ar
Feedback
OLĒKA

OLĒKA

الذهاب إلى القناة على Telegram

🕰️Few memorable days... 🎞️All the photos were taken by me :) 🪧Message➽ @ohleekuhbot 📷My Photography Channel‌➽ @Ozyouree 📽️Pinterest➽https://pin.it/6AXd15bNl 🎥Instagram➽https://www.instagram.com/ohleekuh?igsh=MXRqMHAyNnllcDB4NA==

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
223
المشتركون
-124 ساعات
-67 أيام
-1930 أيام
أرشيف المشاركات
چرا بیدارید جدی

چی بگم والا امیدوارم خوب باشی

Repost from Club of thinking
دوست دارم منفجر شوم، جاری شوم و ذره‌ذره‌ شوم تا غبار، فروپاشی من شاهکارم خواهد بود. دوست دارم در جهان ذوب شوم و جهان نیز لذت‌آلود در من ذوب شود، این چنین در هذیانمان رویایی آخرالزمانی، غریب و عظیم همچون تمام مکاشفه‌های سپیده‌دمان، پدید آید. بگذار این رویا شکوهی رازآلود و سایه‌هایی پیروزمند به بار آورد، بگذار تا حریقی فراگیر جهان را ببلعد و شعله‌هایش شعفی سحرگاهی، به پیچیدگی مرگ و مسحورکنندگی نیستی، پدید آورد. تغزل ففط از طریق هذیان به شکل غایی خود می‌رسد. تغزل محض، تغزل آخرین دم است. در تغزل محض، بیان، تبدیل به واقعیت می‌شود و دیگر تجسمی ناقص، جزئی و ناروشن نیست...
بر قله‌های ناامیدی امیل چوران ترجمه سپیده کوتی

کاش بخوابم

امیدوارم تو زندگی‌هاتون چیزی یا کسی باشه که تو این موقعیت‌ها، بتونید بهش پناه ببرید.

خسته ‌ام خیلی خسته

من دارم لای چرخ‌دنده‌های زندگی له میشم ببخشید که نیستم.

Repost from Ozurie
مدتی هست که نه توان این رو دارم که عکاسی کنم و نه زندگی بهم اجازه میده، ممنونم که درک می‌کنید. 𖹭

photo content

خودم رو فراموش کردم، تو یادم بری

photo content

224 km·155 m·80 cm

photo content

224 km · 155 m · 80 cm

Repost from N/a
“An eye for an eye, a tooth for a tooth. Just between you and me, I think the order stinks. What the hell good is it going to do to kill these guys? We don’t have any planes left, we don’t have any warships, our best troops are dead. Just the other day some kind of special new bomb wiped out the whole city of Hiroshima in a split second. Either we’re going to be swept out of Manchuria or we’ll all be killed, and China will belong to the Chinese again. We’ve already killed a lot of Chinese, and adding a few bodies to the count isn’t going to make any difference.

اگر قرار هست روزی این داستان رو بخونید این پیام رو نخونید ممکنه اسپویل بشید اما توصیف و نقطه نظر قابل تأملی بود

میزان خونسردیشون موقع اون جنایت ها برام جالب بود. انگار نویسنده نخواسته کاملا از خوی انسانی عاری شون کنه ولی اجازه هم نمیده ما اونهارو از نوع انسان ببینیم. شاید کل داستان یه جور نمایش قدرت از طرف سرنوشت بوده. نمیدونم. ولی آره زندگی ما پره از این نمایش ها. و ما هم شاید از ترس، خوی انسانیمون داره کمرنگ تر میشه. مثل همون سربازهایی که رنگ از صورتشون رفته بود ولی اختیاری نداشتن.

با هر توصیف دهشتناک از جان دادن، یاد ۱۸ و ۱۹ دی افتادم، از بچه ها که گفت یاد بچه‌های مدرسه که تو بمباران پر پر شدن افتادم و با سربازها یاد ۲۰۰ تا سربازی افتادم که هیچوقت به خونه برنگشتن و با اعدام ها یاد اعدام ‌های اخیر و با توصیف اقیانوس یاد دایی دوستم افتادم که تو کشتی و دریا گم شده و هنوز هیچ خبری ازش نیست... و آری راه های زیادی برای مردن در این سرزمین بوده و هست...

photo content