ar
Feedback
تردید|مصور رحیمی

تردید|مصور رحیمی

الذهاب إلى القناة على Telegram

در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
230
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-67 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
درین زمان که عقیم است جمله صحبتها کناره‌گیر و غنیمت شمار عزلت را -صائب

بوسه را در نامه می‌پیچد برای دیگران آن که می‌دارد دریغ از عاشقان پیغام را - صائب

🌚

دست‌های که شکستید را می‌بندم و دوباره بلند می‌شوم!
دست‌های که شکستید را می‌بندم و دوباره بلند می‌شوم!

یادی کنیم از زمانی که غزل می‌نوشتم😁🤣
یادی کنیم از زمانی که غزل می‌نوشتم😁🤣

بانوی شرقی من باید تا فرصت دارم این شعرها را به تو بسپارم. دفترهایم دیگر تاب دلتنگ‌ِ را ندارند آخرین نامه‌ام را به گل‌ها سپاریدم! پاسبان‌ها شکارش خواهند کرد.

نزدیک به پاییز ایستاده‌ام و دور از خودم. در شهری که دیگر هیچ‌کس دنبال گم‌شده‌ها نمی‌گردد... |سیامک تقی‌زاده| @PhilosophicalPr
نزدیک به پاییز ایستاده‌ام و دور از خودم. در شهری که دیگر هیچ‌کس دنبال گم‌شده‌ها نمی‌گردد... |سیامک تقی‌زاده| @PhilosophicalPractice

یادداشت یعنی یادداشت یادداشت یعنی همین یادداشت. زیادی سر و کول‌اش را باله زده‌ی. زیادی پچیده‌اش کرده‌ی. ساده است. نگاه کن! چهار کلمه روی هم بگذاری می‌شود یادداشت. چند روزی است عقرب‌کِشی می‌خانم؛ این شروعِ دوباره‌ کتابخاندن من است. چی شروع غم‌آغاز گونه‌ی. ماه‌ها فاصله از کتاب، من را غول‌چیز نفهم ساخته است. غولی که می‌خورد و می‌خابد و یگام‌یگام باشگاه میرود که مثلن از غول‌گریش چیزی کم نشود. اشتباه است فکر کنی؛ خوب کتابی را خاندم و چیز‌های از آن در من ماند. اگر خانش متوقف شود، می‌بینی که هیچ‌چیزی‌ در تو نمانده. مانند ریگی می‌شوی که آب تو را ترک کرده. مانند جزیره‌ی دور افتاده که ماهی‌هانش را سیل برده. تنهایی بدون کتاب بدترین نوع تنهایی است. بدون کتاب هم می‌شود زندگی کرد، اما اینکه حیاتت بند کتاب شود هرگز دیگر… مبادا که کتابخان باشی و بعد کتاب‌نخان شوی. دق‌مرگ‌ می‌شوی. دلت یک ذره می‌شود. خودم را معذور می‌دارم که بپرسم آقایانی که صبح‌شان را بدون شعر آغاز می‌کنند، چطور یک مشت دبنگ ول‌گرد، لات سر کوچه نمی‌شوند؟ #یادداشت_روزانه

یک روز ننوشتن یعنی نوشتن را فراموش کن آنقدر ننوشته‌ام که دیگر نوشتن از سرم رفته است. آغاز دشوار است. سر هم کردن یک جمله‌ هم دشوار است. دست کم برای من. باید چقدر نوشت تا به مسیر نوشتن بازگشت؟ باید چقدر خواند؟ اما می‌شود مگر نه که اینطور است؟ این شده مسئله‌ی که همه‌جا به آن می‌آندیشم. در کل کار نشد ندارد اما چطور شد دارد؟ #یادداشت_روزانه

هر زمان که از زندگی به تنگ آمدید دست به قلم شوید، نوشتن درمان بزرگ همه‌ی دردهای بشری است. |کارل گوستاو یونگ| @PhilosophicalPr
هر زمان که از زندگی به تنگ آمدید دست به قلم شوید، نوشتن درمان بزرگ همه‌ی دردهای بشری است. |کارل گوستاو یونگ| @PhilosophicalPractice

می‌خواستم در آغوشت بگیرم نبودنت را در آغوش می‌گیرم می‌خواستم صدایت را ببوسم خنده‌ی فاصله‌ها را می‌شنوم لب‌هایم صورتم را از هم
می‌خواستم در آغوشت بگیرم نبودنت را در آغوش می‌گیرم می‌خواستم صدایت را ببوسم خنده‌ی فاصله‌ها را می‌شنوم لب‌هایم صورتم را از هم دریده‌اند از کویرِ تشنه‌ی دست‌هایم درخششی پدیدار می‌شود می‌خواستم ببینمت چشم‌هایم را می‌بندم می‌روم از یک طرفِ سرم به طرفِ دیگرش کجایی تو واسکو پوپا دوردست‌های درونِ ما ترجمه‌ی شهرام شیدایی، آزیتا بافکر، کامران تهرانی ‌ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @shahramsheydayi

پاییز خواهد آمد برگ‌ها را نجات دهید آن‌های که رنگ زرد دارند پناهنده‌اند مرزها لباس ندارند ببخشید سیم‌های خاردارتان یادتان رفته است؟ اینجا خانه‌ی بانوی من بود زمانی #شعر_گونه

وقتی پاییز تو را از یاد برد دیگر برگ‌ها را حساب نکردیم ببخشید شما گذشته‌ام را ندیده‌اید؟
وقتی پاییز تو را از یاد برد دیگر برگ‌ها را حساب نکردیم ببخشید شما گذشته‌ام را ندیده‌اید؟

برای فرار از نوشتن هرکسی راهکار خودش را دارد؛ یکی سیگار می‌کشد یکی کتاب می‌خواند یکی هم به فیسبوک و انستاگرام پناه می‌برد. منم گاهی به یکی مسج می‌گذارم. تو برای فرار از نوشتن چی‌کار می‌کنی؟

♻️«وقتی در مورد دو کار جالب و مهیج به تو حق انتخاب دادند، کاری را که تا به حال انتخاب نکرده‌ای انتخاب کن.» -جکسون براون ✏️درب
♻️«وقتی در مورد دو کار جالب و مهیج به تو حق انتخاب دادند، کاری را که تا به حال انتخاب نکرده‌ای انتخاب کن.» -جکسون براون ✏️درباره‌ی چالش #پندک: خودپند چیست و چرا چالش پندک؟ 🟠در یک جمله به خود پندی بدهید 🔺همین پایین بنویسید #خودپند ⬇️

دوباره بگشا غنچه! دوباره دست‌های گرمت را به گونه‌های خسته بکش! دوباره بخوان که در تنهائی دلم هوای گریه نکند -فریدون گیلانی، س
دوباره بگشا غنچه! دوباره دست‌های گرمت را به گونه‌های خسته بکش! دوباره بخوان که در تنهائی دلم هوای گریه نکند -فریدون گیلانی، ساقه‌های تو، ص۵۶

«نوشتن، راهی برای زندگی کردن است. من بدون نوشتن، نمی‌دانم چه کار کنم.» -ریموند کارور
«نوشتن، راهی برای زندگی کردن است. من بدون نوشتن، نمی‌دانم چه کار کنم.» -ریموند کارور

آیا ما بیش از ۳ بار عاشق می‌شویم؟ چند سال پیش توی یکی از قصه‌های هاروکی موراکامی خواندم که ما آدم‌ها فقط ۳ بار عاشق می‌شویم.
آیا ما بیش از ۳ بار عاشق می‌شویم؟ چند سال پیش توی یکی از قصه‌های هاروکی موراکامی خواندم که ما آدم‌ها فقط ۳ بار عاشق می‌شویم. تا آن زمان دو بار عاشق شده بودم، دو عشق طولانی که اسکلت اصلی روح و شخصیتم را شکل داده بودند. از آن روز به بعد از اینکه روی یک رابطه اسم عشق سوم را بگذارم طفره رفته‌ام، شاید ناخودآگاه می‌ترسم که کوپنم تمام شود. این نکته را گفتم تا به حرف مهم‌تری برسم. استفاده از عدد ۳ معجزه می‌کند. کافی است در هر متن و ایده‌ای سعی کنی از عدد ۳ استفاده کنی، می‌بینی که به‌سرعت ذهنت نظم می‌گیرد. عدد ۳ یادآور مثلث است که به نظر من شکل هندسی مهمی است که در ساختار بخشیدن به افکار یاری‌دهنده است. ۳ را در جاهای مختلفی می‌بینیم: از «آغاز، میان، پایان» و «فیلم‌نامه‌نویسی ۳ پرده‌ای» تا «۳راهی برق»! قدرت عدد ۳ در این است که هر ایده و فکری را به شکل جذاب‌تر و موزون‌تر در ذهن ماندگار می‌کند. |شاهین کلانتری|

«اگر می‌خواهی نویسنده شوی، دو چیز پیش از همه لازم است: بنویس و بخوان، به اندازه‌ای که بتوانی. هیچ راه میان‌بری وجود ندارد.» ا
«اگر می‌خواهی نویسنده شوی، دو چیز پیش از همه لازم است: بنویس و بخوان، به اندازه‌ای که بتوانی. هیچ راه میان‌بری وجود ندارد.» استیفن کینگ-