قصهگویِ ویندریا.
الذهاب إلى القناة على Telegram
_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
322
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
بایدِ مطلقی وجود ندارد.
لحظه ای که فرد دچار رنج میشود، ممکن است حتی برای خدای نداشته اش هم سجده کند.
چه باک؟ مهم، خروج و عبور از بحران است.
میخوام درمورد یکی از سریالهای شاهکار باهاتون حرف بزنم؛
یعنی سریالِ «Game of Thrones».
همین چند روز پیش بود که نصف فصل ششم رو تموم کردم، و توی تمام این مدت میدونید کدوم شخصیت حرصآورترین بود و بیشترین فشار روانی رو به من تحمیل کرد؟
نه، اون جافری لنیستر نبود؛ بلکه شخصیتی با جایگاه کوچیکتر بود.
رمزی بولتون!
مردی که بیشتر از جافری یا سرسی لنیستر منو عصبی کرد.
رمزی نمونهی بارز یک آدم مریض، دیوانه، قدرتطلب و سادیسمی بود؛
کسی که انگار هیچ حد و مرزی برای خودش نمیشناخت و از آزار دادن دیگران، نهتنها ابایی نداشت، بلکه واقعاً لذت میبرد.
رمزی بیش از حد کنترلگر بود؛ و اگر با چیزی روبهرو میشد که نمیتونست کنترلش کنه، بدون هیچ تردیدی اون رو از سر راهش بر.
اما جدا از تمام اینها، بهنظرم چیزی که رمزی رو چند برابر رومختر میکرد، آرامش و خونسردیش بود؛ چه در حرف زدن، چه در برخورد با دیگران و حتی وقتی داشت کسی رو آزار میداد.
و این دقیقاً چیزیه که از یک آدم کنترلگر انتظار میره؛
اون آرومه، چون میدونه افسار دست خودشه و تو کاری از دستت برنمیاد.
وشاید به همین دلیله که هر بار رمزی وارد صحنه میشد، قبل از اینکه اتفاقی بیفته، خودِ حضورش بهتنهایی میتونست منو عصبی کنه:)
جافری عصبانیکننده بود، سرسی ترسناک و حسابگر؛
اما رمزی...
رمزی واقعاً آرامش روانی بیننده رو هدف گرفته بود:))
میخوام درمورد یکی از سریالهای شاهکار باهاتون حرف بزنم؛
یعنی سریال «Game of Thrones».
همین چند روز پیش بود که نصف فصل ششم رو تموم کردم، و توی تمام این مدت میدونید کدوم شخصیت حرصآورترین بود و بیشترین فشار روانی رو به من تحمیل کرد؟
نه، اون جافری لنیستر نبود؛ بلکه شخصیتی با جایگاه کوچیکتر بود.
رمزی بولتون!
مردی که بیشتر از جافری یا سرسی لنیستر منو عصبی کرد.
رمزی نمونهی بارز یک آدم مریض، دیوانه، قدرتطلب و سادیسمی بود؛
کسی که انگار هیچ حد و مرزی برای خودش نمیشناخت و از آزار دادن دیگران، نهتنها ابایی نداشت، بلکه واقعاً لذت میبرد.
رمزی بیش از حد کنترلگر بود؛ و اگر با چیزی روبهرو میشد که نمیتونست کنترلش کنه، بدون هیچ تردیدی سعی میکرد اون رو از سر راهش برداره.
اما جدا از تمام اینها، بهنظرم چیزی که رمزی رو چند برابر رومختر میکرد، آرامش و خونسردیش بود؛ چه در حرف زدن، چه در برخورد با دیگران و حتی وقتی داشت کسی رو آزار میداد.
و این دقیقاً چیزیه که از یک آدم کنترلگر انتظار میره؛
اون آرومه، چون میدونه افسار دست خودشه و تو کاری از دستت برنمیاد.
وشاید به همین دلیله که هر بار رمزی وارد صحنه میشد، قبل از اینکه اتفاقی بیفته، خودِ حضورش بهتنهایی میتونست منو عصبی کنه:)
جافری عصبانیکننده بود، سرسی ترسناک و حسابگر؛
اما رمزی...
رمزی واقعاً آرامش روانی بیننده رو هدف گرفته بود:))
Repost from نارنیا
این پیام و یکی از پستای اینجا رو فوروارد کنین بهتون بگم وایب چه گیاهی رو میدین=))🌱
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
سلام. این پیامو فوروارد کنید تا پست خوشگلتونو فوروارد کنم باهم ببینیم.
گفتم كه با فراق مدارا كنم، نشد
يک روز را بدون تو فردا كنم، نشد
در شعر شاعران همه گشتم كه مصرعى
در شان چشم هاى تو پيدا كنم، نشد
گفتند عاشق كه شدى؟ گريه ام گرفت
ميخواستم بخندم و حاشا كنم، نشد
بيزارم از رقيب كه تا آمدم تو را
از دور چند لحظه تماشا كنم، نشد
شاعر شدم كه با قلم ساحرانه ام
در قاب شعر، عشق تو را جا كنم، نشد
_سجاد سامانی_
Repost from گل فروشی وگا 🍎
https://t.me/ba_ghalam
شما در زندگی بعدی ایده پرداز متن کتاب های کلاسیک میشی چون به نظرم قلمت خیلی زیباست.
