ar
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

الذهاب إلى القناة على Telegram

Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
342
المشتركون
-224 ساعات
+207 أيام
+6930 أيام
أرشيف المشاركات
دد نیم چیه

Damn it Neil, the name is nuwada.

دقیقا با همین لحن.

از امروز به بعد هروقت کسی من رو با دد نیم صدا بزنه بهش میگم: Damn it, the name is Azadchehr.

Repost from Alien.‌‌
ریا نباشه، توی دنیایی که همه با ای‌آی عادی‌ترین چیزاشونو می‌نویسن؛ نویسنده‌ام.

photo content

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.10 KB

خوشحالم که اینطور بوده

واقعا انگار حرف دلم بودش

میمصمضممصمصخصخض باعث افتخارمه

:(

دوستم ندارید دیگه

قدیما ری‌اکشن زیاد میزدیدا

Repost from Timeless ‌legacy
زندگیم اینشکلیه که یا دارم قهوه میخورم، یا قهوه خوردم، یا میخوام بخورم، یا دلم قهوه میخواد، یا دارم به قهوه فکر میکنم.

تمام شد، چک کنید.

مرا دوست بدار بی آنکه خون بریزم، مرا صدا بزن بی آنکه وحشت کنم، مرا ببوس بی آنکه احساس کنم بخشی از وجودم کنده و بلعیده شده است. می‌خواهی بخشی از مرا نابود کنی، بسوزانی، به درد آوری و خاکستر کنی، فقط انجامش بده. اما قول بده که خود جای خالی آن را پر خواهی کرد. برای تن سردم پتویی گرم باش، برای نگاه سردم شعله ای رقصان باش و برای دل سردم، یک ترانهٔ عاشقانه باش. دنیا به اندازهٔ کافی با من بی رحم بوده است. شمشیر فلاکت را درون قلبم بار ها و بار ها فرو کرده است. وای بر من که از زهر همان شمشیر عاشقم. دنیا مرا در هاویهٔ وجودم غرق کرد و در آتش های سوزان وجودم را یخ زد. ای کاش من گرم بودم و می‌سوختم، عزیزم، ای کاش برای عشق می‌سوختم و سرمای انزوا تنم را نمی‌لرزاند.