ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

این‌گوشه؛

این‌گوشه؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

• ماما و دنبالِ قصه‌‌‌ • در گوشه‌ سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
407
المشتركون
+824 ساعات
+607 أيام
+6130 أيام
أرشيف المشاركات
چرا فکر میکنم اگه فارسی حرف بزنم ولی دستامو تکون بدم و بلند‌تر صحبت کنم بهتر متوجه میشن؟

گروه‌بندی مراسم مشهد اعلام شده؛ Our group has two international pilgrims—one from Pakistan and one from Nigeria. Larib understands Persian and can communicate fairly well, but dear Fida doesn't speak Persian at all. خدا به عمه سرکاروان درصورت گم‌شدن هریک از نفرات رحم کنه

_/ممنون که حواستون به خورد و خوراک ایناهم هست خانوم شریفی
_/ممنون که حواستون به خورد و خوراک ایناهم هست خانوم شریفی

💬استانداری کربلا با نصب یک بیلبورد جالب توجه، ورود سیدنا القائد امام خامنه‌ای به این استان را به‌عنوان نخستین زائر اربعین امسال گرامی داشته است. _/ایران رو اربعینِ کربلا کردی برای جامونده‌ها و خودت اولین زائر آقا شدی:)💔

زیلوهای آبی‌رنگ بیت رهبری از صنایع قشنگ زیلوباقی میبد یزده! عباس موزون می‌گفت: هربار فرش اهدایی گرون قیمتی از کشورها و جاهای مختلف آوردن تا اینجا پهن کنند، آقا اجازه نمیدن و میگن این زیلوها از صنایع دستی روبه فراموشی مردم کشورمونه و اگر ماهم استفاده نکنیم این صنعت کم‌کم از بین می‌ره و اونها اشتغال و درآمدشون رو از دست می‌دن! _/حتی هوای لباف پیری که پستوی کارگاه زیلوبافی روزگار میگذرونه روهم داشت...

تو رفته‌ای و من از زنده ماندنم خجلم کجا گذاشته‌ای رفته‌ای عزیز دلم...؟

می‌گشاییم لابد!
می‌گشاییم لابد!

گیرهٔ روسری‌ام را گم کرده‌ام. هرچه می‌گردم، نیست. یقهٔ هرچه لباس داشتم گشتم، نبود؛ یک‌طوری می‌بندمش. علی کوچولو و خاله‌هایش بیش از این منتظر نمانند، بهتر است! برق را خاموش، در را قفل می‌کنم و کلید را توی اولین جفت کفش می‌اندازم. همان اولین را برمی‌دارم و می‌پوشم. + این چیه دیگه؟! کلید را در می‌آورم. + عجب...! همان است! می‌خندم! گوشی‌ام زنگ می‌خورد، ولی در دستم نیست خواسته جا بماند انگار؛ کفش‌هایم را پرت، در را باز، گوشی را برمی‌دارم. کولرِ روشن‌مانده را خاموش و کلید را در کفش دومی می‌اندازم! ایرپاد را از گوشم در می‌آورم؛ گیره به همین لباس بود، اما تو دیگر شورش را درآورده‌ای حاج محمود!

بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی»

در و دیوارها از عکس تو سرشار خواهد شد و این یعنی که من روزی هزاران‌بار خواهم مرد...
در و دیوارها از عکس تو سرشار خواهد شد و این یعنی که من روزی هزاران‌بار خواهم مرد...

📮معانی برخی لغات سخت: ●تست‌آمنیوشور: تستی برای اطمینان از پارگی کیسه آب. ●گراوید: تعداد حاملگی‌ها ●نازپین: درد از روی ناز

ساعت ۰۰:۲۹ دقیقه؛ دکتر صالحی می‌پرسد: «امروز چندم بود!؟» نگاهی خواب‌آلود به ساعت؛ حالا دیگه دوازدهم. امشب سراسر امید بود؛ مامانِ ایرانشهریِ ترگل‌ورگلی، بعد از دوتا پسر، به دنبال دخترکی که اذیتش کرده بود و علائم نشون می‌داد زودتر از موعد قصد اومدن کرده، سراسیمه اومده بود پی تست آمنیوشور؛ تست منفی شد! «من همه امیدم به این دختره، خداروشکر که زودتر نمیاد!»
سوژه اصلی، مامانِ افغانِ زحمت‌کشِ پسته‌چینیه:
ـ از کجا اومدی؟! + دشتِ زحمت‌کشا. ـ اونجا دیگه کجاست؟ + یه جایی که همه زحمت می‌کشن. ـ چه زحمتی؟! + کارگری. ـ بچه‌ت چیه؟! + بعد از ۵ تا پسر، یه دختر. من امیدم به همین یه دختره، خدا رو شکر که امشب دیگه میاد! مغزم از فکر کردن به اتفاقات درد می‌کنه؛ قلبم توان تحمل رویدادهای پیشِ رو رو نداره. خوبه می‌شه کمی سربه‌سر آدما گذاشت، وگرنه دق می‌کردم... بعید نیست از اینکه دخترک افغان، بعد از ۵ تا پسر، به دنیا اومده و هم‌بازی نداره، بشینم همین‌جا و های‌های بگریم... ولی حساب می‌کنم که ۵ تا پسر و خودش و یه شوهر و یه دخترِ یک‌روزه، چه درآمدی دارن تو دشتِ زحمت‌کشا و می‌رسم به ۲۰۰ میلیون؛ اون تکذیب می‌کنه و من می‌خندم! پیامک می‌دم به دکتر علی‌کمالی: «استاد، شبتون بخیر باشه. یه گراوید ۷ با درد خوب و ۲ فینگر، یه گراوید ۱ نازپین داریم!» خداروشکر که بیداره. این از استرسم کم می‌کنه. پیش از اومدن ما اومده؛ مقنعه رو زیر چونه گره زده، با اینترن بلوندی دربارهٔ ازدواج بدون سخت‌گیری بحث می‌کنه و با جدیت لبخند می‌زنه. مزاح می‌کنم: «دکتر علی‌کمالی خودشون تو سخت‌گیری نکردن الگوان!» می‌خندیم به رطب‌خوردگی‌اش. گریهٔ بچه و مادر، ساعت ۰۲:۴۵ دقیقه بلنده. + خوشگله؟! ـ راستشو بخوای نه، ولی خوشگل می‌شه.

رسالة فيديو00:16

یه غم عجیب و فشار روانی‌ای رومونه که بعد تشییع همه‌مون باید بریم پیش تراپیست. بریم باهاش دوتایی تریاک بکشیم

میدونی؛ قلم من هنوز برای از شما نوشتن حرکت نمی‌کنه...

ای امید جان گفتی: چیست آرزوی تو؟ گر وصال ممکن نیست، ترک آرزو کردن...

Repost from معیار🎒
-راضی نیستیم از بیت‌المال واسه مراسم تشییع رهبر خرج شه. -کشور نباید بخاطر تشییع تعطیل شه. -تابوت خالی آوردن مراسم تشییع. -تصا
-راضی نیستیم از بیت‌المال واسه مراسم تشییع رهبر خرج شه. -کشور نباید بخاطر تشییع تعطیل شه. -تابوت خالی آوردن مراسم تشییع. -تصاویر جمعیت هوش مصنوعیه. -بخاطر غذا اومدن. -بهشون پول دادن وگرنه کسی نمیومد. -خونواده‌هاشون رو گروگان گرفتن مجبورشون کردن بیان مراسم تشییع.

سلام خاله‌ها و دایی‌ها من به دنیا اومدمممم؛ نازلی هسدم صفر ساله از افغانستان😂🤏🏽🎀
سلام خاله‌ها و دایی‌ها من به دنیا اومدمممم؛ نازلی هسدم صفر ساله از افغانستان😂🤏🏽🎀

اگر باردار باشید و دچار تروما بشید، مثلاً به سمتتون تیراندازی بشه، فقط ۱۵ درصد احتمال داره که احشا (دل و روده) آسیب ببینه! ولی اگه باردار نباشید؟! ۹۰ درصد احتمال آسیب عمقی به روده‌ها وجود داره. از ما گفتن بود! بالاخره تو این خاورمیانه‌ی پرتنش، باید یه جوری خودتونو نجات بدید یا نه؟!