ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

من را در آسمان دفن کنید.

من را در آسمان دفن کنید.

الذهاب إلى القناة على Telegram

✩ تو شباهت بسیاری با شب داری؛ هم آرام و زیبایی، هم غمگین و ساکت. - Anyway girl, just do it. ⋆⋆⋆⋆⋆ 💌⊱@PinkyZone_bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
274
المشتركون
+324 ساعات
+557 أيام
+4630 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.17 KB

“پایانِ جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند”

اگر کسی را از آن سوی رودخانه دوست داشته باشی، هرگز ضربه نمی‌خوری. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

اگر چیزی قادر باشد تنهایی را با تمام ابعادش درک کند، بی‌شک، خود ماه است. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

چرا باید او را می‌بخشید؟ در حالی که زخم‌های روحش هنوز خونریزی می‌کردند. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

او بخشی از وجود خود را می‌بخشید تا بتواند فرد دیگری را خوشحال کند. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

از خود می‌پرسید که چه چیز باعث می‌شود همه او را ترک کنند؟ جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

برگ‌های پاییزی فرو نمی‌ریزند، آن‌ها پرواز می‌کنند. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

آفتاب صبحگاهی در میان بال‌های صدها سنجاقک، اسیر شده بود. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

-من می‌دونم تو یه عالمه دلیل داری تا از مردم متنفر باشی، من تو رو سرزنش نمی‌کنم. اما… -یه چیزی هست که هیچ‌کس نمی‌دونه، من از مردم متنفر نبودم. اون‌ها از من متنفرم بودند، منو مسخره کردند، به من حمله کردند، من رو اذیت کردند. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

علیرغم این‌که، قلبش مالامال از عشق بود، اما حس طرد شدن مانند نیرویی او را به عقب می‌راند. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

یک رویای ساده برای دوست داشته شدن و برای داشتن یک همدم، او را به سمت دستانی سوق داد که هیچ‌چیز برای بخشیدن نداشتند. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند|دیلیا اوئینز

هیچکس دیگه بهم احساس امنیت نمیده بجز خودم.

اصلاً از پایان فصل سه خوشم نیومد. به نظرم بدترین پایان ممکن رو داشت. اول اینکه روند داستان توی این فصل خیلی سریع بود. برخلاف فصل‌های قبل که فرصت می‌دادن با شخصیت‌ها و موقعیت‌ها ارتباط بگیرم، این فصل انگار همه‌چیز رو با شتاب جلو می‌بردن و من نتونستم مثل قبل باهاش همذات‌پنداری کنم. و یه نکته‌ی دیگه این‌که از کاپل‌ها اصلاً خوشم نیومد. یعنی هیچکدوم برام جذاب نبودن، به جز تیلور و استیو که واقعاً با هم قشنگ و ناز بودن. در کل، این فصل برخلاف فصل‌های قبلی برام رضایت‌بخش نبود. و سرخورده شدم واقعا 😩.

sticker.webp0.03 KB

من همه چیز رو در مورد خودم عوض کردم. و تنها چیزی که هیچ‌وقت عوض نمیشه اینه که من دوست دارم. _The summer I turned pretty 3

عشق‌های اول مهم هستن. اون عشق اول من بود. تا آخر عمرم با مهربونی بهش فکر می‌کنم. همین‌طوری که به اولین حیوون خونگیت، اولین ماشینی که روندی فکر می‌کنی. ولی هیچ‌کدوم به اندازه‌ی آخری‌ها مهم نیستن. _The summer I turned pretty 3

تو می‌تونی تمام مدت احساساتت رو انکار کنی ولی اونا هیج‌جا نمیرن و تا زمانی که از روبه‌رو شدن باهاشون بترسی اونا تو رو می‌چرخونن، نه برعکس. _The summer I turned pretty 3