آوای محبوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
277
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
277
خیره ام به سکوت خاکستری اتاق
و با چشمهای یخ بسته می اندیشم
که تا به حال چند بار مرده ام؟
گرچه نفس می کشم
اما به تکرار مرده ام
✍ #محبوبه_یوسفی
277
#یک_تکه_کتاب
خیال می کردم مرگ پدیدهای است مربوط به بدن آدم، حالا میفهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است.
#گور_به_گور
#ویلیام_فاکنر
277
#یک_تکه_کتاب
خیال می کردم مرگ پدیدهای است مربوط به بدن آدم، حالا میفهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است.
#گور_به_گور
# ویلیام_فاکنر
277
بعضی وقتها دلم می خواهد ناپدید شوم، با درخت ها یکی شوم، با رودخانه ها، با ستاره ها.
می خواهم جایی باشم که هیچ کس از آدمهایی که می شناسم ، چیزی از آن ندانند.
277
سعدی جان هم یه موقع هایی سر شوق بوده و می گفته هر طور دوست داری بپوش عزيزم
امشب تو مهمونی روبنده نزن اصن😌😎
"ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم
روی مپوشان که بهشتی بود
هر که ببیند چو تو حور ای صنم "
یه موقع هایی ام غیرتی میشده و می گفته رو اعصاب من نرو هاااا😠
"بیش از این صبر ندارم که تو هر دم بَرِ قومی
بنشینی و مرا بر سر آتش بنشانی"
تنها نمیریااااخودمم باید بیام
تمام🤨
🤭🤭
#سعدی
#دست_به_نقد
277
اگه رفته و تو دلتنگش نشستی با غمات مث سعدی بهش بگو بیا، بیا این ته جونمم فدات کنم :
رفتی و در رکابت دل رفت و صبر و دانش
بازآ که نیمجانی بهر نثار دارم
#سعدی
#دست_به_نقد
277
اون قدیما آقای سعدی همینقدر سنگین و با متانت می گفته:
"منو عشقم شما همهههه"
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم؟
#سعدی
#دست_به_نقد
277
همیشه همه ی درختها همه ی گیاهها و همه ی گلها رو دوست داشتم اما بیدمجنون رو بین درختا بیشتر دوست داشتم
حالت شاخه هاش ، رنگ سبز روشنش رقصش توی باد و اون حسِ لطیفِ خنکی که وقتی در جوارش هستم ازش میگیرم...
اصلا امکان نداره شرایطش باشه و من از کنار گل و گیاه و یا درختی بدون اینکه بهش دست بزنم ؛ بدون اینکه باهاش حرف بزنم و یا بدون لبخند و بی توجه از کنارش رد بشم
این حس رو فقط بخاطر چشم نواز بودنشون ندارما
میدونید؟ یه حس عجیبه یه کشش خاصه
شاید باور نکنید اما وقتی چشمام رو میبندم و دستم رو به پوست زبر تنه ی درخت میکشم یا مثلا برگهاش رو لمس میکنم یا بو میکنم یه احساس تعلق بهشون دارم گاهی حس میکنم اون درخت منِ قبل و یا منِ بعد هست.
✍#محبوب
277
به دستی که لرزان، به چشمی که گریان برایت نوشتم به خطی پریشان برایت نوشتم خدای منی تو نوشتم تو را دوست دارم به قرآن دریغا که عمری حرام تو بودم منم چون فقیهی که از دین گریزان به من فکر کن مثل دریا به ماهی به من فکر کن مثل ساحل به توفان تو را در شمالِ دلم جای دادم تو را چون شبِ رشت در فصل باران صدا کن مرا ای فدای صدایت صدا کن مرا شاد و شیرین و شیطان به کوتاهی مویت ای ماه سوگند که دارم به قدِ بلند تو ایمان هَلا ای هوای دهانِ تو خوشبو! مرا کشت یاد تو، عطری بیفشان از آن لب که می خوردهای بوسهای ده از آن لب مرا زنده کن نامسلمان! تو را گر چه حیران، تو را گر چه پنهان تو را دوست دارم فراوان فراوان مرا عاقبت پیشمرگِ خودت کن سرم را به دامن بگیر و بمیرانبه قلم #ناصر_حامدی صدا #محبوبه_یوسفی
277
زمان تصميم میگيرد
چه کسی را در زندگیات ملاقات خواهی کرد؛
قلبت تصميم میگيرد
چه کسی را در زندگیات میخواهی؛
و رفتارت تصميم میگيرد
چه کسی در زندگیات میماند.!
#کریشنامورتی
