ar
Feedback
Οὐρανία

Οὐρανία

الذهاب إلى القناة على Telegram

"𝔸ℝ𝕋 𝕚𝕤 𝕥𝕙𝕖 𝕤𝕦𝕡𝕣𝕖𝕞𝕖 𝕤𝕖𝕟𝕤𝕦𝕒𝕝 𝕡𝕝𝕖𝕒𝕤𝕦𝕣𝕖." 𝔻𝕠𝕟 ℂ𝕠𝕝𝕒𝕔𝕙𝕠 𝔸𝔻𝕄𝕀ℕ: @OURANIA7S

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
210
المشتركون
+224 ساعات
+57 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات

𝐆𝐫𝐞𝐠𝐨𝐫𝐢𝐚𝐧 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐭 𝐟𝐨𝐫 𝐭𝐡𝐞 𝐃𝐞𝐚𝐝: 𝐃𝐢𝐞𝐬 𝐢𝐫𝐚𝐞 (𝐒𝐞𝐪𝐮𝐞𝐧𝐭𝐢𝐚) "𝐃𝐢𝐞𝐬 𝐢𝐫𝐚𝐞, 𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐢𝐥𝐥𝐚 𝐒𝐨𝐥𝐯𝐞𝐭 𝐬𝐚𝐞𝐜𝐥𝐮𝐦 𝐢𝐧 𝐟𝐚𝐯𝐢𝐥𝐥𝐚 𝐓𝐞𝐬𝐭𝐞 𝐃𝐚𝐯𝐢𝐝 𝐜𝐮𝐦 𝐒𝐢𝐛𝐲𝐥𝐥𝐚..."

𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐞𝐭 𝐢𝐧 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 𝟏𝟖𝟒𝟒 ©𝐀𝐫𝐲 𝐒𝐜𝐡𝐞𝐟𝐟𝐞𝐫, (𝟏𝟕𝟗𝟓–𝟏𝟖𝟓𝟖) در این نقاشی، رنج روحی مارگریت به ت
𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐞𝐭 𝐢𝐧 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 𝟏𝟖𝟒𝟒 ©𝐀𝐫𝐲 𝐒𝐜𝐡𝐞𝐟𝐟𝐞𝐫, (𝟏𝟕𝟗𝟓–𝟏𝟖𝟓𝟖) در این نقاشی، رنج روحی مارگریت به تصویر کشیده شده است، او در تلاش است که دعا کند، اما صدای شیطان او را به یاد گناهانش می‌اندازد. نگاهش نگران و دستانش مشت شده‌اند. او دیگر رستگاری را در کلیسا نمی‌بیند و خود را در سنگ‌های سرد آرامگاه احساس می‌کند. در این تصویر، نه شیطان و نه فاوست دیده نمی‌شوند. تمام شرارت در درون مارگریت نهفته است، اضطراب او از طریق بازی نور منتقل می‌شود؛ صورتش روشن است، اما کل بدنش در تاریکی غوطه‌ور است، گویی آماده بلعیده شدن است.

𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐞𝐭 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 ©𝐍𝐢𝐜𝐚𝐢𝐬𝐞 𝐝𝐞 𝐊𝐞𝐲𝐬𝐞𝐫, 𝟏𝟖𝟓𝟏 شیطان به او می‌گوید که او از سوی همه فر
+2
𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐞𝐭 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 ©𝐍𝐢𝐜𝐚𝐢𝐬𝐞 𝐝𝐞 𝐊𝐞𝐲𝐬𝐞𝐫, 𝟏𝟖𝟓𝟏 شیطان به او می‌گوید که او از سوی همه فرشتگان، انسان‌ها و خداوند؛ طرد شده است و خداوند هرگز توبه‌اش را نخواهد پذیرفت، زیرا معشوقش (فاوست، که روح خود را فروخته است) فاسد است. در این لحظه، سرود "Dies irae" (روز خشم، سرود کاتولیکی درباره روز قیامت) آغاز می‌شود. صدای ارگ و گروه کر با اتهامات شیطان ترکیب می‌شود. مارگریت تصور می‌کند که شیپورهای فرشتگان بر فراز قبرش می‌نوازند و دیوارهای کلیسا در حال فروپاشی هستند. او که کاملاً ناامید شده و از عدم وجود هرگونه راه نجات آگاه است، بیهوش می‌شود. اگر شفِر اضطراب را از طریق نور و سایه و کنتراست نشان داد، دِ کیسر این احساس را با نفوذ آشکار جهنم به مکان مقدس منتقل کرده است.

𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐞𝐭 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 𝟏𝟖𝟓𝟏 ©𝐍𝐢𝐜𝐚𝐢𝐬𝐞 𝐝𝐞 𝐊𝐞𝐲𝐬𝐞𝐫, (𝟏𝟖𝟏𝟑 _𝟏𝟖𝟖𝟕) مارگریت با امید به
𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐞𝐭 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 𝟏𝟖𝟓𝟏 ©𝐍𝐢𝐜𝐚𝐢𝐬𝐞 𝐝𝐞 𝐊𝐞𝐲𝐬𝐞𝐫, (𝟏𝟖𝟏𝟑 _𝟏𝟖𝟖𝟕) مارگریت با امید به طلب بخشش به کلیسا آمده، اما با نفرینی مواجه می‌شود، نیکایس دِ کیسر چیزی را نشان می‌دهد که شفِر از آن غافل شده است: ما شیطان را می‌بینیم. در تصویر، مارگریتِ تنها، با امید و شیطان فریبکار، دیده میشوند. مارگریت، پس از آن حادثه ای که به دلیل احساس گناه ناشی از مسموم کردن مادر و کشتن نوزادش، دچار جنون می‌شود، برای دعا به کلیسا می‌آید، اما روحش نه تنها توسط وجدانش، بلکه توسط شیطانی که پشت سرش ایستاده، آزار می‌بیند. مارگریت در تلاش است تا با مریم مقدس در دعا باشد و تسبیحی در دست دارد؛ او به یاد می‌آورد که قبلاً چگونه سرودهای پرستشی می‌خوانده و از او طلب بخشش می‌کرد؛ اما شیطان با زمزمه‌های وحشتناک او را به یاد رسوایی‌ها، کشتن مادرش و مجازاتی که در انتظار قاتلان نوزادان است، می‌اندازد. مارگریت سعی می‌کند با دعا او را خاموش کند ("با مریم مقدس در دعا هستم...")، اما صدا همچنان ادامه دارد.

𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐢𝐭𝐚 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐆𝐚𝐫𝐝𝐞𝐧 (𝟏𝟖𝟒𝟔) ©𝐀𝐫𝐲 𝐒𝐜𝐡𝐞𝐟𝐟𝐞𝐫, (𝟏𝟕𝟗𝟓–𝟏𝟖𝟓𝟖) در ترا
𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐢𝐭𝐚 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐆𝐚𝐫𝐝𝐞𝐧 (𝟏𝟖𝟒𝟔) ©𝐀𝐫𝐲 𝐒𝐜𝐡𝐞𝐟𝐟𝐞𝐫, (𝟏𝟕𝟗𝟓–𝟏𝟖𝟓𝟖) در تراژدی گوته، فاوست نمی‌تواند یک شب را به تنهایی با دختری معصوم به نام مارگاریتا سپری کند. او مارگاریت را متقاعد می‌کند که مادرش را با دارویی خواب‌آور، بخواباند. در نهایت، مادر به دلیل اثرات این دارو، فوت می‌کند. مدت زمانی بعد مارگاریت متوجه می‌شود که باردار است و برادر مارگریت، والنتین، با فاوست به رویارویی خشونت باری متوسل میشود.

sticker.webp0.35 KB

🎥𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭”, 𝟏𝟗𝟐𝟔 𝐃𝐢𝐫𝐞𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐝𝐫𝐢𝐜𝐡 𝐖𝐢𝐥𝐡𝐞𝐥𝐦 𝐌𝐮𝐫𝐧𝐚𝐮 🎥«فاوست»، ۱۹۲۶ کارگردان: فریدریش وی
+6
🎥𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭”, 𝟏𝟗𝟐𝟔 𝐃𝐢𝐫𝐞𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐝𝐫𝐢𝐜𝐡 𝐖𝐢𝐥𝐡𝐞𝐥𝐦 𝐌𝐮𝐫𝐧𝐚𝐮 🎥«فاوست»، ۱۹۲۶ کارگردان: فریدریش ویلهلم مورنائو "دانش شما تنها می‌تواند به شما کمک کند تا میزان نادانی خود را درک کنید..." فاوست

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐫𝐞𝐚𝐦 𝐨𝐟 𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 ©𝐀𝐮𝐠𝐮𝐬𝐭 𝐯𝐨𝐧 𝐊𝐫𝐞𝐥𝐢𝐧𝐠'𝐬 𝐆𝐞𝐫𝐦𝐚𝐧𝐲 | 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐭𝐢𝐜𝐢𝐬𝐦 فاوست در خوا
𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐫𝐞𝐚𝐦 𝐨𝐟 𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 ©𝐀𝐮𝐠𝐮𝐬𝐭 𝐯𝐨𝐧 𝐊𝐫𝐞𝐥𝐢𝐧𝐠'𝐬 𝐆𝐞𝐫𝐦𝐚𝐧𝐲 | 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐭𝐢𝐜𝐢𝐬𝐦 فاوست در خوابی آشفته غرق شده است، جایی که مرز بین رویا و کابوس مشخص نیست، نور آبی سرد و وهم‌آور، شیاطین، ارواح و تصاویری فریبنده؛ نتیجه ذهن آشفته‌ای که با تردید و تمنا دست و پنجه نرم می‌کند، در اطراف او ظاهر می‌شوند. کرلینگ، افسانه گوته را به یک درام روانشناختی تبدیل کرده: اینجا دیگر شرارت، بیرونی نیست، بلکه آشفتگی درونی شخصیت اصلی داستان است. این خواب، مانند یک میدان نبرد است که در آن وسوسه‌ها، ترس‌ها و خطرات روانی در هم تنیده شده و تصویری تنش زا از ناخودآگاه را به نمایش می‌گذارند. در مرکز اثر، چهره فاوست به تصویر کشیده شده که در خواب عمیقی فرو رفته است، تصاویری از زنان، گویی ارواحی در حال پرواز هستند، حرکاتشان سرشار از ظرافت است و موها در هاله‌ای آبی رنگ ترکیب شده‌اند؛ چهره ای تاریک با ردایی بلند، احتمالاً مفیستوفل، بالای سر او قرار دارد.

𝐕𝐢𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭'𝐬, 𝟏𝟖𝟕𝟖 ©𝐅𝐚𝐥𝐞𝐫𝐨 𝐋𝐮𝐢𝐬 𝐑𝐢𝐜𝐚𝐝𝐨 (𝟏𝟖𝟓𝟏_ 𝟏𝟖𝟗𝟔) جشنی دیوانه‌وار از جادوگرا
𝐕𝐢𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭'𝐬, 𝟏𝟖𝟕𝟖 ©𝐅𝐚𝐥𝐞𝐫𝐨 𝐋𝐮𝐢𝐬 𝐑𝐢𝐜𝐚𝐝𝐨 (𝟏𝟖𝟓𝟏_ 𝟏𝟖𝟗𝟔) جشنی دیوانه‌وار از جادوگران در حال رقص، به نظر می‌رسد که همه چیز واقعی است و اتفاقی شگفت‌انگیز رخ خواهد داد.

"𝐖𝐚𝐥𝐩𝐮𝐫𝐠𝐢𝐬 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭" 𝐢𝐧 𝐆𝐨𝐞𝐭𝐡𝐞'𝐬 "𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭," 𝟏𝟖𝟕𝟕. ©𝐀𝐥𝐞𝐱𝐚𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐋𝐢𝐞𝐳𝐞𝐧 𝐌𝐚𝐲𝐞𝐫, 𝐇�
"𝐖𝐚𝐥𝐩𝐮𝐫𝐠𝐢𝐬 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭" 𝐢𝐧 𝐆𝐨𝐞𝐭𝐡𝐞'𝐬 "𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭," 𝟏𝟖𝟕𝟕. ©𝐀𝐥𝐞𝐱𝐚𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐋𝐢𝐞𝐳𝐞𝐧 𝐌𝐚𝐲𝐞𝐫, 𝐇𝐮𝐧𝐠𝐚𝐫𝐲. شب والپورگیس، جشنی که در آن جادوگران دور فرمانروای خود، شیطان؛ در کوه مرتفع بروکِن جمع می‌شوند.

𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 𝐮𝐧𝐝 𝐌𝐞𝐩𝐡𝐢𝐬𝐭𝐨. 𝟏𝟖𝟖𝟎 ©𝐋𝐮𝐢𝐬 𝐑𝐢𝐜𝐚𝐫𝐝𝐨 𝐅𝐚𝐥𝐞𝐫𝐨 (𝟏𝟖𝟓𝟏-𝟏𝟖𝟗𝟔) | 𝐒𝐩𝐚𝐢𝐧 𝐏𝐨𝐬𝐭-
𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 𝐮𝐧𝐝 𝐌𝐞𝐩𝐡𝐢𝐬𝐭𝐨. 𝟏𝟖𝟖𝟎 ©𝐋𝐮𝐢𝐬 𝐑𝐢𝐜𝐚𝐫𝐝𝐨 𝐅𝐚𝐥𝐞𝐫𝐨 (𝟏𝟖𝟓𝟏-𝟏𝟖𝟗𝟔) | 𝐒𝐩𝐚𝐢𝐧 𝐏𝐨𝐬𝐭-𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐭𝐢𝐜𝐢𝐬𝐦 شخصیتی که با وجود زندگی بسیار موفق، از دستاوردهای خود به شدت ناراضی بود، فاوست در مورد تمام آن لذت‌های دنیوی فوق‌العاده‌ای که مفیستوفل به او وعده داد و در انتظار او هستند، رویا می‌بیند...

+2
Boston_Symphony_Orchestra_A_Faust_Symphony,_S_108__I_Faust.mp367.92 MB

همسرایی شاگردان: تو در این لحد تنگ نمی‌گنجی؛ و بازمی‌گردی به آسمان، ای آسمانی. به آن دوردستِ آفرینش، که سراسر رحمت است؛ و ما
همسرایی شاگردان: تو در این لحد تنگ  نمی‌گنجی؛  و بازمی‌گردی  به آسمان، ای آسمانی. به آن دوردستِ آفرینش،  که سراسر رحمت است؛  و ما بر سینهٔ خاک،  جای گرفته‌ایم تا رنج بکشیم. آن ناخدای رهنما و آن طبیب،  از دسترسِ ما دور است.  و ما اینجا می‌گرییم؛  آیا ناله‌مان را می‌شنوی؟ همسرایی فرشتگان: مسیح برخاست! او بر فنا چیره شد؛  و از تنگنای تن  برخاست، فرخنده و مبارک ای آنان که در رنجید  و نام مسیح را می‌سرایید،  ای حقیقت‌گستران،  که به سوی غم‌زدگان می‌روید،  و چشم‌به‌راه پروردگارید،  او امروز با شماست. پروردگارتان اینجاست. 📜 فاوست ✍🏾 یوهان ولفگانگ فون گوته

"𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭" ©𝐑𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐧𝐝𝐭 (𝐑𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐧𝐝𝐭 𝐯𝐚𝐧 𝐑𝐢𝐣𝐧) (𝐃𝐮𝐭𝐜𝐡, 𝐋𝐞𝐢𝐝𝐞𝐧 𝟏𝟔𝟎𝟔–𝟏𝟔𝟔𝟗 𝐀𝐦𝐬𝐭𝐞�
"𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭" ©𝐑𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐧𝐝𝐭 (𝐑𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐧𝐝𝐭 𝐯𝐚𝐧 𝐑𝐢𝐣𝐧) (𝐃𝐮𝐭𝐜𝐡, 𝐋𝐞𝐢𝐝𝐞𝐧 𝟏𝟔𝟎𝟔–𝟏𝟔𝟔𝟗 𝐀𝐦𝐬𝐭𝐞𝐫𝐝𝐚𝐦). فاوست اثری از رامبرانت این طرح میتواند الهام‌بخش گوته در پرده نخست و ظهور روح زمین بر فاوست باشد.