روزمرگی یك روانشناس
الذهاب إلى القناة على Telegram
«علاقه مند به عکاسی و دلخوشی های کوچیکِ زندگی» مَعصـومه|دانشجویِ روانشناسی🧠🌱 •لینك ناشناس t.me/HidenChat_Bot?start=7011256542
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
797
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+217 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم؛
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند. یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت کنار گذاشتم؛قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودن است، ولی در واقع این به معنای وفاداری به خویشتن است.
الان توى اين لحظه
فقط ميتونم
در وصف خودمون بگم:
نشستهايم وسط زندگی
صبور ،
غمگین،
بلاتكليف،
خسته و
ادامه دهنده و ادامه دهنده.
۲۳بهمن۱۴۰۴
من فقط ظاهراً قویام ولی اگه بغلم کنی گریهام میگیره،بهم بگی خوبی؟ گریهام میگیره، چاییم یخ میکنه گریهام میگیره،آهنگ گوش میدم گریهام میگیره،انگار حجم قوی بودنم تموم شده.
کتاب بخونید ،مدیتیشن کنید، با یکی حرف بزنید دربارش،موزیک های ملایم گوش بدید؛خودتون رو با سرگرمی های مورد علاقه تون سرگرم کنید.
زمانی که احساساتتو نسبت به کسی از دست میدی تازه میفهمی که اون آدم برای شما چقدر معمولی، غیر خاص و غیر قابل باوره، و اون عشق و انرژی شما بوده که اون فرد رو برای شما منحصر به فرد کرده بوده.
گاهی با دوست داشتن آدما از اونا آدمایی میسازیم که نیستن، حتی نزدیکش هم نیستن،این بَده.
