جاودانگان🕊️
الذهاب إلى القناة على Telegram
میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهاییست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهیدآوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
209
المشتركون
-224 ساعات
-77 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
209
در سالهای آخر ارتباط عمیقی با امام زمان(عج) برقرار کرده بود. هر روز به حضرت سلام میکرد و با او درد دل میکرد. همین ارتباط، باعث شده بود کمتر از گذشته دلبسته دنیا باشه.
تلاش میکرد همین نگاه رو به دانشآموزانش هم منتقل کنه.
209
در کنار معلمی، مهمترین دغدغهاش تربیت فرزند بود. با وجود مشغله زیاد، هیچوقت حاضر نمیشد برای راحت شدن خودش، بچهها رو با گوشی یا فضای مجازی سرگرم کنه. باور داشت شخصیت کودک از همون سالهای اول زندگی شکل میگیره؛ برای همین، نسبت به چیزهایی که فرزندانش میدیدن، میشنیدن و حتی میخوردن، حساس بود.
مطالعه درباره تربیت کودک رو جدی میگرفت و هرچه یاد میگرفت رو با مادرهای دیگه هم در میون میذاشت.
209
در هنرستان تدریس میکرد؛ جایی که فضای مذهبی چندان پررنگ نبود. با این حال از دانشآموزان ناامید نمیشد. اعتقاد داشت بیشتر اونها ذات پاکی دارن و اگر کسی با محبت و احترام با آنها رفتار کند، میتونن مسیر درستی رو انتخاب کنن.
سعی میکرد خودش رو هم بهروز نگه داره و حتی در کلاسهای هوش مصنوعی شرکت میکرد تا دانشآموزها ببینن معلم معارف، از دنیای امروز هم شناخت داره.
با همه مسئولیتهایی که داشت، مطالعه رو کنار نمیگذاشت. کتابهای شهید مطهری و دیگر آثار دینی رو میخوند تا اگر دانشآموزی با سؤال یا شبههای روبهرو شد، بتونه جواب با دلیل منطقی بده.
209
در مدرسه هدفش فقط تدریس کتاب نبود. تلاش میکرد اول دل دانشآموزها رو به دست بیاره و بعد از خدا، شهدا و امام زمان (عج) براشون بگه.
یک پوشه صورتی همیشه همراهش بود و از دانشآموزها میخواست دلنوشتههاشون درباره خدا، شهدا یا امام زمان(عج) رو داخل اون بذارن تا نمره تشویقی بگیرن. همین کار ساده، باعث شده بود هر بار بچهها با دیدن اون پوشه، یاد خدا و امام زمان(عج) بیفتن.
209
او در خانوادهای بزرگ شده بود که ایمان و تربیت دینی، پایه اصلی زندگی بود.
پدرش نسبت به حلال بودن روزی حساسیت زیادی داشت و مادرش همیشه به فرزندانش یاد میداد که برای رضای خدا زندگی کنن.
با اینکه مهندسی صنایع در دانشگاه شریف خونده بود، احساس میکرد رسالتش در میان نوجوونهاست. به همین دلیل تحصیلاتش رو در رشته علوم قرآن ادامه داد و وارد آموزش و پرورش شد تا معلم معارف و عربی بشه.
209
میدانی سید علی خامنهای به او لقب سیدالاسراء را داد، آخر او اولین اسیر جنگی و آخرین اسیر جنگی ای بود که آزاد شد.
209
+اگر کسی در کشور شما همچین کاری بکند به او چه میگویید؟
-خائن
+پس چرا میخواهید از من برای کشورم یک خائن بسازید؟
209
کلمات این اسیر وزنه داشت هم برای خودش هم برای جهان، هم برای کشورش، اما به راستی که هر کلمهای وزن خودش را دارد، مثل نامش، نامش حسین بود، حسین هم از آن کلماتِ پُر است که نمیگذارد بیخیال رنج اسارت بشوی.
209
-همهی این امکانات و دنیا برای تو، بعدش هم میتوانی به هرکشوری که دلت خواست سفر کنی و آزاد شوی، فقط بیا و یک جمله در تلویزیون بگو، بگو که:«در جنگ، ایران اول به عراق حمله کرد.»
209
زندان هرچه زیباتر، تنگتر و کشندهتر، طولی نکشید که زندانبان به سراغ این اولین اسیر جنگ آمد و ابهاماتش را برطرف کرد.
209
انتقالش از آن دخمهی تنگ و تاریک به نام سلول به این اتاق پر از امکانات متعجبش کرده بود، دلش میخواست بداند دشمن برای او چه خوابی دیده..
خاطرش ناآرام بود، بر خلاف ظاهرش..
209
بارها شنیدهاید که سعی کردند کربلا را نابود کنند، کربلایی نمانَد، زمینی نمانَد، قتلگاهی نمانَد، یاد شهدایی باقی نمانَد. این افراد امروز هم هستند؛ امروز هم کسانی منفعتشان و مصلحتشان این است که یادی از مجاهدتها باقی نمانَد، یادی از این همه تلاشها باقی نمانَد، یادی از خونهای پاک ریختهشده باقی نمانَد. قدرتهای استکباری امروز موافق نیستند که نام شهیدان ما، یاد شهیدان ما، بر فراز پرچمهای بلند افتخار این کشور دیده بشود.
شما دارید ضدّ این حرکت شیطنتآمیز خباثتآلود تلاش میکنید؛ این شد جهاد.
حفظ یاد شهید جهاد است.
رهبر شهید#سید_شهیدان_انقلاب
