Koki's home...᭄ྀ
الذهاب إلى القناة على Telegram
Koki(فریــا) I follow stars fo infinity 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆛 Unknown : @koki_anon67_bot Unknown chanel: https://t.me/+zEOKAUWa_Z5hNjg0 (توضیح مبانی پایه)Basic topic.. astrology by https://t.me/+zbhnNTgFrmRjYTZk
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 067
المشتركون
-1124 ساعات
+1 0007 أيام
+2 25830 أيام
أرشيف المشاركات
3 069
نظر خودم بر اینه یه آدم رمانی میرسه به اونجایی که بگه مهم نیست که لبریز شده باشه (از صبر ، از گریه ، از حال بد و افسردگی یا حتی بیماری) اون لبریز شدنه میشه سرریز و دیگه اون آدم از تعادل خارج میشه و کاملا به این نتیجه میرسه که شاید بهتره چیزی براش مهم نباشه حتی چیزایی که یه روز اونا رو مهم ترین دارایی یا مهمترین چیزای زندگیش تلقی میکرد
و اینجاس که شخص
یه بار
میمیره
دچار مرگ روحی میشه واقعا
و اون مرگ میتونه باعث مرگ جسمش بشه و بگه مهم نیست حتی زندگی کردنم
یا مرگ روحی منجر بشه به تناسخ نو ولی با ادامه دادن همون سن و ادامه ی زندگی ، شخص همه چی براش کمرنگ میشه با این تفاوت که میفهمه باید برسه به چیزایی که میتونه برچسب «مهم بودن» رو بهشون بده
آره بگین مهم نیست
اما بعدش زندگی رو مهم بدونین و بگردین دنبال چیزایی که میتونن حائز ارزش و اهمیت خاصی باشن و عموما تبدیل بشن به «دلیلی برای مهم بودن ادامه حیات»
سخته پیدا کردنش
ولی وقتی پیداش کنین
دیگه رهاش نمیکنین
خیلی وقتا آرامشی که از یه مدیتیشن ساده آدم میگیره همون دلیلی میشه برای مهم تلقی کردن چیزایی که تو زمین ما باقی مونده
3 069
کاملا هم غیر ارادی این تبادل انرژی صورت میگیره و نتیجه نهایی خودش رو به شکل حس دلشوره یا بالعکس برای انرژی های مثبت تر به صورت حس آرامش نشون میده ، ولی جدی خیلی کارکرد جالبی داره سنسور انرژی آدما ، یه تیکه از پازل توانمندی های روح🧩
3 069
اینا همه و همه نشونه هایی از کالبد روحی ما هستن ، روح زودتر از هرچیز و هرکسی فرکانس رو دریافت میکنه ،در صورتی که فرکانس ضعیف باشه نشونه ها به جسم ممکنه نرسن حتی که بخوان بروز پیدا کنن ولی در صورتی که نشونه ها قوی باشن ضمیر ناخودآگاه یک پل ایجاد میکنه و میشه ارتباط دهنده روح به جسم و اون نشونه ها دیدن و تجربه کردنش دور از انتظار نیست...
3 069
حتی برای سنجش محیط و مکان ، کافیه به محض ورود نشونه های فیزیکی و معنوی رو متوجه بشیم ، تغییر در خلق ، تغییر در انرژی و نوسان میزان انرژی ، حتی سرد شدن دست و پا ، استرس گرفتن و اضطراب ، به جریان افتادن فکرای منفی ، حس خستگی یهویی ، اینا همشون نشون میدن ما توی محیطی هستیم که تراکم انرژی منفی داره...
3 069
در عین حال که ما انرژی منفی ساطع شده از کسی رو میتونیم دریافت کنیم ممکنه این وایب از جانب یه آدم مثبت باشه ، یعنی تا برای اولین بار کسی رو میبینید کلی انرژی خوب میگیرین و حالتون خوب میشه ، ممکنه یه جمله ازش بشنوین و اونقدری درونش انرژی پاک در جریان بوده که توی گفتار ، لحن و انرژی حامل اون حرف تاثیر گذاشته...
میتونم بگم بار اول از هر شخصی ضمیر ناخودآگاهتون رد فلگ دریافت کرد مطمئن باشین یه چیزی در کاره ، نه لزوما زوم کنی و شکاک بشیم برای متوجه شدن وایبش ، کافیه فقط اونقدری با وجودمون دوست باشیم که به محض دریافت نوتیف و شنیدن صدای آلارم بفهمیم در جای درستی قرار گرفتیم یا خیر!
3 069
چشم های آدما هر کدوم شبیه اثر های هنری بی نقص و بی نظیر هستن که میتونن شبیه دریچه ای برای ارتباط با روح آدما باشن ، هر کدوم یه هنر از خلقت بی نظیر پروردگار ، قاب هایی که هر کدوم حائز ویژگی های خاص خودشون هستن ، این قاب های عکس ، کاملا مجزا از هم انرژی گوناگون رو از طریق دریچه چشم ما با روحمون رد و بدل میکنن ، ممکنه شما با دیدن هر قابی یه مدل و مقدار فرکانس دریافت کنین ، منفی یا مثبت ، کم یا زیاد...
به همین خاطر چشم هیچ دو نفری حتی خطوط یکسان یا مشابه ندارن ، حتی دو نفر که چشم های سبز دارن با دقت توی الگو و حالت های عنبیه شخص میتونین متوجه بشین هیچ شباهتی ندارن ، پس انرژی انعکاس یافته از این دریچه هم شباهتی نداشته و میتونن راه مناسبی باشن برای حس کردن اونچه در ذهن ، قلب و مهم تر از همه روح طرف مقابل شما میگذره...
3 069
اینطوری میتونم کامل تر توضیحش بدم که یه آدم و شما میبینید و با دیدنش حس خوبی ندارین ، بی قرار میشین ، قلبتون حالت فشردگی پیدا میکنه و مدام یه چیزی توی اعماق وجودتون بهتون هشدار میده که این همچین آدمی میتونه باشه چرا ؟ چون پتانسیل های درونش ، تجربیاتی که داشته ، کارایی که انجام داده روی وایبی که به بقیه منتقل میکنه اثر منفی گذاشته و حتی بعد از صحبت با این فرد شما حس خستگی بهتون دست میده چون انرژی خوار بوده و تقابل انرژی صورت نگرفته به علت تفاوت در فرکانس خروجی از روحش..
3 069
هیچ وقت نمیشه به وایبی که از نگاه و چشم های اشخاص میگیری شک کنی ، یه حس درونی که در نهایت متوجه میشی بله دقیقا همینطور بوده ، بهش نمیشه برچسب قضاوت کردن داد ، چون تو از روی ظاهر صورت یا ظاهر فیزیکی یا حتی لباس پوشیدن شخص در موردش نظر نمیدی ، در واقع اومدی وایب اون آدم و درک کردی و اون لحظه س حست یه چیزی از دریچه ضمیر ناخودآگاه به وجودت و بعد به جسم مادیت انتقال میده ، از طریق قلب و مغز...
3 069
یه عقیده کلی دارم اونم اینکه کسی بخواد حالتو بپرسه میپرسه ، کسی بخواد دوری دوستی رو ضمیمه کنه اینکارو میکنه ، کسی بخواد کاری رو برات انجام بده مطمئن باش انجام میده ، در غیر اون صورت اگه نخواد ، تو هیچ کاری نمیتونی انجام بدی و نیازی نیست چیزی رو بگی ، توضیح بدی ، بخوای یا تکرار کنی ، چون در صورتی که ابراز کنی هم ارزش اون کار یا پیام پایین میاد هم خودت دلت میشکنه به خودت میگی « لابد ارزشی نداشتم ، لابد نباید آدم خوبی میبودم وگرنه تا نمیگفتم بهش انجام نمیداد که»...
هیچ وقت نباید اجازه داد به این مرحله برسه ، آدما همشون بلدن چیکار کنن ، همشون وقت دارن ، همشون حتی روزی نیم ساعت و میتونن تایم بزارن ، همه پول تو حسابشون هست ، منتها دو تا موضوع پیش میاد..
یکی اینکه اون شخص مایل به ارتباط نیست و اینا رو داره پیش میکشه که عذرتقصیر و پین کنه روی سر برگ کارش و دوم اینکه بهونه زیاده برای غیر مستقیم جواب دادن و سوم اینکه تو متوجه میشی وقتی که گذاشتی صرفا باعث شده تو درس بگیری از تجربه ارتباطاتی که داری :)
