دختر سرزمین بودا
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
208
المشتركون
+124 ساعات
-37 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
قشنگ قابلیت این را دارم که مشکلات خوده خودم خلق کنم، خودم برای مدت ها درگیر شوم، و خودمم حل اش نتوانم.😂
حال که شب است و شب داستانهای خودش را دارد، به چند چیز فکر میکردم. اول اینکه امیدوارم این کشمکشها و سر و صدای جنگ هر چه زودتر تمام شود. هر چه از اخبار فرار میکنم، حس میکنم جایی مرا گیر میکند؛ داخل موتر بین صحبتهای راننده و مسافر، گفتگوهای سر افطار و سحری مادر و پدر، حتی وقتی دوستانم در موردش از من میپرسند. نمیدانم، اما اصلاً دوست ندارم در این موضوع فکر کنم، شاید چون میدانم ذهنم گنجایش همچین تشویش و استرس بزرگی دیگر را ندارد.
از این موضوع بگذریم، یادم میآید امروز در ذهنم یک مقدمه خیلی خوب برای نوشتهام پیدا کرده بودم، ولی الان یادم نیست. (درگیری همیشگی) ذهن همیشه درگیر و خیلی (تیت و پرک). من هم که بدون مقدمه و رعایت قواعد نویسندگی مینویسم... 😅 این نوشتههای من هیچ کدامشان بر اساس قواعد نویسندگی نیستند. همهشان دلی و نامنظماند، فقط برای ثبت این افکار و انجام کاری که دوست دارم.
موضوع بعدی اینکه این روزها بارها و بارها گم شدهام؛ در افکارم، در کارهایی که انجام میدهم. اصلاً الان که فکر میکنم، باز هم بین افکارم گم شدهام. امیدوارم بتوانم دوباره همان آرامش قلبی خود را پیدا کنم، البته نه متصل به چیزی باشد، بلکه خودش در درونم برای همیشه بماند تا اگر تغییراتی در زندگی به وجود آمد، این آرامش را از دست ندهم. 🤍
شب تان آرام
#دلی
Repost from حرفایی ک کاش میزدم.
نیچه، فیلسوف ژرفاندیش، جملهای عمیق دارد:
«انسان در اوج تراژدی میخندد»
وقتی انسان در برابر تراژدی میخندد،
یعنی بهجای تسلیم،
رنج را میپذیرد
و فراتر از آن میایستد..
این خنده،
که میتوان آن را «رقص در سوگ» نامید،
نوعی بله گفتن به زندگی است.
- به من نگاه کن.
مریم نگاه کرد.
- فقط یک هنر را باید یاد بگیری و آن هم تحمل است، تحمل.
+ تحمل چی؟
- نگران آن نباش: موضوع کم نمیآوری.
|•هزار خورشید تابان/خالد حسینی•|
Repost from N/a
خستگی، ناامیدی، افسردگی، رنج ... میگذرد، دوام میآورید باور کنید.
Repost from قشاع.
خیلی خستهام، اما به خودم میگم: یکم دیگه تحمل کن، شاید فردا بهتر باشه. یکم دیگه تلاش کن، شاید همین تلاش آخر، راهی جدید به روت باز کنه. یه بار دیگه دل به دریا بزن، شاید همین موج، تورو به ساحل برسونه. یه بار دیگه قدم بردار، شاید همین قدم، خورشید پشت شب رو نشونت بده.
معمولا تا آخر های بهار در کابل گل بابونه نمیایه، ولی دیروز گل بابونه دیدم. امیدوارم تا ماه های بعدی بیشتر بیاد.😅☺️🤍
«یادم افتاد چه جاهایی در دنیا هست و من در چه منجلابی دست و پا میزنم»
صادق هدایت_ نامه به شهید نورایی
این کتاب را تا نصف اش خواندم و خیلی برایم دلچسپ و جالب بوده، اینجا گذاشتم که اگر شما نیز دوست داشتید گوش کنید!🤍
کتاب صوتی مغازه خودکشی
▫️نوشته ژان تولی
▫️ترجمه ی احسان کرم ویسی
▫️با صدای هوتن شکیبا
📻@podchi #کتاب_صوتی
