زادهِ خیال…
الذهاب إلى القناة على Telegram
میراث ما به جهان نبشتههای مان خواهد بود…
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
262
المشتركون
-124 ساعات
-137 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
262
سلام به خودت بانووو...
و سلام بر آن دلی که این واژههای زیبا از آن بیرون آمده اند.
واژه های زیبایت که با هم یک نامه زیبا ساختند را از عمق دلم خواندم میدانی بانو فکر کردم شاید بعضی نامهها واقعاً برای پاسخ گرفتن نوشته نمیشوند اما آدم دلش میخواهد به آنها جواب بدهد فقط برای اینکه نویسندهشان بداند کلماتش در سکوت نماندهاند.
گفتی برای کسی که خودش با کلمات زندگی میکند چه میتوان نوشت؟
از لطف و مهربانی تان است اما شاید همین که بیتکلف بنویسی کافی باشد کلمهها وقتی از دل بیایند دیگر نیازی به زیباتر شدن ندارند.
میدانی بانو احساس کردم پشت این همه واژه شبی بوده که واقعا دلت خواسته حرف بزنی و به جای صدا کاغذ را انتخاب کردهای
پس اینبار کاغذت را دفن نکن بگذار بدانی که آن تکه از سکوتت به گوش کسی رسید و درک شد.
ممنونم برای نامهای که بیشتر از آنکه خوانده باشم با عمق دلم احساس اش کردم.
262
آنان که میرقصند در چشم کسانی که صدای آهنگ را نمیشنوند، همیشه دیوانه به نظر میآیند...!
262
انسان های باهوش نمیتوانند شرور باشند، زیرا شر نیازمند نوعی حماقت و محدودیت در اندیشه دارد.
262
تا زمانی که یاد بگیرید همه چیز را نمیتوان به همه گفت، زیاد آشنا میشوید. زیاد حرف میزنید و زیاد اشتباه خواهید کرد.
_خالد حسینی
262
Repost from دُخت شب...✨
سلام بانو خوشنویس.....
امشب تصمیم داشتم برایت نامه بنویسم اما قلمم از من پرسید: برای کسی که خودش با کلمات زندگی میکند، چه میتوان نوشت؟
گفتم: شاید هیچ.
گفت: پس چرا کاغذ را باز کردی؟
راستش را بخواهی، نمیدانم.
شاید بعضی نامهها را آدم برای خواندهشدن نمینویسد مینویسد تا یک تکه از سکوتش را جایی دفن کند.
شنیدهام آدمها را میشود از نوشتههایشان شناخت؛ اما من به این حرف شک دارم. بعضی آدمها آنقدر خوب مینویسند که حتی غمشان هم لباسِ زیبایی میپوشد و کسی نمیفهمد زیر این همه واژه، یک دل خسته نشسته است.
امشب پنجره باز است، شهر خوابیده و چراغی در کوچه مانده که انگار هنوز منتظر کسیست. من هم نمیدانم منتظر چه هستم شاید یک نامه شاید یک سلام شاید کسی که بیاید و بگوید: این همه حرف را چرا تنها نوشتی؟
اگر روزی این نامه به دستت رسید زیاد دنبال معنایش نگرد....بعضی نوشتهها معنا ندارند فقط یک شب دارند یک دل دارند و یک نفر که نتوانسته حرفش را به زبان بیاورد.
و اگر پرسیدی نویسندهی این نامه چه میخواست؟
بگو نمیدانم.
من فقط میخواستم امشب یک نفر در گوشهای از این جهان بداند که هنوز کسی هست که برای کلمات مثل آدمها دلتنگ میشود.....
#محال_بهار🍂
https://t.me/half_blood_breen_baik
262
گاهی تنها مرور کردن خاطراتت کافیست
تا ساعتها در دنیای فکرهایم غرق شوم
و از یاد بردنِ زمان برایم شیرینترین لحظه باشد.
#شاهدخت_دورگه
262
این بود جواب من دل خسته ی عاشق
شیرین رقیبان شده ای از لج فرهاد
باشد گله ای نیست خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد
