آوایجنگلتاریک𓍊
الذهاب إلى القناة على Telegram
قلمم قصه مینویسد روحم در جهانهای دیگر پرسه میزند𓂃𓈒☘️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
249
المشتركون
+224 ساعات
+167 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
من عاشق پاییزم، عاشق همه چیش، خصوصا که توی همین فصل هم به دنیا اومدم و یهجورایی این فصل رو مال خودم میدونم.
اما این فصل، این دوره، این برهه از زمان، علاوهبر اینکه برام قشنگه، اما برام غمانگیزم هست. دارم با یه مدل پارادوکس دستوپنجه نرم میکنم فکر کنم...
یهجورایی شبیه یه مدل سالگرد درده!
از امروز به بعد قراره با دیدن پاییز، هوا، یسری چیزها، حتی دانشگاه، همه چیز، همزمان که لذت میبرم، درد هم بکشم...
باعث میشه بعضی از لذتها
یادآوره گذشته و یک سالِ پیش، و خاطرات و اون تلخی بشه. و این شکنجهست، شکنجه...
خاطرات واقعا گاهی ترسناکن،
گاهی هم برای تنبیه کردنت!
𐂂 𝐈 𝐣𝐮𝐬𝐭 𝐰𝐚𝐧𝐭 𝐭𝐨 𝐝𝐫𝐢𝐧𝐤 𝐦𝐲 𝐭𝐞𝐚, 𝐫𝐞𝐚𝐝 𝐦𝐲 𝐛𝐨𝐨𝐤, 𝐚𝐧𝐝 𝐥𝐞𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝 𝐠𝐨 𝐨𝐧 𝐡𝐨𝐰𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐢𝐭 𝐩𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞𝐬𓂃 ࣪˖ ִֶָ 📖☕️˚
+1
این نویسنده، ویکتوریا پِتِلا، تمام نوشتههاش همینطور وایب دارک و گوتیک و دارکرمنس داره، و ادبیاتش خیلی جالبه و منم که خوراکم این سبکهاست، عاشق نوشتههاش شدم و حتما هم بیشتر هم ازش میذارم. اینم سایتشه.
و اینکه پیجش رو هم فالو کردم تا کلا نوشتههاش رو بخونم و داشته باشم. و امروز متوجه شدم فالوبک داده و آره، برگام ریخت😅
