون ما هرچی بزرگتر میشیم و ذهنمون رشد می‌کنه، دیدمون به یک سری مسائل متفاوت میشه و بهتر متوجه یک سری ریزه کاری ها میشیم

اما من یک چیز دیگه ای رو تجربه کردم که مربوط به تجربه نیست کلا خلق و خوی آدمه چون این تغییر کلا در عرض ۲-۳ ماه بود، بدون اینکه آدم خاصی وارد زندگیم بشه یا دعوایی مربوط به اون تغییر ایجاد بشه

راست میگی، به بخش تجربه دقت نکرده بودم، این تجربه‌ست که آدم رو کامل تغییر میده

https://t.me/Ahannibalist/27305 اول از همه میخوام راجب این صحبت کنم که تغییر میتونه منجر به نتیجه‌های خوب یا بد بشه. من هرجفتش رو تجربه کردم. یک مدت حس میکردم تغییری که کردم واقعا مثبت و در جهت رشد فردی من بوده اما چند وقت پیش که اون ورژن رو با نگاه موشکافانه بررسی کردم متوجه شدم فقط پاسخی به تروما بوده. چیزی که تجربه کرده بودم انقدر شدید بوده که من به جای رشد فقط ورژن سمی‌تری از انتقال دهنده‌ی ترومام شده بودم. اما حالا که به خودم نگاه میکنم میبینم واقعا شخص الانم چی داره که شخص اون موقع نمیتونست حتی احتمالش رو بسازه؟ تجربه. قطعا با گذر زمان تجربه‌های زیادی خواسته یا ناخواسته به وجود میان که میتونن روی نگاهت به خودت تاثیر بزارن پس فکر میکنم نباید چیزی که قبلا بودیم رو با ذهنیتی الانمون مورد بررسی یا حتی یادآوری اگاهانه قرار بدیم. نمیخوام بگم هر ساله داریم پوست اندازی میکنیم و جنس جدید از خودمون میسازیم اما واقعا همچین چیزی هست. تو برای اون زمان خودت کامل به نظر میومدی و حتی الان و به احتمال زیاد آینده، فقط اختیار اینو داری که با ذهنیت الانت، چیزی که درحال حاضر هستی رو ببینی چون کنار هم تکامل پیدا میکنن.

اینجا در ۲۳۰-۲۴۰ نفرین شده به گمانم

Repost from Mizumono🫀
Oh, we could never be together🤍 But it's nice to play pretend🫐 I wish that I could lie🫐 But I'm way too self-aware🫐 #edit #Hannigram @Mizuumono 🫐🫐

Repost from Mizumono🫀
این پست + این پیام رو فوروارد کنید تا به پست موردعلاقم از شما استار⭐️ بدم 🥩🥩🥩🥩 لیمیت = تا وقتی خط بخوره ❤️ +اگه ادیت فوروارد نشه استار داده نمیشه🦇🦇

و خب دوست دارم نظرات شما رو بدونم درباره این موضوع، خاطره ای دارید که چنین باشه؟ یا اصلا درباره تغییر حرف بزنیم، چی باعث شده احساس کنید نسخه ی کنونی‌تون خیلی خیلی بهتر از چند وقت پیشه؟

همه‌امون تا به حال تحت کنترل اون بخش احمقانه، کودکانه و سطحی نگر مغزمون بودیم

برای همینه که خیلی پیش اومده به طور ساده با خودمون بگیم کاش اون روز بهش پیام نمی‌دادم

من همیشه میگم ذهن انسان خیلی گسترده و باهوشه! ولی گاهی اوقات، ما خیلی احمق تر از چیزی هستیم که فکرشو میکنیم. خیلی سطحی نگاه میکنیم و به موقعش متوجه نمیشیم کدوم کارمون اشتباهه.

و وقتی بهش فکر میکنم، یک ترسی در وجودم میاد، نکنه در آینده هم وقتی به الانم نگاه میکنم باز هم حالم به هم بخوره و بگم چرا متوجه فلان چیز نشدم؟ با خودم میگم، چیه که الان متوجهش نیستم؟ ولی این سوال احمقانه‌ست، اگر قرار بود بفهمم، احتمالا توی قدیم هم می‌فهمیدم

این چیزی نیست که اذیتم می‌کنه، چیزی که بیشتر اذیتم میکنه اینه که چرا انقدر الان از اون لحن صحبت قدیمیم بدم میاد؟ چرا اصلا داشتم این رو توی گروه جلوی همه می‌گفتم؟ چرا متوجه نشدم دلیل فلان کار طرف، لحن رو مخ صحبت خودم بوده؟ و مهم تر از همه، چرا خودم متوجه نشدم که یک جوری‌ام؟

خب برای من شده، و امروز یک بار دیگه تجربه‌اش کردم گاهی اوقات وقتی حوصلم سر میره میرم قدیم رو دوره میکنم، پیام های قدیمی سیو مسیجم رو میبینم و... اما امروز تصمیم گرفتم داخل یکی از گروهاو پیامای قدیمی رو بخونم و متوجه شدم که حتی لحن تایپ کردنم هم تغییر کرده

یا با خودتون بگید «چرا انقدر احمق بودم؟ چی باعث شده بود در این حد کودکانه باشم؟»

تا به حال شده به خودتون در قدیم، پیامای قدیمی و... نگاه کنید و بگید "چیشد که اینطوری شد" ؟