خونهی روشن.
الذهاب إلى القناة على Telegram
من بندهی خانههای روشنم. آخرین نامهی غزاله علیزاده. . به یاد غزالهی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 057
المشتركون
-2024 ساعات
+257 أيام
+22530 أيام
أرشيف المشاركات
2 057
ناآرامم؛
نامفهومم، ناتوانم، ناسازگارم، ناراحتم، ناروام، نادمم، نابهنجارم، ناسازم، ناکوکم، نامطلوبم، نامساعدم، ناخوبم، ناخواستهام، ناخشنودم، ناراضیم، نادیدهام، نادانم، ناشادم، نازیبام، نادرستم، ناشناسم، ناقصم، نازکم، ناتمامم، ناپاکم، نابینام، ناخرسندم، نارسیدهام، نابریدهام، ناپسندیدهام، ناچارم، نافرستادهام، ناکردهام، ناشنیدهام، ناموفقم، ناهماهنگم، نامتقارنم، ناپایدارم، ناپیدام، نااهلم، ناسپاسم، ناجورم، ناموزونم، ناکوکم، نارفیقم، نانجیبم، نابکارم، نالایقم، نادرستم، ناسودمندم، ناراستم، ناگزیرم، ناشناختهام، نامرتبم، نامرتبطم، نالانم، نامحتوام، ناسازم، ناکافیام، نامیرام، نامتوازنم، ناخوشم، ناامیدم، ناشکیبام، ناچارم، نالانم، ناکامم، ناتمامم، نازکم…
2 057
امشب پاسام و میدانم سه ساعت تمام نصفه شب همهاش را با تو خواهم بود. خیال تو را نمیتوانم از خودم دور کنم و وضع روحیام در حال متلاشی شدن است، از تو خواهش میکنم شبهای جمعه شمعی روشن کنی، همان جایی که سابق شمع روشن میکردیم مرا دعا کن، مرا دعا کن تا از این دنیای تاریک خلاص بشوم.
مرا دعا کن تا هرچه زودتر رها شوم و به نزدت برگردم.
مرا دعا کن از این تنهایی کشنده و خطرناک، راحت و آسوده شوم.
- غلامحسین ساعدی؛ نامه به طاهره.
2 057
مغزم، مغزم درد میکند از حرف زدن، چقدر حرف زدهام، چقدر در ذهنم حرف زدهام. خروار، خروار حرف با لحن و حالتهای مختلف، مغایر، متضاد و...
گفتهام و شنیدهام، خاموش شده و باز برافروختهام، پرخاش کرده و باز خوددار شدهام، خشم گرفتهام و لحظاتی بعد احساس کردهام چشمانم داغ شدهاند و دارند گُر میگیرند؛ مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند. اشک هرگز!
2 057
+1
تو تـویـیـتر فـولـدر مورد عـلاقـهـم پخش شده بعد شـما هنوز ادش نکردین 🐈💌
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
🖤چـنـلهـای 𝒻𝒶𝓁𝓁 ایـنـجـان.🐈🖤
2 057
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد، میتواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند.
- اگر خورشید بمیرد؛ اوریانا فالاچی.
2 057
Repost from کافه مستاجر پلاک ۱۲
حس میکنم هیچجا دیگه حس خونه نمیده بهم. انگار خیلی وقته آوارهام. انگار مدتهاس بیخانمانم. جسم و روحم به یک خونه، یک نقطهی امن، نیاز داره.
