ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

『 بَعدِ آدم‌ها 』

『 بَعدِ آدم‌ها 』

الذهاب إلى القناة على Telegram

حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 417
المشتركون
-924 ساعات
+4157 أيام
+61330 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.09 KB

دست و پام درد گرفت سر بازیی چه نفس گیر بودددد تا مرز سکته رفتم🗿😂
دست و پام درد گرفت سر بازیی چه نفس گیر بودددد تا مرز سکته رفتم🗿😂

رسالة فيديو00:19

زیاده ولی ارزش خوندن داره.

‏فرانتس کافکا در ۴۰ سالگی که هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت، در حال قدم زدن در پارکی در برلین با دختر کوچکی که در حال گریه کردن بود برخورد کرد زیرا عروسک مورد علاقه خود را از دست داده بود دختر کوچولو و کافکا به دنبال عروسک گشتند ولی بی نتیجه بود.کافکا به او پیشنهاد داد که روز بعد ‏دوباره همانجا ملاقات کنند و با هم به دنبال عروسک بگردند. روز بعد، کافکا که هنوز عروسک را پیدا نکرده بود، نامه‌ای را به دختر کوچک داد که توسط عروسک نوشته شده بود: «لطفاً گریه نکن، من برای دیدن دنیا به سفری رفته‌ام». درباره‌ سفر و ماجراهایم برایت می‌نویسم. بدین ترتیب داستانی آغازشد ‏که تا پایان عمر کافکا ادامه یافت. کافکا در طول ملاقات‌هایشان، نامه‌های عروسک را که با دقت نوشته شده بود، همراه با ماجراها و مکالمه‌هایی می‌خواند که دختر کوچک آن‌ها را شایان ستایش می‌دانست. در نهایت کافکا عروسک را به او بازگرداند (یکی خرید) که گویی به برلین بازگشته بود. ‏دخترک گفت: «اصلاً شبیه عروسک من نیست» سپس کافکا نامه دیگری به او داد که عروسک در آن نوشته بود: «سفرهای من، مرا تغییر داده» دختر بچه عروسک جدید را در آغوش گرفت و خوشحال شد سال بعد کافکا درگذشت. سال‌ها بعد، دختر کوچکی که اکنون بالغ شده بود، ‏پیامی را در داخل عروسک پیدا کرد در نامه کوتاهی که کافکا آن را امضا کرده بود، نوشته بود: «هر چیزی که دوست داری احتمالاً از دست می‌رود، اما در نهایت عشق به گونه‌ای دیگر باز خواهد گشت.»

خودتو بغل کن ♥️

Repost from N/a
دلبستگی‌هایمان به فساد، آنقدر عمیق شده، و رؤیاهایمان در باب سعادت آنقدر با پس اندازمان به ارز رابطهٔ مستقیم یافته، که دیگر، برای خوشبخت بودن، هیچ راهی به جز دزد بودن به عقلمان نمی‌رسد.


sticker.webp0.81 KB

ورژن گیتار با این آهنگ میشه مُرد.

یه روزی میرسه که دیگه خودت رو با کسی مقایسه نمیکنی. نه چون از همه بهتری، نه چون از همه بدتری. فقط میفهمی هر کسی داره یه جنگی رو زندگی میکنه که از بیرون دیده نمیشه. دیگه موفقیت کسی ناراحتت نمیکنه، عقب موندنت هم باعث نمیشه خودت رو سرزنش کنی. یاد میگیری آروم‌ تر راه بری، کمتر عجله کنی، و بیشتر حواست به مسیر خودت باشه. چون آخرش هیچکس جای زندگی تو رو زندگی نمیکنه.
بزرگترین اشتباه ما اینه که تمام عمر حواسمون به مسیر بقیه باشه، در حالی که راه خودمون مدت‌هاست منتظر قدم‌های ماست.

photo content

اول مطمئن شید عشقه،هورمون نیست،تنهایی نیست،توهم نیست،تنوع نیست،فرار نیست،جایگزین پیدا کردن نیست،بعد مطرحش کنید.

هیچکس برتر نیست هیچکس پست تر نیست ، اما هیچکس برابر هم نیست! انسانها منحصر به فرد هستند ، غیر قابل مقایسه تو ، تو هستی من، من هستم پ‌.ن: به نظرم این جمله رو باید قاب کرد.

اشتباهی که تکراری بشه، عذر‌خواهی رو بی‌ارزش میکنه. عذرخواهی‌ای که تکراری بشه، بخشیدن رو بی‌ارزش میکنه. بخشیدنی هم که تکراری بشه، رابطه رو بی‌ارزش میکنه. یه سری چیزها ارزش‌شون به عادی نشدن‌شونه؛ مراقب‌شون باشیم!

کجای کجای نگرانمم...

یکی اومد گفت روز پسر مبارک گفتم عععع ممنوننن مگه روز پسره؟ گفت اره بعد رفتم سرچ کردم امروز روز چیه نوشت روز دلقک دِ آخه مشتیییی

«از وقتی یادم میاد به خودم می‌گفتم فقط این بگذره، بعدش دیگه خوب می‌شه. کنکور تموم شه بعدش دیگه خوب می‌شه. دانشگاه برم، بعدش دیگه خوب می‌شه. مسافرت کنم بعدش دیگه خوب می‌شه. برم سر کار بعدش دیگه خوب می‌شه. از روزام لذت نمی‌برم و فقط دارم میدوئم که برسم به یه‌روزی که خوب بشه، چه روزی؟ نمی‌دونم.»

خیلی قشنگ بود.

رنج، همان شکافی است که از میانِ آن، ابدیت به درونِ ما نفوذ می‌کند. کسی که هیچ‌گاه به بن‌بست نرسیده، هیچ‌گاه هم به دنبالِ راهِ خروجِ واقعی نگشته است. خداوند در کلیساها نیست؛ او در همان نقطه‌ای است که انسان از صمیمِ قلب فریاد می‌زند: دیگر نمی‌توانم...

sticker.webp0.72 KB