ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

استنادات نامربوط

استنادات نامربوط

الذهاب إلى القناة على Telegram

ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
270
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
* بغض سگ *

از همین الان دلم برای کوثر تنگ شده ، کاش صبح محکمتر بغلش کرده بودم بچه ارو ((((((:

photo content
+1

این عکسامون رو یادتونه؟

Repost from The 23yr Lawyer
بعضیا طوری طلبکارانه باهات حرف می‌زنن که انگار از بدو تولد موظف بودی هر چی گفتن بگی چشم؛ بعد اولین باری که مخالفت کنی، تو می‌شی بی‌احترام و بدِ ماجرا.

Repost from اتاق ۵۰۱
چند وقت پیش، یک آقای مسن با حالی کاملاً درهم‌ریخته وارد دفتر ما شد. صورتش پر از نگرانی بود. با صدایی لرزان گفت: «حاج‌آقا، به دادم برسید!» همه ما بی‌صبرانه منتظر بودیم ببینیم چه اتفاقی افتاده که این پیرمرد را این‌قدر آشفته کرده. آرام آرام شروع به تعریف کرد: «من ۴۰ سال پیش، زن اولم را خیلی دوست داشتم. اما رفتارش طوری بود که چاره‌ای ندیدم جز طلاقش بدم. از ایشون دو تا پسر دارم. بعدش رفتم و زن دوم گرفتم و از اون هم دو تا بچه دارم. سال‌ها گذشت، ولی هیچ‌کس تونست جای زن اولم رو برام پر کنه. چند سالی هست که ایشون فوت کردن...» تا اینجا داستان غم‌انگیزی بود، اما تازه به اصل ماجرا رسیدیم. پیرمرد ادامه داد: «من تو شهر دو تا خونه دارم. یکی شون رو پسر بزرگم (پسر زن اولم) با زن اولش زندگی می‌کنه. خبر دارید که تصمیم گرفته بودم که اون خونه رو به نام پسر بزرگم بزنم.(وکیل سرپرستم وکیلش بود) امروز رفتم خونه‌شون، در باز بود، وارد شدم که چشمم به یه صحنه وحشتناک افتاد!» گفت و نفسش برید. بعد با چشمانی گرد شده از ترس گفت: «خاله‌پسرم، زن پسرم و خود پسرم رو دیدم که دور هم جمع شدن و نقشه قتل من رو می‌کشیدن! عروس‌م قرار بود تو چایم یه داروی مهلک بریزه!» همین که فهمیدم یواش از خونه زدم بیرون نفهمن اونجا بودم و با حالی پریشان از اونجا فرار کردم و مستقیم اومدم پیش شما. هیچی به ذهنم نمی‌رسید. واقعاً می‌ترسیدم...» و اینجا بود که سکوت سنگینی در دفتر حاکم شد. همه منتظر حرف وکیل سرپرست مون بودیم. وکیل با خونسردی پرسید: «شما گفتی که می‌خوای خونه رو به اسم پسرت بزنی؟ کسی از این موضوع خبر داشت؟» پیرمرد گفت: «نه، به هیچ‌کس نگفته بودم.» وکیل لبخندی زد و گفت: «پس خواهر زن اولت توی گوش پسره داشته زمزمه می‌کنه که ارث بهت کم میرسه یا…… ! برو به پسرت بگو می‌خوام خونه رو به اسمت بزنم، بعد ببین قضیه چی میشه...» و امروز، اتفاقی که هیچ‌کس انتظارش رو نداشت، رخ داد! دوباره پیرمرد اومد دفتر، ولی این بار با یه جعبه شیرینی بزرگ، چهره‌ای خندان . پرسیدیم: «چی شد؟» با خوشحالی گفت: «همین که پسرم فهمید می‌خوام خونه رو به اسمش بزنم، کلی خجالت‌زده شد! گفته خونه رو نمی‌خوام و با شرمندگی کامل وسایلش هم از خونه جمع کرده و رفته!

مکرر موارد #مسمومیت_الکلی میبینیم تو کشور ما به هر دلیلی شاید یه عده، دسترسی به مشروبات الکلی نداشته باشن همین قضیه باعث شده که درصد موارد تقلبی بالا بره و موجب خطرات حتی جانی میشه
اینکه آیا باید آزاد باشه و یه عده که مصرف میکنن از مراکز معتبر تهیه کنن، بحث جدایی میطلبه
اما با وجود این شرایط ۱.  چه کنیم؟ حتما در صورت بروز هرگونه علائم تاری دید، دوبینی، سرگیجه ی شدید و کاهش سطح هوشیاری تا ۲۴ الی ۴۸ ساعت بعد از مصرف الکل و مشتقات اون به اولین مرکز درمانی نزدیک مراجعه کنین ۲. همین کافیه؟ نه. هر کس که با شما تو اون جمع بوده و مصرف کرده رو باهاش تماس بگیرین وهشدار بدین که این اتفاق براتون افتاده و اونا هم اگه علامت داشتن، مراجعه کنن. ۳. بریم بیمارستان پرونده سازی نمیشه یا دستگیر نمیشیم؟ به هیچ عنوان. حتی یک مورد هم نداشتیم. اساسا کادر درمان حق نداره این قضایا رو افشا کنه (مگر به حکم قاضی) شدیدترین مجازات ها رونظام پزشکی و نظام پرستاری برای افشای این اسرار در نظر گرفتن ۴. واجبه حتما بریم بیمارستان؟ اره. باید سطح سرمی سنجیده بشه. اینکه اتانول هست یا متانول. و خب بستگی به سطحش ممکنه حتی برای جلوگیری از آثار بد، دیالیز هم بکنن. ۵. ما هزار بار الکل خوردیم و ی سری علائم هم داشتیم، اما مراجعه نکردیم و خوب شدیم. یکم به نظرت جو نمیدی؟؟؟ به نظرم جدای از موارد فوتی، عواقب جبران ناپذیر اون مثل کوری و نابینایی، ارزش اینو داشته باشه که حتی جو بدیم. پسر متولد ۷۵ با ی بار مصرف برای همیشه نابینا شد. حالا ارزش پیگیری داره یا نه به نظرتون؟؟ و در نهایت فقط بحث الکل نیست ممکنه شخص همزمان با اون داروهای دیگه هم مصرف کرده باشه که حواسش نبوده و تو ازمایشات مشخص بشه یا آسیب جسمی و بدنی به خودش وارد کرده باشه و نیاز به پیگیری داشته باشه #آموزشی

موکلم خانم متولد ۶۶ هستند شوهرشون ۶۳ و‌ مدت ۹ روزه از خونه بیرونش کرده که برو نمیخامت و پیامش میده که چیشد جوونیم داره حیف میشه زود اقدام کنه تا بتونم زن جدید بگیرم؛))))))

Repost from Dear diary
راننده که همسن بابابزرگ مرحوممه صدام می‌کنه حاج‌خانم. کدوم حاج‌خانمی شال توت‌فرنگی سر می‌کنه حاج‌آقا؟ 🫠

قانون تجارت عزیزم من تمام تلاشمو میکنم که درکت کنم تو هم بدقلق نباش ، لجبازی رو بذار کنار ، اجازه بده حداقل مسالمت آمیز در کن
+1
قانون تجارت عزیزم من تمام تلاشمو میکنم که درکت کنم تو هم بدقلق نباش ، لجبازی رو بذار کنار ، اجازه بده حداقل مسالمت آمیز در کنار هم زندگی کنیم .💋❤️

🐔_ روز سوم تبدیل تخم مرغا به جوجه : 🐣 🐣_ 🐣🐣 _ 🐣 🐣 _ 🐣 🥚 _ 🥚 🥚 هر 🐣 = 30 دقیقه .

همه ی تخم مرغا دیروز تبدیل به جوجه شدن ^_^ 🐣
همه ی تخم مرغا دیروز تبدیل به جوجه شدن ^_^ 🐣

بچم ببری ، پشتش شبیه قلبه وقتی میشینه (((:
+1
بچم ببری ، پشتش شبیه قلبه وقتی میشینه (((:

images.webp0.04 KB

روز دوم تبدیل تخم مرغ ها به جوجه ^_^ 🐣 🐣 _ 🐣 🐣 _ 🐣 🐣 _ 🐣 🐣 _ 🐣 🐣 هر 🐣 = 30 دقیقه.

Repost from N/a
می‌دونستید مغز یه سیستم انعکاسیِ جذاب داره که اگه بتونید لجامش رو بدست بگیرید، براتون افتخارآفرینی می‌کنه؟ کار باهاش خیلی راحته، فقط و فقط نیاز به کمی خودآگاهی داره. بذارید با مثال شرح بدم براتون. شما وقتی اعتماد به‌نفس دارید، چطور حرف می‌زنید؟ اصولا با صدای بلند و رسا. چطور راه می‌رید؟ سینه ستبر و سر بالا. مدل نگاه کردنتون چطوریه؟ عموما نگاه نمی‌گیرید و مستقیم حرفتونو می‌زنید. حالا با شناخت این احوالات میتونید ذهنتونو جور دیگه‌ای هم تربیت کنید. یعنی اگه ترسیدید و مضطربید و به اعتماد به‌نفس احتیاج دارید؛ سعی کنید، با صدای بلند حرف بزنید، با شونه‌های صاف و سربالا راه برید، لبخند بزنید و نگاه از نگاه طرف مقابلتون ندزدید. اینطوری چون دارید علائم اعتماد به نفس رو از خودتون بروز می‌دید مغز فکر می‌کنه که اوضاع مناسبه و در نهایت مود شما رو به حالتی که به خودتون گرفتید تغییر می‌ده. اولش ممکنه سخت باشه و نیاز به تمرین داشته باشه، ولی بعد نتیجه حیرت انگیزه. مثالای دیگه: وقتی لبخند می‌زنی یعنی خوشحالی. با لبخند زدن، حالت بهتر می‌شه. وقتی مضطربی پاهاتو تکون می‌دی. شروع به تکون دادن پاهات بکنی، استرس می‌گیری. نکته حائز اهمیت اینه‌که اینا همه اکتسابیه. یعنی شما باید به مغزت اول آموزش بدی که چه رفتاری درسته و مفیده، یا حتی منفی و ازار دهنده‌اس و بعد تو موقعیت‌هایی که به اون احوال نیاز داری، نشانه‌ها و علائم رو از خودت بروز بدی تا حالت بشه اون احوالی که دلت می‌خواد. بنظرم واقعا حیرت‌انگیزه و تقلب جالبیه واسه موقعیتای مختلف. #یادگیریسم

صبح زودتر بیدار شدم ، یکم درس خوندم ، دوش گرفتم ، پیاده رفتم سرکار . اونجا شلوغ پلوغ شده بود. یکم از جزومو اونجا پرینت گرفتم و نکته ها رو وارد کردم . یکم دیگه رو هم الان وارد کردم. یکم بخوابم ، ببینم شب میتونم برم باشگاه یا تایم کم دارم .

۲نفر اومدن دفتر، فامیل یکیشون طالبی و اون یکی گرمکی‌ـه ولی من دلم خربزه می‌خواد.

این هفته باید برم سراغ تجارت .