ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

MIND CHAT

MIND CHAT

الذهاب إلى القناة على Telegram

یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشته‌ی خیالی ❤️💍

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
405
المشتركون
-424 ساعات
+247 أيام
+6730 أيام
أرشيف المشاركات
ای بابا شماها نمیذارید دو دقیقه شیک به نظر برسم

‌ خیلییی باکلاس شده کانال دیگه کرم ریزی هاتون نیستت کلا فلسفی شدین

فعلا این سه پیام بالا رو داشته باشید توی فرصت بعدی میام حرف اصلی رو میزنم

فکر می‌کنم اکثرتون هرم مازلو رو می‌شناسید برای اینکه توی این هرم به سمت بالا حرکت کنید، اول باید نیازهای سطح پایین‌تر در شما
فکر می‌کنم اکثرتون هرم مازلو رو می‌شناسید برای اینکه توی این هرم به سمت بالا حرکت کنید، اول باید نیازهای سطح پایین‌تر در شما برطرف بشه حالا اگر شما در تامین همون نیازهای ابتدایی و اولیه درگیر باشید، آیا میتونید به نیازهای سطوح بالاتر رسیدگی کنید؟

و تراپیست یک چیزی گفت که خیلی اذیتم کرد گفت می‌دونی فلسفه چجوری بوجود اومد؟ گفتم نه! گفت در یونان قدیم، مردم دو دسته بودن! یا برده و یا سرمایه‌دار؛ سرمایه‌دار‌ها تعداد زیادی برده داشتن و خودشون هیچ‌کاری نمیکردن و برده‌ها کارها رو انجام میدادن؛ این افراد سرمایه‌دار هر روز صبح برده‌ها رو به میدون‌های شهر میاوردن برای کار کردن و خودشون از بیکاری، زیر سایه کنار هم جمع میشدن و شروع میکردن چرت و پرت گفتن! این افراد ذهن‌های آزادی داشتن و بی‌دغدغه بودن؛ پس میتونستن با رهایی چرت‌و‌پرت بگن؛ وسط این چرت‌وپرت‌ها، یک موقع‌هایی یک حرفایی‌ از دهنشون می‌پرید بیرون! مثلا یه نفر می‌گفت شماها میدونید خوبی یعنی چی؟ اصلا خوب و بد چیه؟! اینا هم که هیچ دغدغه‌ی رفاهی‌ای نداشتن! از این سوال خوششون میومد و مینشستن کنار هم و روزها درمورد این موضوع باهم حرف می‌زدن؛ و در نهایت فلسفه به همین شکل پیدا شد! حالا در طی این ماجرا، برده‌ها کجای ماجرا بودن؟ برده‌ها اصلا حق فکر کردن هم مگه داشتن؟ برده اگر یک روز بدنش ضعیف میشد، اینقدر تنبیه میشد که زیر تنبیه می‌مرد! برده به این فکر میکرد که آیا بالاخره غذای کافی به من میرسه یا نه؟ برده تمام دغدغش غذا و سرپناه و حفظ توان بدنی و زنده موندن بود سرمایه‌دار دغدغه‌های ابتدایی نداشت؛ پس می‌تونست فکر کنه و به عمق زندگی نفوذ کنه برده در ابتدایی‌ترین سطح زندگی دائم درگیر بود و اینقدر درگیر بود که اصلا ذهن و روانش توان تفکر نداشت این موضوع برای شما آشنا نیست؟!

چند روز قبل رفته بودم پیش تراپیست پرسید که منشأ این همه استرس تو کجاست؟ گفتم «پول» تلاش زیاد برای کسب درآمد و ایجاد رفاه، شما رو از زندگی عمیق و پرمعنا، وارد سطحی از زندگی می‌کنه که بهش میگن زندگی حیوانی! زندگی حیوانی چجوریه؟ اینجوریه که کل تلاش تو در طول شبانه روز، خلاصه میشه به تلاش برای زنده موندن اگر حیوان وحشی باشی، تا وقتی زنده می‌مونی که بتونی اول در مقابل خطرات از خودت دفاع کنی تا زنده بمونی و دوم توان شکار کردن داشته باشی تا شکمت سیر بشه و از گرسنگی نمیری اگر حیوان اهلی باشی، باید کار کنی و کار کنی و کار کنی تا درنهایت بتونی مکانی امن برای حیات و غذای کافی برای زنده موندن داشته باشی زندگی ای که تو دائم استرس مالی داشته باشی، اینجوریه که سطح فکر و منطقت کاملا سطحی میشه؛ نمیتونی به چیزهای بزرگ فکر کنی و دغدغه‌های متعالی داشته باشی؛ چرا؟ چون ذهن تو دائما درگیر نیازهای اصلیته؛ مثل خوراک و پوشاک و مسکن و جنگیدن برای بقا

اصلا حرف منو فقط آقای مصنوعی میفهمه
اصلا حرف منو فقط آقای مصنوعی میفهمه

والا چی بگم آقای دنی دانون آقای دنی از خدا که پنهون نیست؛ از شما چه پنهون من هم احساس می‌کنم امشب بیماران این شهر می‌دونستند من کجا پنهان شدم؛ به محض سلام کردن، بمبارون شدم

زدی تو خال آقای پل اسکولز زدی تو خال واقعا سیاست های منچستریونایتد اشتباهه؛ اتفاقا منم امشب یه سلامی کردم و بعدش پونصدتا مریض دیدم؛ حتما سیاست‌های منم اشتباهه

دقیقا آقای رنگو دقیقا همین امشب رو بگو آقای رنگو! من اومدم سلام کردم که حرف بزنم ولی تا ۶ساعت ونیم بعدش مریض اومد طبق میل و پیش‌بینی پیش نمی‌ره دیگه آقای رنگو

بله دکتر جان واقعا بزرگسالی چیز‌ جالبی نیست مثلا همین امشب بنده یک سلامی عرض کردم و تا الان مریضا از سر و کولم بالا رفتن جالب نیست؛ نمی‌پسندم

وسط شیفت یه سلامی کردیم و خواستیم چار کلام گل‌ فرمایش کنیم که کاش نمی‌کردیم؛ از در و دیوار مریض اومد؛ اومد اومد اومد و بند نمیومد خدایا شکرت بریم تا مریض نیومده دوباره

سلام

نه آقا جان نمیشه مامان بابای این گل‌پسرا و گل‌دخترا به من پول میدن که من درمورد درس و کنکور باهاشون صحبت کنم مثلا اگه یه آخر هفته بشینم با بچه‌هاشون درمورد تناسخ یا نقشه‌ی دزدی از بانک مرکزی مالدیو یا تاثیر شراب در شکل‌گیری عرفان قرن ۵ تا ۸ شمسی صحبت کنم، اول یکی میزنن پس کله بچشون و بعدم مشاوره رو کنسل می‌کنن

#پیام_ناشناس ‌ خوب همین بچه هایی که مشاورشونی گروه بزن اخر هفته ها یه ساعت از هر دری بگید😂 تو باید مشاور حضوری برداری با روحیاتت جور تره

نه آقا این رنج ۱۶ تا ۲۰ سال عالیه تا قبل از ۱۶ که هنوز دهنش به شیر میده و من باهاشون بیرون نمیان از ۲۰ به بعد هم که کم‌کم دیگه واسه خودشون کسی شدن و محل ما نمیدن و با ما بیرون نمیان ولی توی این رنج سنی، جسارت توی اوج خودشه؛ می‌خوان دنیا رو کشف کنن و بفهمن؛ دنبال اینن که مسیرِ شخصیِ خودشون رو برای رسیدن به ایده‌آل‌های ذهنیشون پیدا کنن؛ شروع میکنن به تبدیل شدن به اون آدمی که دوست دارن باشن؛ و ... این فرآیند قد کشیدنِ شخصیت توی این سن خیلی خفنه

#پیام_ناشناس ‌ https://t.me/SMH_mindchat/709 عجب حوصله ای اونوقت من از هرچی بچه تو این سنه فراریم کلا رنج ۹ تا ۱۸ برا من عذابن😂 کوچیکتر ازینا عشقن بزرگتر ازینا هم قابل تحمل

دلم شدیدااااا میخواد یک جمع کنکوری حداقل ۱۰ نفره میخواد که هفته‌ای یه بار منو وسط خودشون راه بدن و بریم بشینیم دور هم و از هر دری حرف بزنیم تنها رنج سنی که دوست دارم باهاشون ارتباط بگیرم و گپ بزنم همین رنج ۱۶ تا ۲۰ سال هست