ar
Feedback
سقوط یک ستاره

سقوط یک ستاره

الذهاب إلى القناة على Telegram

ستاره چرخید و رقصید و چرخید تا سقوط کرد. و باقی ماجرا در یادداشت‌های کنتس آمده، شاپم @sumoonshop

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
542
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-167 أيام
+8830 أيام
أرشيف المشاركات
photo content

Bad Omens - Dying To Love.mp39.82 MB

یک میلیون پول یدونه کتاب رو دادم، فقط باید بذارم روی سرم ستایشش کنم.

این زخم ها رو نگه داشتی چون می‌خوای ثابت کنی بهای گناه‌هایی رو که قبلاً مرتکب شدی پرداخت کردی.

photo content

Repost from وَرطه
«نتیجه‌ی تواضع بیش از حد، شنیدن نصیحت از یک ابله است.»

ببخشید کسی بهم نگفته بود این قسمت هم وجود داره

حالا چجوری باید برم سرکار؟

هربار که از درد میفهمم پریود شدم واقعا حاضرم اون لحظه خودم و دیگران رو سلاخی کنم و‌ قتل عام به راه بندازم.

از pms و جواب نداشتن علم براش متنفرم.

نمی‌دونم واقعا چندتا باکس نوشابه و آب جا به جا کردم ولی از گردن تا کمرم درد می‌کنه، مستقل شدن و بزرگسالی عالیه حتما نصب کنید.

Repost from 鯉の池`
این پیام رو فور کنین یه ماموریت تابستونی بهتون بدم. ( برای ماه آخر تابستون ) ⛲️🪉
< دوست داشتین جوین شین >

می‌نویسم و می‌نویسم و واژه ها را از نو به تبعیدگاه ابدی‌شان می‌فرستم. آدمی هرگز نمی‌داند تو شب‌ ها را چگونه صبح کرده‌ای. هرگز قدر داشته هایش را نمی‌داند و گمان می‌کند عدالت چیزی جز یک شوخی مضحک نیست؛ شوخی‌ای که اجدادمان آغازش کردند و ما هنوز نسل به نسل ادامه‌اش می‌دهیم.

می‌نویسم و می‌نویسم و واژه‌ها را از نو به تبعیدگاه ابدی‌شان می‌فرستم. آدمی هرگز نمی‌داند تو شب‌ها را چگونه صبح کرده‌ای. هرگز قدر داشته‌هایش را نمی‌داند و گمان می‌کند عدالت چیزی جز یک شوخی مضحک نیست؛ شوخی‌ای که اجدادمان آغازش کردند و ما هنوز نسل به نسل ادامه‌اش می‌دهیم.

می‌نویسم و می‌نویسم و واژه‌ها را از نو به تبعیدگاه ابدی‌شان می‌فرستم. آدمی هرگز نمی‌داند تو شب‌ها را چگونه صبح کرده‌ای. هرگز قدر داشته‌هایش را نمی‌داند و گمان می‌کند عدالت چیزی جز یک شوخی مضحک نیست؛ شوخی‌ای که اجدادمان آغازش کردند و ما هنوز نسل به نسل ادامه‌اش می‌دهیم.

photo content
+1

در طول روز انقدر کار دارم که یکی دو ساعت آخر شبم رو فقط برای تنها بودن با خودم نیاز دارم. ذهنم بدون نوشتن خیلی شلوغ میشه و پردازش ورودی های جدید برای مغزم ناممکن.

photo content
+1

نمی‌دانم دیگر، من هم خودم را جایی جا گذاشتم و شاید بعد دیگر جرعت نکردم به دنبالش بازگردم.

photo content