باستان شناس بیکار
الذهاب إلى القناة على Telegram
متعلق به یک باستانشناس بیکار ✒️حفاری ذهن https://t.me/Mind_Diggings 👤ناشناس @Unemployed_archeologistbot Private🔒 https://t.me/+cduOuS0o4lJhMzQ0 🎵آهنگ یاب @Unemployed_archeologist_songbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
392
المشتركون
-1124 ساعات
+427 أيام
+12730 أيام
أرشيف المشاركات
این ترک بوی انزوای انتخابی، رنج همیشگی و یه شکاف عمیق بین خودی که هستی و خودی که جامعه از توقع داره رو میده
درد زیادی لازم است تا ما اندوهناک شویم؛
اما اینکه دائما بذله گو و خندان باشیم، مستلزم درد و ترومای بیشتری است.
آلن دوباتن
ولی چیز چندانی از آن روزها نگفتم.
آدمی می تواند چیزی را وصف کند که تاب به خاطر سپردنش را دارد، نمیتوانی ضربات چکشی را توصیف کنی که مغزت را متلاشی کرده است.
غم، زبان مشترک تاریخ است.
گاهی نامش عاشوراست، روزی که آسمان از عطش و غربت سرخ شد.
گاهی نامش دی ماه است، روزهایی که مادران، چشم به راه فرزندانی ماندند که دیگر بازنگشتند.
و گاهی در میان آوار جنگ و صدای انفجار، در چهره کودکانی است که هنوز معنای صلح را نیاموخته طعم داغ را چشیدهاند.
برای اشک، تفاوتی میان قرنها نیست.
اشک، نه تقویم میشناسد و نه مرز.
هر مادری که داغ فرزند ببیند، اندوهش بوی همان غربت را دارد؛ هر خانهای که عزادار شود، تکهای از تاریخ سوگ را دوباره زندگی میکند.
عاشورا معیاری است که هر مظلومیتی را به یاد میآورد و هر داغی را به حرمت انسان مقدس میسازد.
از کربلا تا هر سرزمینی که خون بیگناهان بر خاکش ریخته است، یک حقیقت جاری است و آن این است که رنج انسان اگر برای حق، کرامت و دفاع از جان و سرزمین باشد، شایسته احترام و یادآوری است.
امروز وقتی نام جان باختگان، شهیدان، کودکان، پدران و مادرانی را میشنویم که در آتش جنگ یا حوادث تلخ جان باختند، دل دوباره به یاد همان کاروانی میافتد که قرنها پیش از میان نیزهها گذشت.
انگار تاریخ، تنها لباسش را عوض کرده است؛ اما داغ همان داغ است و اشک همان اشک.
امیدوارم روزی برسد که همه انسانها به آرامشی دست یابند که دیگر هیچ مادری، فرزندش را در آغوش جنگ و خون از دست ندهد.
باستان شناس بیکار
آنها فکر میکنند من رفتن را بلد نیستم.
اما من خیلی خوب این کار را یاد گرفتم، ترک کردن را خوب بلد شدم.
اما قبلش میخواهم آنقدر ناامید شوم، که بدون هیچ پشیمانی و جای جبرانی ترک کنم.من ترک کردن را خوب بلد شدم اما فقط برای یک آدمهایی از قلبم فرصت بیشتری میخواستم.
