استنادات نامربوط
الذهاب إلى القناة على Telegram
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
270
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
🐣✅👈 12 _ 12.40
🐣✅👈 13 _ 13.40
🐣✅👈 14 _ 14.40
هر پارت که خونده بشه ، تخم مرغ ما جوجه میشه +_+
منی که دوبار مینویسم و سر همین خیلی کند خوانم ((((:
هربار که میخونمم باید بنویسم ..
Repost from N/a
به همه کسایی که بدون نوشتن میتونن درس بخونن و مطالب به یادشون بمونه، حسودیم میشه.
از صبح فقط ۵۰ دقیقه تونستم درس بخونم .
برقا رفته ، گرمه ، دارم مریض میشم ، گلو و سرم هم درد میکنه.
Repost from سِرتِرالین
دیشب با داود و حسام بحث تزریقات بود
یکیشون میگفت رفته بودم آمپول بزنم تو یه درمانگاهی ( گفتن ک نگم کدومشون بودن)
دیدم یه آقایی دراز کشیده و چیزی نمیگه
منم اهمیت ندادم
دراز کشیدم و آروم آماده شدم
پرستار که یه خانوم جوانی بود اومد تزریق کنه
بهش گفتم: درد که نداره؟ دستتون خوبه دیگه؟
پرستار خیلی جدی گفت: چرا درد داره. چون من مرد ستیزم
منم یه پوزخندی زدم و حرفشو باور نکردم و شوخی گرفتم
تو عالم خودم بودم
و گفتم این ی چیزی برا خودش داره میگه. مگه میشه اعتراف کنه که بد میزنه؟
در همین حین
جوریییی زد
که صدام دراومد و
به زور خودمو کنترل کردم و
به پدربزرگ مرحومم که اومد جلو چشمم هم یه سلامی دادم
ی نگاه چپ چپ بش کردم و خانمه رفت
بعدش همونجوری ک به شکم رو تخت بودم
سرم رو چرخوندم به سمت اون آقاهه که عین مارمولک به شکم رو تخت بود
تا مثلا باهام همدردی کنه
یارو دستشو گذاشت رو باسنش و به محل آمپول اشاره کرد و با حالت ناله ای گفت:
خانمه به منم همینو گفته بود
خب قبل تزریق میگفتی بهش مررد
#وقایع__اتفاقیه
Repost from توییتر فارسی
هیچی بدتر از نادیده گرفته شدن توسط یه گربه نیست. مخصوصاً وقتی یه عالمه پیسپیس کردی.
*▪︎ ꜱᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ*
@OfficialPersiaTwiter
یکی سرکار منو دیده ، تلگرام با شماره مجازی منو خاستگاری کرده ، تازه قصدشم جدیه 😂😂😂
