`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
الذهاب إلى القناة على Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
406
المشتركون
-324 ساعات
+27 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
405
گفت: «کجایی این روزها؟ خبر چندانی از تو ندارم.» گفتم: «مدتهاست در جستوجوی خودم بودهام؛ آنقدر گشتهام که حالا جز اندکی خلأ، چیزی از من باقی نمانده است.»
405
Repost from مَهدیس.
📮‹فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید›🐠
تو این شرایطِ قطعی اینترنت، با +vpnهای اینجا آنلاین بمون. اتصال سریع، پایدار و راحت!🌠
405
"در شهرهای بزرگ زندگی میکردند؛ در خانههایی شبیه سولههای آهنی، میان وسایلی که روزی با شوق خریده بودند، کنار آدمهایی که دوستشان داشتند؛ اما هر کدام،تنهاییِ خودش را حمل میکرد. انگار سقفها مشترک بود، اما هیچکس همخانهی دیگری نبود."
405
Repost from هَسْتیـشِناسی
عجیب است؛ از دست دادن چیزی که هیچوقت واقعاً در اختیارم نبود، اینهمه درد داشت.
#دلنــــوشــــته_هــــایــــم
405
"به اتفاقهای افتاده و نیفتاده بسیار فکر میکنم؛
آنقدر که گاهی گذر زمان را از یاد میبرم.
این میلِ بیپایانِ ذهنم به دانستنِ آینده و یافتنِ راهحلی برای مشکلی که هیچ نقشی در پدید آمدنش نداشتم،
در نهایت زمان و مکان را از من میرباید."
