ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

زثولیت

زثولیت

الذهاب إلى القناة على Telegram

Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
217
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+5430 أيام
أرشيف المشاركات
امشبم عقیم شد.

اینو گفتم و همه چیز یادم رفت. مبارک دشمنان فرضیم.

امشب‌مان بدجور کمر پری دارد! خدا می‌داند که آمیزشش با کلمات چه خواهد زایید.

حضور او، با نشانه‌ها همسو نیست. او یا نور محض است و برای طلوع، تاریکی مطلق می‌طلبد یا به کل خارج از این قاعده و فلسفه‌هاست، اگر چنین است که حقاً تمام محشری که به راه انداخته‌ایم، جنونی‌ست که بعد از او به جانمان افتاده!

تفکر و تأمل همهٔ وقار ظاهری خود را از دست داده است؛ مراسم خاص و رفتار با وقار کسی که به تأمل می‌نشیند به مسخره گرفته می‌شود؛ امروز فرزانه مکتب قدیمی را دیگر نمی‌توانند تحمل کنند! اکنون دیگر حتی دربارهٔ مهم‌ترین مسائل خیلی سریع فکر می‌کنیم، هنگام جا به جا شدن و حین راه رفتن و در میان انواع مشغله‌ها. برای تفکر نیاز کمی به آمادگی قبلی و حتی سکوت داریم: همه چیز چنان است که گویی در سر خود ماشینی داریم که حتی در بدترین شرایط نیز بی‌وقفه می‌چرخد و کار خود را پی می‌گیرد. در گذشته وقتی کسی می‌خواست به تفکر بپردازد -که کار استثنایی به حساب می‌آمد!-فوراً متوجه می‌شدیم؛ معلوم بود که می‌خواهد داناتر شود و خود را برای برخورد با یک فکر آماده‌ می‌کند: چهره‌اش حالتی به خود می‌گرفت که گویی مشغول نیایش است: وقتی فکری به ذهنش راه می‌یافت از راه رفتن باز می‌ماند و ساعت‌ها روی یک یا دوپا در کوچه و خیابان بی‌حرکت باقی می‌ماند. آخر چنین کاری«ارزش»قبول این «زحمت» را داشت. [حکمت شادان| بند ۶، منش و وقار از دست رفته.] #فریدریش‌نیچه

Sadegh - Jadoo [320].mp37.77 MB

Bahram-Dar-Naro-256.mp37.10 MB

این قفل جبر است فرزندم.

خب قفل گردنبندش رو باز کنه

Repost from زثولیت
photo content

Repost from مهیج
و این تمام تنم رو به درد میاره

Repost from مهیج
وقتی تمام راه های زندگیم رو طبق میلش رفتم

Repost from مهیج
از کسی که هستم

Repost from مهیج
دارم به این فکر می کنم چرا هیچ گاه از من راضی نشد

Repost from مهیج
همه چیز روی سینه ام سنگینی می کند

Repost from مهیج
یک چیزی کم است

Repost from مهیج
یک جای کار می لنگد

بنده در این سه روز، فقط می‌تونم اجل وفاتم رو بخونم.

sticker.webp0.22 KB

فکر می‌کردم برای این آزمونم می‌خونم، به خودم اومدم دیدم که فقط سه روز واسه خوندن وقت دارم!